جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ / Friday, 19 October, 2018

خزانه انس و دلبستگی ها


خزانه انس و دلبستگی ها
● درباره كتاب رباعی های محمدعلی اسلامی ندوشن
اغلب استاد محمدعلی اسلامی ندوشن را به عنوان نویسنده می شناسند. اگرچه ظهور او نیم قرن پیش در مطبوعات فارسی با شعر بود، اما از آن پس هر چه از او خوانده ایم به نثر بوده است و اینك در آغاز دهه هشتاد زندگی، هفتاد و هفت رباعی به عرصه مطبوعات عرضه كرده است. پیش از این، چاپ كتاب ناردانه ها كه در آن ۳۸۲ رباعی از میان چند هزار رباعی شاعران فارسی زبان دست چین كرده و به چاپ رسانده بود و نیز اینكه در مجله هستی جاهای خالی را با رباعی پر می كرد علاقه وی را به رباعی می رساند و اینك در این برهه از عمر به رباعی سرایی روی آورده است. استاد در مقدمه ناردانه ها می نویسد: رباعی كوتاه ترین سخن موزون است، اگرچه نمی توان گفت آسان ترین، زیرا هنر خاصی می طلبیده كه اندیشه ای ظریف را در قالبی كوتاه بگنجاند. این نكته را قدما هم گفته اند. شمس قیس می نویسد: «رباعی به حكم آنكه بنای آن بر دو بیت بیش نیست باید كه تركیب اجزای آن درست و قوافی متمكن و الفاظ عذب و معانی لطیف باشد و از كلمات حشو و تجنیسات متكرر و تقدیم و تاخیرات ناخوش خالی بود و اگر با آن چیزی از صناعات مستحسن و مستبدعات مطبوع چون مطابقه ای لطیف و تشبیهی درست و استعارتی لطیف و تقابلی موزون و ایهامی شیرین یار بود نیكوتر آید.»
شمس قیس درست تیر بر هدف زده و به درستی فهمیده بوده است كه رباعی لطیف ترین و موجزترین نوع شعر فارسی است و به قول استاد دكتر محمدامین ریاحی، آنچه در گفتار شمس قیس ناگفته مانده آن است كه در رباعی باید در مجموع یك فكر زیبا و تازه و یك نكته ژرف عالی بیان شده و... پیام مشخصی داشته باشد كه سراسر رباعی وقف رساندن آن باشد و از هر شاخ برگی كه اثری در بیان آن فكر واحد و رساندن آن پیام مشخص ندارند عاری باشد، پیامی كه سه مصراع نخستین زمینه را برای ظهور آن آماده می كند و در مصراع چهارم كه جای سخن و روح شعر است رخ می گشاید. (مقدمه نزهه المجالس، ص ۴۸) و این همه در بسیاری از رباعی های استاد آشكار است.
به نظر می رسد استاد ندوشن پس از سال ها قلم زدن در حیطه نثر خواسته است در شعر سنتی آن هم در رباعی طبع آزمایی كند. آنچه سروده محصول هوای آزادند در زیر آسمان آبی طی سه چهار سال اخیر در ساعت هایی كه به تنهایی در پارك ها قدم می زده، خلوت خود را با رباعی آراسته است: همدم دلبند خاموشی.
استاد رباعی ها را ۹ بخش كرده است. بخش اول با عنوان ایران نامه حاوی چهار رباعی است. در آنها دلبستگی به ایران كه در آثار منثور وی همه جا دیده می شود، تجلی یافته است. بخش دوم حاوی شش رباعی نیز مربوط به ایران است با عنوان «باز هم برای طاق ابروی ایران» در رباعی دوم ایران راز مگویی دانسته شده است. لابد راز اینكه سه هزار سال است در مقابل هجوم ها و حمله ها و بسیاری حوادث ناگوار دیگر بر پای ایستاده و هویت خود را نباخته است:
بر بستر ناز آنكه خفته است تویی‎/ رویا به دو زلف در نهفته است تویی‎/ با مژه ره نیاز رفته است تویی‎/ وین راز مگو به كس نگفته است تویی
بخش سوم جهان نامه است با چهار رباعی، در رباعی دوم با مصراع «آن جان جهان مرا قلم بود قلم» سرنوشت زندگی خود را می گوید. بخش چهارم سرونامه است با چهار رباعی. در رباعی اول گویا مرادش از سرو باز هم ایران بوده باشد: آن سرو دلارام به برآید روزی‎/ ایام سترونی سرآید روزی
شاعر باور دارد كه ایران روزگاری كمر راست خواهد كرد و جایگاه واقعی خود را در جهان به دست خواهد آورد. نكته ای كه در بسیاری از نوشته های او استشمام می شود و همچنان كه خود می گوید معنی ایران خواهی، به هیچ وجه وطن خواهی ابلهانه، رمانتیك، تعصب آمیز یا تو خالی نیست. اگر بخواهیم استاد در یك كلام به ما بگوید كه منظورش از ایران خواهی چیست، خواهد گفت: خزانه انس و دلبستگی ها. شهر یادگارها ولی بارورترین یادگارها.
