لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
برای اولین بار در تاریخ این پادشاهی، عربستان سعودی با بازیگرانی روبروست که از هر جهت به آن حمله میکنند و طرح توسعه شاخص محمد بن سلمان، ولیعهد، را تهدید میکنند، در حالی که ایران فشارهای زمان جنگ را بر شرکای منطقهای ایالات متحده افزایش میدهد.
از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جمهوری اسلامی موشکها و پهپادهایی را به سوی شبهجزیره عربستان پرتاب کرده است که محل استقرار شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) و پایگاههای نظامی آمریکا، از جمله عربستان سعودی، میباشد. هدفگیری زیرساختها و کشتیها در خلیج فارس توسط ایران نیز عملیات حیاتی را در امتداد بنادر شرقی عربستان در ساحل خلیج فارس به شدت مختل کرده است تا تجارت جهانی نفت و گاز را مختل کند.
در حالی که عربستان سعودی تلاش میکرد جریان انرژی را به سمت غرب و سواحل دریای سرخ خود تغییر دهد، «انصارالله» یمن وابسته به ایران، که با نام حوثیها نیز شناخته میشود، هفته گذشته کارزار حملاتی را علیه کشتیرانی عربستان در این شریان حیاتی به سوی کانال سوئز آغاز کرد.
انصارالله سرزمینهایی را در مجاورت مرز جنوبی عربستان در کنترل دارد و همچنین حملات موشکی فرامرزی علیه این پادشاهی انجام داده است و ریاض را به حمله به فرودگاه بینالمللی صنعا در اوایل همین ماه و محاصره یمن از زمان آغاز جنگ به رهبری عربستان علیه این گروه در سال ۲۰۱۵ متهم میکند.
گروه دیگری از «محور مقاومت» به رهبری ایران نیز از شمال به این درگیری پیوسته است. «مقاومت اسلامی در عراق»، متشکل از گروههای شبهنظامی قدرتمند، کارزار حملات موشکی خود را آغاز کرده و در حمله هوایی مشترک آمریکا و عربستان در روز چهارشنبه، تلافیجویی نادری را به دنبال داشت.
روز بعد، عربستان سعودی با اعلام ائتلاف امنیت دریایی متشکل از ۱۴ کشور، گام دیگری برداشت که وظیفه آن دفاع از آزادی کشتیرانی در آبراههای حیاتی است.
این وضعیت نه تنها برای امنیت عربستان، بلکه برای طرح بلندپروازانه «چشمانداز ۲۰۳۰» ولیعهد محمد که وعده تبدیل پادشاهی به یک اقتصاد مدرن و جهانیشده و غیرمتکی به درآمدهای نفتی را میدهد، یک آزمون سخت محسوب میشود.
«عبدالله بن فراح الشایع»، سرتیپ بازنشسته که پیشتر به عنوان وابسته نظامی عربستان در واشنگتن دیسی خدمت میکرد ، به نیوزویک گفت: «چشمانداز ۲۰۳۰ پادشاهی نه تنها یک طرح اقتصادی، بلکه یک پروژه ملی جامع برای ایجاد اقتصادی متنوع و پایدار و تقویت موقعیت پادشاهی به عنوان مرکز جهانی سرمایهگذاری، انرژی، لجستیک، گردشگری و نوآوری است».
الشایع افزود: «از این منظر، پادشاهی امنیت و توسعه را دو مسیر مکمل مینگرد. بدون امنیت، توسعه پایدار ممکن نیست و بدون توسعهای که ثبات، فرصتها و شکوفایی را فراهم آورد، امنیت پایدار نخواهد بود».
عربستان سعودی چه کاری میتواند انجام دهد؟
این مخمصه ریشه در عواملی دارد که پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حتی جنگ اسرائیل و حماس در غزه که بحران بزرگ خاورمیانهای را از اکتبر ۲۰۲۳ به بعد رقم زد، وجود داشته است. اما نفوذ اخیر این تهدیدات، اکنون پیامدهایی نه تنها برای تأثیرگذارترین کشور جهان عرب، بلکه برای کل جامعه بینالمللی به همراه دارد.
الشایع گفت: «چالشهای امنیتی که امروزه عربستان سعودی با آن مواجه است، به بیثباتیای مرتبط است که برخی از کشورهای منطقه را در دهههای گذشته دچار کرده و منجر به ایجاد خلأهای امنیتی شده که گروههای مسلح از آن بهرهبرداری کردهاند، همراه با مداخلات منطقهای که بحرانها را تشدید و طولانی کرده است».
