همین انتخاب، مهمترین برگ برنده سریال است و شاید بزرگترین فرصت ازدسترفته آن هم باشد. «اسباب زحمت» پس از وقفهای چندماهه دوباره روی آنتن آمده و قرار است قصه احمد و همراهانش را ادامه دهد. مجموعهای که در ظاهر کمدی است، اما زیر پوست شوخیهایش مدام با پول، ناامنی اقتصادی، خانواده، شکست و اضطراب زندگی شهری سروکار دارد. نتیجه اثری دوگانه است. یک جا گرم، زنده و بامزه و چند دقیقه بعد پراکنده، کمرمق و گرفتار قصههایی که معلوم نیست کدامشان باید جدی گرفته شوند.
شهری داخل کارتنها
ایده اولیه «اسباب زحمت» واقعاً هوشمندانه است. کارگر اسبابکشی بدون آنکه فضول باشد، وارد خصوصیترین بخش زندگی آدمها میشود. کمد را بلند میکند و پشتش دیواری را میبیند که سالها رنگ نشده، تخت کودکی را باز میکند که دلش نمیخواهد خانهاش را ترک کند و یخچال خانوادهای را حمل میکند که شاید برای پرداخت اجاره همان خانه درمانده باشند.
پس هر باربری میتواند یک داستان باشد
سریال در بهترین لحظههایش این قابلیت را میفهمد. آدمهایی را نشان میدهد که فاصله میان خواسته و تواناییشان هر روز بیشتر میشود. خرید یک کامیون میتواند به بحران تبدیل شود، یک تصمیم مالی غلط ممکن است پسانداز چند ساله را ببلعد و تلفن همراهی که قرار بود زندگی را آسانتر کند، با بالا و پایین رفتن چند عدد اضطراب تازهای به خانه بیاورد.
این بخش اجتماعی اثر زمانی جذابتر است که توضیح داده نمیشود. احمد را میبینیم که برای جور کردن پول تقلا میکند و همین تصویر برای فهم موقعیت کافی است. درد اقتصادی اینجا زمانی مؤثر است که شخصیت دربارهاش سخنرانی نمیکند، آن را زندگی میکند.
خنده میان مکثها …



































































































































