بخش پنجم زندگینامه است با هشت رباعی:
دیدیم كه زندگی همین است كه هست‎/ گه شیب و فراز و گاه پیوست و گسست‎/ از حاصل عمر آنچه ماند در دست‎/ گوید كه نجات نیست در ساحل پست
بخش ششم بیراهه نامه است با چهارده رباعی و با این رباعی آغاز می شود:
هر چند كه زندگی به گفتن گذرد‎/ آن حرف بزرگ در نهفتن گذرد‎/ پوییدن ها به نارسیدن ماند‎/ بیداری ها بسان خفتن گذرد
زندگی به كجا می رود، چه سرانجامی در انتظار ماست، پوییدن ها چه فرجامی دارد «در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود»:
سرتاسر این جهان اگر پیمایی‎/ با این همه سرگشته پابرجایی
این راه به بیراهه كشاند نه به راه‎/ وین روز به بی گاه رساند نه به گاه‎/ این گام به چاه راه دارد نه پناه...
در شام سیاه راه و بی راه كدام؟‎/ در شهر سراب چشمه و چاه كدام؟‎/ گمراه كدام و مرد آگاه كدام؟‎/ شبتاب كدام و خرمن ماه كدام؟
بخش هفتم نویدنامه است. آنچه در بی راهه نامه آمده مربوط به سرنوشت بشر و از نوع افكار خیامی است ولی آنچه در نویدنامه آمده دایره تنگ تری را دربرمی گیرد و همان امید و آرزوی نویسنده درباره ایران كه روزگاری آن را به ققنوس تشبیه كرده بود در آن انعكاس دارد. ققنوس چون عمرش به آخر آید خویشتن را سوزاند و از خاكسترش ققنوس دیگری پدید می آید. ایران نیز چون آن مرغ شگفت بارها در آتش خود سوخته است و باز از خاكستر خود سر برآورده است:
كی گفت عروس ملك نازا باشد
بخش هشتم تأمل نامه با چهارده رباعی، همچنان كه از نامش پیداست تأمل در مسائل زندگی است. زندگی با نیاز عجین است و نیاز است كه به آن شور می دهد، بی نقد نیاز رهگشایی نیست و اگر خلق بهشت از نیاز فارغ باشند: بیهوده تر از بهشت جایی نبود.
در تأمل نامه تهران دودآلود نیز فراموش نشده است:
البرز ز برف كوه سیمین شده است‎/ تهران به هزار جلوه آذین شده است‎/ هر چند كه چون دو روز دیگر گذرد‎/ بینی كه همان عجوز پیشین شده است
البرز سترگ و برف همتای حریر‎/ رفتند به خواب ناز چون شكر و شیر‎/ تهران اسیر خفته در دود و نفیر‎/ آلوده ابتذال و اندوده قیر
آخرین بخش رباعی ها بدرودنامه است. بدرود با خوانندگان كتاب، بدرود با آثار، بدرود با زندگی یا بدرود با نوشتن و سرودن. همه اینها را می توان در نظر آورد:
بگذشت بهار و مهرگان گشت پدید‎/ دیگر باید ز مهر بگسست امید‎/ اكنون كه درخت عمر لرزید چو بید‎/ باری بشنو نصیحت از موی سفید
دستی به طلب فراشتیم و رفتیم‎/ خطی به هوس نگاشتیم و رفتیم‎/ هشتیم آنچه داشتیم و رفتیم‎/ سر بر سر هم گذاشتیم و رفتیم
از بعضی رباعی ها تفكر خیامی و بوی حافظ استشمام می شود:
از حاصل عمر رفته جز یاد نماند‎/ وان یاد چو شمع بر ره باد نماند
گفتیم و شنیدیم و خبر هیچ نبود‎/ وان عمر به سررسید در گفت وشنود‎/ وان گفت وشنود ره به جایی نگشود‎/ چون آن صنم راه گشا رخ ننمود‎/ «رخساره به كس ننمود آن شاهد هرجایی»
پرسان پرسان خرام تا شهر گزین‎/ در سایه زلف جای بگزین و نشین‎/ این است مقام امن و این است یقین‎/ آن گم شده فردوس همین است همین
كتاب با عنوان بهار در پاییز به وسیله انجمن خوشنویسان چاپ شده است. استاد خوشنویس غلام حسین امیرخانی هر رباعی را در صفحه ای خطاطی كرده و تذهیب كتاب به وسیله گروهی زیر نظر مهدی فلاح انجام شده است.