وی افزود: «اثرات این چالشها از مرزهای کشورهای درگیر فراتر رفته و به دغدغهای برای امنیت منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است» و خاطرنشان کرد که «یک محیط منطقهای آشفته بر فضای سرمایهگذاری، زنجیرههای تأمین، امنیت انرژی و تجارت بینالمللی تأثیر میگذارد».
در مورد گزینههای پیش روی ریاض، حملات در عراق نشان داد که این پادشاهی مایل است نبرد را فراتر از مرزهای خود ببرد. ائتلاف دریایی نیز نشاندهنده استراتژی شناخته شده عربستان در کار از طریق مشارکتهای چندجانبه به جای مداخله یکجانبه بود.
الشایع گفت: «پادشاهی برای دههها رویکردی متوازن را در پیش گرفته است که ترکیبی از خرد و عزم است. دست آن به سوی هر آنچه که صلح و ثبات را محقق کند، دراز خواهد بود و به همکاری با شرکای منطقهای و بینالمللی خود برای تقویت امنیت و توسعه ادامه خواهد داد».
وی افزود: «با این حال، در عین حال، در انجام تمام اقدامات مشروع برای تضمین حفاظت از امنیت ملی، حاکمیت و منافع حیاتی خود تردید نخواهد کرد، که این امر ناشی از مسئولیت آن در قبال مردمش و سهم آن در امنیت منطقه و ثبات جهان است».
آموختن «از راه سخت»
هر دو استراتژی در کارزار عربستان علیه انصارالله در یمن نیز به کار گرفته شد، جایی که مداخلهای که ابتدا توسط ولیعهد محمد (که در آن زمان وزیر دفاع بود) رهبری میشد، از دولت مورد شناسایی بینالمللی این کشور که توسط نیروی قدرتمند سرنگون شده بود، حمایت میکرد.
اما حتی با پشتیبانی ۹ کشور عربی، این کارزار نتوانست به پیروزی قاطعی دست یابد و انصارالله تا زمان برقراری آتشبس با میانجیگری سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۲، کنترل بخش زیادی از شمال کشور و تا ۸۰ درصد از جمعیت آن را در دست داشت.
الشایع گفت: «این درگیری پیچیدهتر از جنگهای متعارف بود، زیرا ائتلاف با یک گروه مسلح روبهرو بود که بر جنگ چریکی، بهرهبرداری از زمینهای دشوار جغرافیایی و تقسیمات سیاسی و قبیلهای در یمن تکیه داشت و دارای توانمندیهای موشکی، پهپادی و تسلیحات پیشرفته بود که دستیابی به پیروزی نظامی سریع را بسیار دشوار میکرد».
به اعتقاد وی، «مهمترین درس» برگرفته از این تجربه این است که «مقابله با تهدیدات غیرمتعارف صرفاً به نیروی نظامی وابسته نیست، بلکه به ادغام ابزارهای نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، دیپلماتیک، اقتصادی و رسانهای، علاوه بر قطع منابع مالی و تسلیحاتی گروههای مسلح و تقویت نهادهای ملی دولت نیاز دارد، زیرا عدم وجود دولت، محیطی را ایجاد میکند که سازمانهای مسلح در آن رشد میکنند».
«دانا استرول»، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه که اکنون به عنوان مدیر تحقیقات در مؤسسه واشنگتن برای امور نزدیک شرق فعالیت میکند، به نتیجهگیری مشابهی در مورد چگونگی نشان دادن جنگ یمن از محدودیتهای ابزارهای نظامی برای دستیابی به اهداف استراتژیک، نه تنها برای عربستان، بلکه برای آمریکا و اسرائیل، دست یافت.
استرول به نیوزویک گفت: «عربستان سعودی از راه سخت - پس از سالها جنگ - آموخت که نیروی نظامی به تنهایی برای مقابله با تهدید حوثیها از یمن کافی نیست. این تنها یک سؤال درباره توانمندیهای نظامی عربستان نیست، بلکه مربوط به ماهیت تهدید حوثیها، حمایت ایران از آنها و ریشهدواندن آنها در یمن است».
استرول گفت: «حتی کارزارهای متوالی آمریکا و اسرائیل نیز نتوانست حوثیها را از بین ببرد. بازگشت به جنگ عربستان و حوثیها برای پادشاهی ویرانگر خواهد بود و بر تمرکز دولت بر رشد اقتصادی که به دلیل بیثباتی پس از ۷ اکتبر در سراسر منطقه، دچار وقفههایی شده است، تأثیر خواهد گذاشت».
