این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
صندوق توسعه ملی اساسا برای آن تاسیس نشد که یک حساب یا قلک ارزی دیگر در کنار خزانهداری کل باشد. فلسفه وجودی آن تبدیل بخشی از درآمد حاصل از استخراج و فروش منابع طبیعی به «ثروت ماندگار» و مولدسازی داراییهای بیننسلی به منظور حفظ حقوق آیندگان بود. اما تجربه عملکرد این صندوق از بدو تاسیس تا امروز نشان میدهد شکاف میان این فلسفه وجودی و عملکرد واقعی صندوق همچنان فراخ است. قانون بودجه ۱۴۰۵این مساله را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرده است. بر اساس قانون احکام دائمی و مسیر پیشبینیشده در برنامه هفتم، سهم صندوق از منابع حاصل از صادرات نفت خام، میعانات گازی و خالص صادرات گاز در سال ۱۴۰۵ باید به ۵۱درصد برسد، اما در بودجه ۱۴۰۵ سهم عملی صندوق از این منابع ۲۰درصد تعیین شده و مابهالتفاوت تا سهم قانونی، بهعنوان قرض دولت از صندوق منظور شده است.این وضعیت در درون خود دارای یک تناقض بنیادین بزرگ است که اگر منابع صندوق در نهایت برای جبران کسریهای دولت، تامین هزینههای جاری یا پوشش نیازهای کوتاهمدت اقتصاد مورد استفاده قرار گیرد، تفاوت صندوق توسعه ملی با یک حساب ذخیره ارزی یا حتی یک حساب خزانه چیست؟ تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که صندوقهای ثروت ملی، با وجود تفاوت در ماموریت و ساختار، یک فصل مشترک مهم دارند و آن هم اینکه منابع آنها قرار نیست جایگزین بودجه دولت شوند، بلکه منابع طبیعی باید به دارایی، دارایی به سرمایه و سرمایه به منبع خلق ثروت جدید تبدیل شود. در نروژ، صندوق بازنشستگی دولتی جهانی با ارزش ۲۱ هزار و ۲۶۸میلیارد کرون در پایان ۲۰۲۵، عمدتا در بازارهای جهانی سرمایهگذاری شده و ۷۱.۳درصد دارایی آن سهام و ۲۶.۵درصد اوراق با درآمد ثابت بوده است. …










































































![[کامران نرجه] صندوقهای ارزی و چالش اعتماد](/news/u/2026-09-15/ettelaat-khqbb.jpg)
























































































