این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
جوان آنلاین: شهیدان محمد مسعودی و فائزه زینالی، دایی و خواهرزاده بودند که عصر روز ۱۴ اسفندماه همراه پدر محمد (پدربزرگ فائزه) برای دور شدن از بمباران تهران عازم روستای آبا و اجدادیشان میشوند. آنها که اصالتاً اهل مراغه بودند، میخواستند چند روزی از شلوغی تهران دور باشند، اما، چون قسمتشان شهادت بود، در بزرگراه قزوین به زنجان در توقفی که در مجتمع رفاهی پاسارگاد داشتند، مورد اصابت پرتابههای دشمن قرار میگیرند و همراه چند نفر دیگر از هموطنانمان به شهادت میرسند. ساعت پنج بعدازظهر که این اتفاق میافتد، حاج احمدعلی، پدر محمد، برای اینکه نمازش قضا نشود، به نمازخانه مجتمع میرود و، چون از محل فاصله گرفته بود، مجروح میشود. این خانواده که همگی غیرنظامی بودند، قربانی جنایات جنگی محور امریکایی- صهیونیستی میشوند و دو شهید و یک جانباز میدهند. در گفتوگو با خدیجه مسعودی، خواهر شهید محمد مسعودی و خاله شهیده فائزه زینالی، گذری به زندگی و نحوه شهادت این دو شهید جنگ تحمیلی رمضان میاندازیم. از آقا محمد شروع کنیم، موقع شهادت چند سالشان بود؟
برادرم محمد جان، متولد سال ۱۳۶۸ بود و موقع شهادت ۳۶ سال داشت. شغلش آزاد بود و سرش در کارش خودش بود. برادرم نه نظامی بود و نه حتی فعالیت خاصی داشت. یک غیرنظامی بود که به همراه خواهرزادهمان فائزه جان بر اثر بمباران دشمن امریکایی- صهیونیستی به شهادت رسیدند تا سندی بر جنایات جنگی آنها باشند.
چطور شد که آن روز برادرتان از بین اعضای خانواده، خواهرزادهاش را با خودش همراه میکند تا به سفر بروند؟ گویا این سفر برای دور شدن از بمبارانهای تهران بود؟ …























































































































