حقیقت این است که ما در حوزه تابآوری ذهنی و ادراکی، هنوز تا رسیدن به دانشی نظاممند و عملیاتی فاصله داریم. وقتی از «بستههای تابآوری اجتماعی» سخن میگوییم، منظورمان تنها تابآوری معیشتی نیست؛ هرچند معیشت ستون اصلی است، اما آنچه جامعه را در بزنگاههای سخت سرپا نگه میدارد، تابآوری روانشناختی است.
ما نیازمند دستورالعملی هستیم که دانش تابآوری را به زبانِ مشترک دستگاههای اجرایی و کنشگران فرهنگی و اجتماعی تبدیل کند تا هر تصمیم و رفتاری، به مثابهِ تقویتکنندهی روانِ جمعی عمل کند و هر مقام مسئول و هر کنشگر فرهنگی و اجتماعی بداند باید چه رفتاری برای کمک به تابآوری ذهنی جامعه در پیش بگیرد. هدف ما در انجمن، تبدیل این دغدغهها به دانشی کاربردی است که چراغ راه سیاستگذاران در تدوین آییننامهها باشد.
نکتهای که نباید از آن غافل شد، ذات جنگهای نوین است. برخلاف آنچه گفته میشود که رژیمهای سیاسی هدف هستند، اما جنگها در لایههای زیرین، انسانها را هدف میگیرند. اگرچه صورتمسئله در نگاه ژئوپلیتیک، آبراهها و جغرافیاست، اما در جنگ شناختی، هدف اصلی، «ادراک» انسانهاست. این جنگ، پیش از آنکه تمامیت ارضی را نشانه برود، تمامیت ذهنی ما را هدف گرفته است. خنک کردنِ فضای جامعه؛ یک وظیفه در تراز امنیت ملی
بیش از دو سال است که با استفاده از ابزارهای گوناگون و به ویژه حوزه رسانه، ذهنیت ایرانیان و امیدهای مردم مورد هجمه بوده است. دشمن میخواهد جامعه را «داغ» کند و به اضطراب بکشاند؛ در چنین شرایطی، وظیفه هر کنشگر و مسئول، «خنک کردن» فضای جامعه و ایجاد آرامش روانی است. متأسفانه گاهی گرایشهای سیاسی باعث میشود که اهمیت این «آرامشبخشی عمومی» به درستی درک نشود.
ایجاد چشمانداز امید در لحظاتی که خشم در حال تولید و گسترش است، نه یک امر تزئینی، بلکه یک وظیفه فوری و حیاتی است؛ چرا که هدف دشمن، قطع امید جامعه از توانایی دولت و پدید آوردن خستگی ذهنی مردم است. تابآوری ادراکی؛ سنگر اصلی …
























































































