عطیه رفیع-پژوهشگر شهری: تهران سالهاست با ترافیک سنگین کلنجار میرود؛ اما آنچه بیش از خود ترافیک به پرسش نیاز دارد، شیوه مواجهه با آن است. چرا دهههاست پاسخ مدیریت شهری به این مسئله تقریبا همیشه یکسان مانده است: بتن بیشتر، اتوبان بیشتر، تقاطع غیرهمسطح بیشتر. بزرگراه طبقاتی صدر را میتوان نقطه اوج این منطق دانست؛ پروژهای عظیم که با وعده روانسازی ترافیک و کاهش زمان سفر ساخته شد و قرار بود یکی از گرههای اصلی شمال و شرق تهران را بگشاید. در زمان اجرا، از آن بهعنوان نماد توان مهندسی و مدرنیزاسیون شهری یاد میشد. اما امروز، وجود ترافیک در هر دو طبقه آن، بیش از هر چیز محدودیت همان رویکرد را آشکار میکند. صدر فقط یک پروژه عمرانی نبود؛ تجلی نوعی نگاه به شهر بود؛ نگاهی که مسئله شهر را پیش از هر چیز در حرکت خودرو میبیند و راهحل را در ساختن مسیر بیشتر میجوید. این یادداشت میکوشد صدر را از همین منظر بخواند، در سه لایه: نخست، چرا حتی بهعنوان یک راهحل مهندسی هم محکوم به شکست بود؛ سپس، در دل کدام اقتصاد سیاسی ساخته شد و چرا بیش از آنکه پاسخ باشد، نمایش بود؛ و سرانجام، اینکه هزینهاش را چه کسی پرداخت و سودش به جیب چه کسی رفت. صدر، بیش از یک سازه، نماد نوعی سیاستگذاری است که هم در حل ازدحام ناکام ماند و هم پرسشهایی جدی درباره عدالت فضایی پیش کشید.
قانونهایی که صدر نادیده گرفت …



































































































































