بیش از چهل و چند سال است كه اسلامی ندوشن را می شناسم. نخستین بار او را در دفتر مجله یغما دیدم و به وی گفتم كه از خواندن مقاله «ای كاش كه جای آرمیدن بودی» چقدر لذت برده ام. از این كه نویسنده توانسته بود وضعیت روحی مردم را به زیبایی و با قدرت روی كاغذ بیاورد حیرت كرده و از وضعیت جوانان متاثر شده بودم. از آن پس آثار قلمی نویسنده را تعقیب كرده ام. علاقه به ایران نه به صورت شعارهای پوچ ناسیونالیستی بلكه دیدن درد ها و نابسامانی ها را و در كنار آن قوت فرهنگ و پایداری آن را، علاقه به زبان و ادبیات فارسی به ویژه به فردوسی عزیز، تیزبینی و باریك بینی در مسافرت ها كه در سفر نامه هایش انعكاس دارد چیزهایی است كه در آثار او پدیدار است با این همه با فروتنی می نویسد: در هیچ رشته ای تخصص نداشته ام و هرچه نوشته ام ناشی از یك بینش كلی بوده است. هرچه مربوط به زندگی و مرگ، بشریت یا جهان و ایران می شده است قلم را در آن آزموده ام. اگر نوشته ام برای آن بوده است كه احساس زنده بودن بكنم مانند تنفس كه رایگان است و كسی بر كسی منت ندارد. از نوشتن احساس رویش و بهجت و شادی داشته ام. در میان مسائل مختلف به نظر می رسد مشغولیت عمده ذهنی او مسئله ایران بوده است: این كه ایران به مقامی كه شایسته آن است دست یابد. از این رو است كه طی مقالات متعدد هم عیوبی را كه بر ملت ایران شمرده می شود و هم راهی را كه باید بسپرد مطرح می كند. همه راه ها را بسته می داند مگر یك راه، این كه تغییر از پایه باشد: تغییر در سطح سازمان و حكومت زمانی موثر است كه موجب تغییر در روحیه مردم بشود، بی دگرگونی مردم هیچ دگرگونی اساسی روی نمی نماید. حكومت باید زمینه ای فراهم نماید كه مردم تغییر كنند یا مردم باید حكومت را در راهی كه آن را مورد مصلحت خود می دانند بیفكنند. اما واقعیت ملموس آن است كه تغییر در جهت عكس روند و پیشرفت ظاهری حركت كرده است. سئوال می كند: چه می توان كرد؟ در واقع مهم ترین سئوال ما همین است: دستگاه راه برنده كشور جهت حركت را به جانبی سوق دهد كه اقتضای زمان می طلبد.
در مسافرت های دور و درازش با نظر دقیق مسائل را دیده و به رشته تحریر درآورده است. در سال های دور سفرنامه او را به كشور شوراها به یكی از اقوام كه تحصیلكرده مسكو بود و پنج سال در آنجا درس خوانده بودم دادم كه بخواند. چون كتاب را پس می داد گفت: من در پنج سال روسیه را چنان نشناخته ام كه او در یك ماه شناخته و وصف كرده است. در همین اواخر مقاله او را درباره كانادا در مجله هستی می خواندم، به نظر می رسد در مسافرت چند روزه از هیچ چیز نادیده و ناسنجیده نگذشته است.

