در دوران معاصر، موردی مثل ونزوئلا سراغ نداریم که آمریکا در آن کشور مداخله کرده باشد و با ربایش رئیس جمهور، شرایط سیاسی نوینی را بوجود آورده باشد به گونهای که قراردادی ۱۰۰ ساله برای دراختیارگرفتن نفت آن کشور امضا میکند. چگونه میتوان این قرارداد را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ باید گفت که اولا قرارداد، بازتاب متن و نوشتاری استعماری است؛ ثانیاً این قرارداد در یک فضای استعماری منعقد شده است؛ ثالثاً معنای عمیق متن و فضای پیرامون آن پژواک روندی استعماری است و رابعاً خبر از بازگشت استعمار سنتی و کهن به روابط بینالمللی را میدهد.
متن قرارداد نشان میدهد که عملاً کنترل ۶۵ میلیارد بشکه ذخائر نفت ونزوئلا در اختیار آمریکا قرار میگیرد و یک کمپانی خاص شکل میگیرد که یک پایه اصلی آن ایالات متحده است. آمریکا در هیئت مدیره این کمپانی، حق وتو خواهد داشت. این کمپانی، دومین کمپانی به لحاظ اهمیت و وسعت کار بعد از آرامکو که استخراج نفت عربستان را در کنترل دارد، خواهد بود. براساس متن این قرارداد، کنترل ۱۷ حوزه نفتی در ونزوئلا را آمریکا در اختیار خواهد گرفت.
آنچه متن استعماری قرارداد را بیشتر حساس میکند، امضای آن توسط وزیران خارجه و جنگ ایالات متحده است. براساس آنچه منتشر شده، ۳۵درصد نفت استخراج شده در اختیار وزارت جنگ آمریکا قرار خواهد گرفت. توضیحات کاخ سفید در ۳۱ اوت بسیار پرنکته است؛ ازجمله اشاره به دکترین مونروئه و اینکه این قرارداد باید مورد جدیدی قلمداد گردد. توضیح آنکه دکترین مونروئه، اشاره به اعلام جیمز مونروئه، وزیر خارجه وقت آمریکا در ۱۸۲۳ است که عملاً تا آمریکای لاتین را منطقه انحصاری استعماری ایالات متحده معرفی کرد و قدرتهای استعماری را از ورود و داشتن فعالیت استعماری در این قاره برحذر داشت. بیانیه ۳۱ اوت کاخ سفید ضمن نام بردن از دکترین مونروئه، نسبت به دو قدرت جهانی امروز یعنی روسیه و چین لحن انتقادی و اخطارگرایانه دارد. …

![[سیدمحمدکاظم سجادپور] بازگشت استعمار سنتی به روابط بینالملل](/news/u/2026-09-07/ettelaat-g3ulk.webp)

![[سیدمحمدکاظم سجادپور] بازگشت استعمار سنتی به روابط بینالملل](/news/u/2026-09-07/ettelaat-g3ulk.jpg)






































































