همین تناقض ظاهری یک پرسش مهم را ایجاد کرده است: چرا واردات خودروی کامل امکانپذیر است، اما تامین قطعات مورد نیاز خطوط مونتاژ با چنین چالشهایی مواجه شده است؟
بررسی دیدگاه فعالان و کارشناسان صنعت خودرو نشان میدهد پاسخ این پرسش را باید در تفاوت میان زنجیره تامین خودروی کامل و زنجیره تامین قطعات جستوجو کرد. خودرو بهعنوان محصول نهایی میتواند از مسیرهای متنوع و با استفاده از واسطههای تجاری وارد کشور شود، اما بسیاری از قطعات مورد استفاده در خودروهای مونتاژی باید از تامینکنندگان مشخص و مورد تایید سازنده اصلی تهیه شوند. چرا واردات خودرو راحتتر از تامین قطعه به نظر میرسد؟
خودروی کامل یک کالای نهایی است و واردکننده میتواند آن را از مبادی مختلف و حتی از طریق کشورهای واسطه تامین کند. در مقابل، تامین بسیاری از قطعات فنی خودروهای مونتاژی تابع استانداردها و الزامات مشخص سازنده اصلی است.
به همین دلیل، حتی اگر امکان جابهجایی تجاری یک قطعه از مسیرهای غیرمستقیم وجود داشته باشد، الزام به استفاده از قطعه مورد تایید سازنده میتواند دامنه انتخاب مونتاژکار را محدود کند.
در برخی موارد نیز ماهیت دوگانه برخی قطعات، حساسیتهای بیشتری در فرآیند تجارت و حملونقل ایجاد میکند. در نتیجه، مسیر تامین قطعه برای خطوط تولید لزوماً با مسیر تامین یک خودروی کامل یکسان نیست. حاشیه سود خودرو، هزینه تحریم را قابلتحملتر میکند
عامل دیگری که در این میان اهمیت دارد، تفاوت اقتصاد واردات خودرو و قطعه است. خودرو به دلیل ارزش بالاتر هر محموله و حاشیه سود بالقوه بیشتر، ظرفیت بیشتری برای تحمل هزینههای حملونقل، واسطهگری و سایر هزینههای تجارت غیرمستقیم دارد. …































































































































