حسن انوری

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

سیمرغ شعر و حکمت

سیمرغ شعر و حکمت
نام او «محمّد»، لقبش «فریدالدّین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده‌است. نام پدر عطّار ابراهیم (با کنیه ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود. او که داروسازی و عرفان را از شیخ مجدالدّین بغدادی فرا گرفته‌بود [نیازمند منبع]، به شغل عطاری و درمان بیماران می‌پرداخت از عارفان و همچنین یکی از شاعران بلندنام ادبیات فارسی‌ در اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم است.
او در سال ۵۱۳ هجری مطابق با ۱۱۱۹ میلادی در نیشابور کنونی زاده‌شد. بیست و پنجم فروردین ماه هر سال، بزرگداشت این عارف بزرگ ایرانی است. بدین مناسبت عصر پنجشنبه۲۲ فروردین ماه نشست «حکمت عطار» در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با حضور اساتید عرفان و فلسفه برگزار شد که گزارش آن از دیده می‌گذرد:
● سخن عطار زبان حال است نه قال
در ابتدای نشست دکتر غلامرضا اعوانی، رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به ویژگی‌های حکمت عطار پرداخت وضمن اشاره به کارهای خوبی که در سال‌های اخیر بزرگانی چون علامه محمد قزوینی، سعید نفیسی، بدیع‌الزمان فروزانفر، عبدالحسین زرین کوب، محمد جواد مشهور و دکتر شفیعی‌کدکنی در زمینه شناخت عطار کرده‌اند گفت: در میان غربیان نیز کسانی چون هلموت ریتر با نگارش اثر گرانسنگ «دریای جان» کاری در ردیف ماسینیون و نیکلسون، در زمینه عطار پژوهی کرده است.
وی سپس به جایگاه بلند عطار نزد سایر عرفای بزرگ چون مولوی، شبستری و علاء‌الدوله سمنانی اشاره کرد و گفت: مقام عطار در آثار دیگر شاعران چون مولانا بسیار بالاست، به گونه‌ای که مولوی می‌نویسد: عطار روح بود و سنایی دو چشم او/ ما از پی سنایی و عطار آمدیم. در این شعر مولوی مقام عطار را بالاترین مقام، یعنی مقام روح می‌داند که مقامی ورای مقام حس، خیال، عقل و دل است. حکمت عطار با روح آمیخته است.
دکتر اعوانی در ادامه گفت: مولوی در جای دیگری می‌نویسد: هفت شهر عشق را عطار رفت/ ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم. که این هفت وادی مربوط است به هفت وادی سیر و سلوک که عطار در مصیبت نامه از آنها برای نائل شدن به مقام انسان حقیقی یاد می‌کند. شیخ محمود شبستری، نویسنده گلشن راز، هم در مورد عطار گفته است: مرا از شاعری خود عار ناید/ که در صد قرن چون عطار ناید. چه عطاری که عطار جهان است/ سخن‌های وی از اسرار جان است. در این شعر شاهدیم که شبستری مقام جان را که بالاترین مقام است، به عطار نسبت می‌دهد. علاء الدوله سمنانی نیز در مورد عطار می‌فرماید: سری که درون دل مرا پیدا شد/ از گفته عطار و زمولانا شد.
دکتر اعوانی سپس به مساله شعر به عنوان حکمت پرداخت و گفت: پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید که گاهی شعر به حکمت می‌رسد. شعر از شعور و آگاهی می‌آید که به معنای حکمت است. عرفان نمونه اعلای شعور الهی است و شعر وسیله‌ای برای بیان حقایق، دقایق، معرفت، حقیقت، خودشناسی، دیگرشناسی و نظر الهی به وجود، طبیعت، نور الهی و... است.
وی در ادامه به دو اصطلاح کلیدی درد و مرد در آثار عطار اشاره کرد و گفت: عطار مرد اهل درد است و شعر را حکمت و قوت و جان می‌بخشد. شاعران ما حکیم‌اند ویکی از افتخارات عرفان حکمت است. اساسا عرفان عین حکمت است و متافیزیک واقعی است و متافیزیک اسلامی و دینی عرفانی است. عرفان شعبه‌ای از معرفت است که از ولایت حاصل می‌شود. لذا لفظ صوفی را که برای مولانا و عطار به کار می‌بریم، بدین معناست که ایشان صوفیان حقیقی هستند.
