جمهوری اسلامی ایران اگرچه از دیپلماسی استقبال می کند اما فرمول مذاکره برای مذاکره را نمی پسندد،مذاکره در زمانی ارزش دارد که برای رسیدن به نتیجه باشد و طرفین،به اجرای تعدات خود متعهد باشند.در مقطع فعلی،دلیلی هم برای انجام مذاکره مجدد نیست،چون در مذاکره پیشین تفاهمنامه ای در سطح روسای جمهور امضا شده و در دسترس است.اگر برای آمریکا،بی اعتبار شدن امضای رئیس جمهور اهمیتی ندارد اما در ایران،امضای رییس جمهور معتبر است و می بایست مفاد تفاهمنامه ای که امضا شده،برای توقف جنگ و حل و فصل بقیه اختلافات، اجرا شود.
انجام مذاکرات برای فهمیدن مطالبات و مقاصد طرف مقابل، یک اقدام منطقی و هوشمندانه بود اما امروز نه تنها تهران بلکه بسیاری از سیاسیون جهان نیز در مورد جدیت طرف آمریکایی برای اجرای تفاهمات دچار تردید هستند و تکرار مذاکره ای نافرجام را توصیه نمی کنند.البته کشورهای میانجی مانند پاکستان و قطر،فعال هستند و پیام هایی را منتقل می کنند اما انتقال پیام به معنای مذاکره نیست و در شرایط فعلی تمایل و ارادهای در طرف ایرانی برای مذاکره با آمریکا وجود ندارد.
در واقع، وقتی آمریکا در آزمون مذاکرات و اجرای تفاهمات،مردود شده چگونه میتوان از مذاکره مجدد سخن گفت؟ کسانی که دلسوزانه یا ناآگاهانه، مسئولین نظام را به مذاکره مجدد دعوت میکنند آیا نباید از رویکرد آمریکا در بی اعتبار کردن امضای رئیس جمهور خود، تجربه اندوخته باشند؟تجربه چندین بار مذاکره با آمریکا نشان میدهد که این کشور به دلیل اتکا به قدرت نظامی، اقتصادی و امنیتی، تنها به تامین منافع خود فکر میکند و از طرفِ مقابل، امتیاز نقد و فوری میخواهد و در مقابل، فقط وعده میدهد.
جمهوری اسلامی ایران درعین اقتدار، از جنگ و تنش استقبال نمیکند و در عین حال رویکرد مذاکره برای مذاکره را نمی پذیرد. بر این اساس مناسب است اصحاب سلایق سیاسی از رویکرد نظام حمایت کرده و با حفظ انسجام ملی، برای ایستادگی در مقابل ترفندهای متناقض دشمن ارائه طریق نمایند. کد مطلب 2260666



































































































































































