در روزگاری که سایه سنگین التهابات منطقهای و دلهرههای ژئوپلیتیک بر سر کشور سنگینی میکند و چرخدندههای بیرحم تورم، نفس معیشت مردم را به شماره انداخته است، شنیدن برخی اعداد و ارقام از دل ساختمان سئول، بیشتر شبیه به یک دهنکجی تلخ به افکار عمومی است تا اخبار ورزشی. ماجرا دیگر بر سر یک مستطیل سبز، یک توپ و چند تاکتیک اشتباه نیست؛ داستان بر سر ذبح کردن واژههای مقدسی است که سالها در فرهنگ این مرز و بوم ریشه دواندهاند. وقتی سرمربی تیم ملی ایران، پس از ثبت یکی از ناامیدکنندهترین نتایج تاریخ فوتبال کشور، دم از ایثار میزند و همزمان فاکتورهای نجومی روی میز فدراسیون میگذارد، باید فاتحه این ساختار را خواند و برای مرثیهای که بر پیکر این فوتبال خوانده میشود، به سوگ نشست.
همه چیز از یک نمایش ناکام در آمریکای شمالی آغاز شد. جامجهانی ۲۰۲۶ با آن فرمت عجیب و ۴۸ تیمهاش، قرار بود بلیت صعود بیدردسر ما به مراحل حذفی باشد. اما تیمی که با ادعای فتح قلههای جدید و با هدایت ژنرال وطنی راهی مسابقات شده بود، در آسانترین مسیر ممکن به بنبست خورد. سه تساوی مایوسکننده، نمایشی بیروح، تاکتیکهایی که بوی کهنگی میدادند و در نهایت، بازگشت زودهنگام به تهران. تیم ملی ایران از گروهی که صعود از آن نیازمند هیچ معجزهای نبود، بالا نیامد. این یک شکست تمامعیار بود. یک فاجعه فوتبالی که انتظار میرفت حداقل با یک عذرخواهی خشک و خالی از سوی کادرفنی همراه شود. اما در کمال ناباوری، نهتنها خبری از پذیرش تقصیر نبود، بلکه پرده از رازی برداشته شد که داغ این حذف را هزاران بار سوزانتر کرد؛ پاداش ۱۴۰میلیارد تومانی برای صعود به جامجهانی! …


































































































































