وی استدلال کرد که همین درس امروز نیز کاربرد دارد، زیرا «نیروی نظامی به تنهایی، چه در ایران و چه در یمن، بدون ساختارهای تشویقی و فرآیندهای سیاسی، به نتایج قطعی منجر نخواهد شد».
وی گفت: «به همین دلیل است که عربستان سعودی با توجه به تابآوری نظام ایران، در حال حاضر تنشزدایی را ترجیح میدهد و این را به دولت ترامپ ابلاغ میکند».
حفظ یکپارچگی پادشاهی
عربستان سعودی همچنین در برابر یک محیط تهدید چندوجهی، تابآوری چشمگیری از خود نشان داده است. ریاض از ابتدا با این درگیری مخالف بود و دیپلماتهایی را برای درخواست از واشنگتن برای اجتناب از رویارویی اعزام کرد و اکنون با پیامدهای مستقیم جنگ دست و پنجه نرم میکند.
این پیامدها همچنین باعث ایجاد تنش در وحدت میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس شده است که در نتیجه این درگیری، تحت فشار امنیتی و اقتصادی قرار دارند. رابطه عربستان با امارات متحده عربی به ویژه به دلیل همترازی روزافزون این کشور با اسرائیل و مشارکت آن در تعدادی از درگیریهای خارجی، مورد توجه قرار گرفته است.
تنشها اوایل امسال به اوج خود رسید زمانی که ریاض از یک عملیات تهاجمی دولت یمن برای معکوس کردن تصرف ناگهانی زمین توسط یک جنبش جداییطلب جنوبی که مورد حمایت ابوظبی بود، حمایت کرد. از آن زمان، دو طرف بر مشارکت پایدار خود تأکید کردهاند، هرچند اختلافات همچنان پابرجاست.
قابل ذکر است که امارات از ائتلاف دریایی جدید به رهبری عربستان حمایت خود را اعلام نکرد. گزارش شده است که امضاکنندگان فعلی شامل بحرین، بنگلادش، کومور، جیبوتی، مصر، اردن، کویت، پاکستان، قطر، ترکیه، سومالی، سودان و دولت یمن هستند.
به احتمال زیاد از این ابتکار توسط کاخ سفید استقبال خواهد شد، که از کشورهای منطقه خواسته است در دفاع از خود گام بردارند. حتی پیامدهای اخیر تصمیم ترامپ برای درخواست از عربستان برای عادیسازی روابط با اسرائیل به منظور دستیابی به توافق هستهای مورد انتظار، هنوز عزم پادشاهی را به طور قاطع متزلزل نکرده است، اگرچه به دنبال ترتیبات جایگزین با چین و روسیه است.
«علی شیهابی»، کارشناس سیاسی عربستان که پیشتر ریاست اندیشکده «شبهجزیره عربستان» (Arabia Foundation) را بر عهده داشت و در هیئت مشورتی پروژه شهر فوقمدرن «نئوم» (NEOM) خدمت کرده بود، استدلال کرد که سیاست موازنهگری پادشاهی - همراه با مشارکت استراتژیک آن با آمریکا - راهی برای خروج از بحران فعلی فراهم خواهد کرد.
شیهابی به نیوزویک گفت: «استراتژی ترکیبی از نیرو و دیپلماسی است. نه به گونهای که به سطحی از تنش برسد که از کنترل خارج شود، بلکه به گونهای که به مهاجمان هزینه تحمیل کند تا اقدامات خود را بازنگری کنند. این کار به همراه همکاری با آمریکا، که علیرغم همه سر و صداها، در حمایت خود کاملاً قابل اعتماد باقی مانده است».
او اشاره کرد که بالاخره این اولین بار نیست که عربستان سعودی خود را در مواجهه با دشمنانی در چندین جبهه میبیند و استدلال کرد که «عربستان همواره توسط تهدیدات احاطه شده است» و به درگیری دوران جنگ سرد با مصر تحت ریاست جمهوری «جمال عبدالناصر» اشاره کرد.
وی افزود: «با این وجود، این ریسکها را مدیریت کرده و به مدیریت آنها ادامه خواهد داد».























































































































