دکتر اعوانی با اشاره به تمایزی که سهروردی میان دو نوع حکمت بحثی و ذوقی وارد کرده است گفت: معرفت ذوقی حاصل کشف و شهود و عالی‌ترین مرتبه معرفت است و لفظ صوفی در اینجا به معنای حکیم الهی است. اینکه می‌بینیم عطار با حکمت یونانیان مخالف است به معنای نفی حکمت نیست، بلکه از حصر آن در حکمت یونانیان و حکمت بحثی گلایه دارد.
دکتر اعوانی در پایان گفت: عطار جامع علوم زمان خود بود و از او می‌توان خودشناسی، راه سیر و سلوک، روانشناسی و علم‌النفس الهی و نقد اجتماعی آموخت. زبان او زبان حال است، نه قال و او از تمثیل برای متمثل ساختن حقایق الهی استفاده می‌کند.
● دردمندی، حرف اصلی عطار است
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد فلسفه دانشگاه تهران در کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» سه فصل را به عطار اختصاص داده است. او در این کتاب با اشاره به ویژگی‌های عقل در آثار عطاربه مقایسه میان فصوص الحکم ابن عربی و مصیبت نامه عطار پرداخته و موضع سخت عطار در قبال حکمت یونانی را دلیلی بر توجه نکردن به آثار این حکیم الهی دانسته است. وی که دومین سخنران نشست «حکمت عطار» بود، سخن خود را اینچنین با شعری از عطار آغاز کرد: کاف کفر این جان به حق المعرفه/ خوش ترم آید ز فاء فلسفه.
چون که این علم لزج چون ره زند/ بیشتر بر مردم آگه زند. هر متفکری در عالم به رغم تالیفات فراوانی که دارد، یک حرف بیشتر برای گفتن ندارد که از باطنش می‌جوشد. بدون تردید عطار یکی از بزرگترین اندیشمندان بزرگ جهان است. پنج مثنوی مصیبت نامه، منطق الطیر، اسرارنامه، الهی نامه و مختارنامه و کتاب تذکره الاولیا در نثر و همچنین دیوان قصاید و غزلیات آثار اصیل اوست. او در میان این همه آثار متنوع یک حرف واحد بیشتر ندارد و آن درد است و درد و درد. دردمندی حرف اصلی عطار است.
دکتر دینانی سپس در بیان معنای این درد گفت: این دردمندی که بیت‌الغزل آثار عطار است، اشاره به درد جسمانی یا درد اجتماعی ندارد، بلکه دردی است که درمانش خودش است. انسانی که دردمند نیست، حیوان مستقیم‌القامه است.
درد اساس عشق است و عشق بدون درد نداریم. اگر عشق از درد ناشی می‌شود، طلب نیز از عشق ناشی می‌شود و کسی که طلب ندارد حرکت ندارد و مرده است. درد یک موهبت است که از طریق انسان در تمام عالم ساری و جاری است.
نگارنده «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» در ادامه به انعکاس اندیشه‌های عطار در مولانا و حافظ پرداخت و بر دو ویژگی سادگی و جذابیت در نوشته‌های عطار تاکید کرد و با اشاره به اهمیت مصیبت نامه عطار به اهمیت عقل در آثار عطار پرداخت. وی در پایان گفت: قهرمان آثار عطار سالک فکرت است که در مصیبت نامه تمام کائنات را در می‌نوردد و با همه موجودات هم سخن می‌شود. این سالک فکرت بسیار شبیه حی بن یقظان ابن سیناست و انسان را به جهانی بسیار بالاتر از جهان متناهی می‌برد. عطار عارفی برای همه اعصار است و در هر عصری نیز مخاطب خاص خود را دارد.
● ادبا به عالم معنوی عطار وارد نشده اند
دکتر شهرام پازوکی، استاد فلسفه و عرفان موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، آخرین سخنران این نشست بود. وی سخن خود را به نقد بدفهمی‌هایی اختصاص داد که در روزگار مدرن، به ویژه در جامعه ما نسبت به آثار عرفانی رخ داده است و گفت: بحث من ناظر به عالم مدرن و شرایط کنونی جامعه ماست که از یکسو عده‌ای با استناد به سلوک برخی افراد، می‌گویند عرفان برای گل و بلبل است یا برای تزیین اوقات فراغت است و متاسفانه این تفسیر عمومی شده است.این بدفهمی‌ها ناشی از عدم درک سنت معنوی عمیق و کهنی است که عرفا علی رغم تمایزهای جزیی خود، در آن می‌زیسته‌اند. سنتی که میان رسالت و نبوت، معنی و صورت، حقیقت و شریعت، تاویل و تفسیر، عقل کلی و عقل جزیی، قال و حال، فقه و اخلاق، خلیفه صوری و انسان کامل و... تمایز می‌گذارد و برای شناخت عطار نیز باید این سنت عمیق عرفانی شناخته شود.
وی تاکید کرد: عدم ورود به این عالم معنوی سبب می‌شود که از یکسو کسانی که دین را منحصر در ظاهر می‌کنند، به قشری نگری و مخالفت سطحی با آثار عرفانی بپردازند و از سوی دیگر نیز برخی عالمان تجربی تحت تاثیر متدولوژی خودشان به بررسی این آثار بپردازند و به خطا دچار شوند. اما سخن من امروز بیشتر متوجه آن دسته از مفسرانی است که علی رغم زحمات فراوانی که برای زنده نگاه داشتن آثار عطار کرده‌اند، با نگاه ادبی به تفسیر این آثار پرداخته‌اند.
دکتر پازوکی، کتاب «عطار در مثنوی و گزیده‌های او» نوشته دکتر حمیدی را نمونه‌ای از این آثار خواند و گفت: این مفسر ضمن اینکه سبک ادبی عطار را بررسی کرده است، او را شاعری با بینشی حقیر، یاوه گو، خرافاتی خوانده و تقریبا شبیه تعبیراتی را در مورد او به کار برده است که کسروی در مورد حافظ استفاده کرده است. دکتر شفیعی کدکنی در نقد این سخنان دکتر حمیدی آنها را ناشی از نگریستن به آثار عطار از منظری بیرون از منظومه فکری او می‌داند. اما خود ایشان عرفان را نگاه هنری به دین و الهیات معرفی می‌کند که خالی از اشکال نیست.
دکتر پازوکی در نقد این نوع نگاه به عرفان، به جدید بودن این تلقی از هنر و تجربه دینی و ارتباط آن با الهیات پروتستانی و آثار فیلسوفان ایده آلیست و رمانتیک آلمانی اشاره کرد و گفت: این نگاه به عرفان که در میان اندیشمندان پروتستان تقویت می‌شود، در واقع آن را معرفت نمی‌داند و آن را از جنس خیال و احساسات می‌داند، به همین دلیل است که عارفان پروتستان چنین اندک‌اند. هنر نیز در این تعبیر برخاسته از اندیشه‌های مدرن ایده‌آلیست‌های آلمانی در قرن هجدهم است که سخن خود را در تقابل با فیلسوفان روشنگری بیان کرده بودند.
این معنا هنر در میان قدما و عرفای ما اصلا جایگاهی ندارد و اساسا در میان ایشان چیزی به اسم هنرهای زیبا (fine art) به معنای جدید آن وجود ندارد. در زمینه تجربه دینی نیز که اصطلاحی وضع شده توسط ویلیام جیمز انگلیسی است، باید اشاره کنیم که اگرچه عارفان ما از احوال سخن می‌گفتند، اما تجربه به مفهوم پوزیتیویستی منظور ایشان نبوده است.
وی در پایان به نقد مفسران ادیبی پرداخت که عطار را سوررئالیست یا رمانتیک خطاب می‌کنند و گفت: میان خیال عطار با عالم خیال سوررئالیست‌ها و همچنین واقعیت نزد او با واقعیت نزد سوررئالیست‌ها زمین تا آسمان تفاوت است و اینها قابل مقایسه نیستند.
امروز با همدلی در آثار عطار نگریسته نمی‌شود، که اگر چنین شود، آثار او تذکره‌ای می‌گردد که در همه زمان‌ها با آنها که همدل اویند، از عالم معنویت فراموش شده سخن می‌گوید، عالمی که دردمندان داروی عطار در جست‌وجوی آن هستند.

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی