یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Sunday, 22 April, 2018

منوچهر اقبال


منوچهر اقبال
منوچهر اقبال نخست‌وزیر پیشین ایران در ۲۰ مهر ۱۲۸۸ ش در مشهد به دنیا آمد. پدر او حاج مقبل‌السلطنه خراسانی-معروف به «اقبال التولیه» در آذر ۱۳۰۴ عضو مجلس مؤسسان شد كه انتقال سلطنت را به رضاخان سردار سپه تسجیل نمود. مقبل‌السلطنه علاوه بر منوچهر دارای ۵ پسر و ۶ دختر نیز بود.(۱)
منوچهر اقبال تحصیلات ابتدایی را در مشهد و تحصیلات متوسطه را در مدارس ثروت و دارالفنون تهران پایان برد.اقبال در ۱۳۰۵ عازم اروپا شد و در سال ۱۳۱۱ به‌عنوان متخصص امراض عفونی از دانشگاه پزشكی پاریس فارغ‌التحصیل گردید.
وی در همین سال با یك دختر مسیحی فرانسوی ازدواج كرد. منوچهر اقبال پس از بازگشت به ایران نشان درجه ۲ علمی گرفت و در مهر ۱۳۱۲ به خدمت سربازی رفت. او چند ماه در هنگ ۲۹ پیاده خدمت كرد و سپس در بیمارستان لشكر ۸ شرق خراسان به كار پرداخت . در سال ۱۳۱۳، رضاخان در سفری به خراسان دچار زنبور گزیدگی شد و منوچهر اقبال درد او را التیام بخشید و مورد محبت او قرار گرفت. پس از پایان سربازی، در سال ۱۳۱۴ رئیس بهداری شهرداری مشهد شد و مدتی بعد به تهران آمد و در شهریور ۱۳۱۵ ریاست بخش بیماریهای عفونی بیمارستان رازی را به‌عهده گرفت. وی در سال ۱۳۱۸ دانشیار پزشكی دانشگاه تهران و سپس استاد كرسی بیماریهای عفونی در این دانشكده شد.
او از اعضای رسمی و فعال فراماسونری ایران بود ولی ورود وی به صحنه سیاست با شهریور ۱۳۲۰ و سقوط دیكتاتوری رضاخان مقارن است. او از جمله جوانان تحصیل‌كرده‌ای بود كه دیدارها و مذاكرات پنهانی با محمدرضا پهلوی داشت و از همین زمان سهم مهمی در تحكیم مواضع شاه جوان به‌عهده گرفت و روابط نزدیكی میان این دو آغاز شد. منوچهر اقبال به تبع این نقش در احزاب سیاسی راست‌گرای روز چون حزب اراده ملی متعلق به سید ضیاءالدین طباطبائی، حزب دموكرات قوام‌السلطنه و حزب پیكار مشاركت فعال داشت.
اقبال در دولت اول قوام ـ مرداد تا بهمن ۱۳۲۱ـ به معاونت وزارت بهداری رسید و این سرآغاز مشاغل طولانی دور و دراز دولتی او بود. در شهریور ۱۳۲۳ در كابینه محمد ساعد كفیل وزارت بهداری شد و در دولت دوم قوام ـ بهمن ۱۳۲۴ تا آذر ۱۳۲۶ ـ به وزارت بهداری و وزارت پست و تلگراف رسید.
منوچهر اقبال در دولت عبدالحسین هژیر ـ تیر تا آبان ۱۳۲۷ ـ علی‌رغم رقابتهایی كه با وی برای تصاحب پست نخست‌وزیری می‌شد، وزیر فرهنگ شد و به‌عنوان رئیس سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی نفوذ خود را گسترده ساخت. اقبال در سمت وزیر فرهنگ دولت هژیر به اقداماتی دست زد كه برای وی شهرت مثبتی درپی نداشت. مهمترین این اقدامات، پیگیری تز «سیاست را از فرهنگ جدا كنید» به‌منظور سیاست‌زدایی از مدارس و دانشگاهها بود.
منوچهر اقبال در دولت دوم محمد ساعد ـ آبان ۱۳۲۷ تا فروردین ۱۳۲۹ ـ ابتدا وزیر راه شد و مدت كوتاهی بعد ـ ۲۱ آذر ۱۳۲۷ ـ وزیر بهداری و سرپرست وزارت كشور گردید، در ۲۱ اسفند به وزارت كشور رسید. در این دوران اقبال به‌عنوان یك چهره وابسته به استعمار بریتانیا و دربار شهرت بیشتری یافت. اوج شهرت وی زمانی بود كه به بهانه ترور نافرجام شاه در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷، اجرای یك سلسله اقدامات سركوبگرانه از جمله توقیف و تبعید آیت‌الله كاشانی و انحلال برخی احزاب و توقیف جراید را به مجلس پانزدهم اعلام داشت. منوچهر اقبال در دولت حسنعلی‌منصور ـ فروردین سال ۱۳۲۹ ـ نیز به‌عنوان وزیر راه حضور داشت.
با صعود رزم‌آرا به صدارت، اقبال به كابینه راه نیافت و توسط شاه به‌عنوان استاندار آذربایجان راهی این خطه شد. در دوران دولت مصدق، اقبال متصدی شغلی نبود و تنها در دانشگاه تدریس می‌كرد. او مدتی بعد در ۱۳۳۱ عازم اروپا شد و در این زمانی بود كه برخی مجامع فرهنگی غرب، با اهداف سیاسی، عالی‌ترین نشانهای علمی خود را به اقبال دادند و وی به عضویت فرهنگستان پزشكی فرانسه درآمد. او در این سفر به عضویت فراماسونری نیز درآمد. و طبق اسناد ساواك در سالهای پس از آن، در رأس لژهای تابع تشكیلات فراماسونری فرانسه قرار گرفت.(۲) در كابینه اقبال نیز ۵ تن از وزیران ـ دكتر كیان، مهندس اشراقی، دكتر هادی هدایتی، اشرف احمدی و دكتر جلالی ـ فراماسون بودند و فراماسونها تلاش داشتند تا كابینه كاملاً در اختیار آنان باشد.(۳)
پس از كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، منوچهر اقبال به تهران بازگشت، به دستور شاه سناتور شد و در ۱۸ دی ماه ۱۳۳۳ ریاست دانشگاه تهران را به‌عهده گرفت. وی در ۱۲ خرداد ۱۳۳۵ وزیر دربار شد. اوج موفقیت اقبال از این زمان بود. اقبال در سمت وزارت دربار به منظور تحكیم موقعیت خود نزد خانواده شاه، دختر خود ـ مریم ـ را به عقد پسر اشرف پهلوی ـ شهریار شفق در‌آورد.
منوچهر اقبال در ۱۵ فروردین ۱۳۳۶ پس از حسین علاء به نخست‌وزیری رسید. دولت اقبال به سرعت به‌عنوان یك دولت مطیع شاه شهرت یافت. روی كارآمدن وی نتیجه نارضایتی مقامات امریكایی نسبت به دولت علاء بود.
تاسیس حزب ملیون به امر شاه و به دبیركلی اقبال، تشكیل كنفرانس پیمان سنتو به ریاست شاه در تهران، مذاكره با دولت اسرائیل برای ایجاد رابطه «دو فاكتو» و شناسایی اسرائیل، حمله تبلیغاتی جمال عبدالناصر به ایران و قطع روابط سیاسی تهران و قاهره، سفر ملك فیصل دوم پادشاه عراق به تهران و كودتای عبدالكریم قاسم علیه وی كه به سقوط حكومت سلطنتی در آن كشور انجامید، برگزاری انتخابات پر تقلب دوره بیستم مجلس شورای ملی و افزایش مدت ۲ ساله كار نمایندگان به ۴ سال، از جمله رویدداهای دوران نخست‌وزیری منوچهر اقبال بود.
دولت اقبال پس از سه سال و ۴ ماه، در روز ۵ شهریور ۱۳۳۹ سقوط كرد و جعفر شریف‌امامی به دسئور شاه مأمور تشكیل كابینه شد.
روز ششم اسفند ۱۳۳۹ دكتر منوچهر اقبال ـ رئیس دانشگاه تهران، رهبر حزب ملیون و نماینده مجلس بیستم ـ در ساختمان دانشكده پزشكی دانشگاه تهران مورد حمله و توهین دانشجویان قرار گرفت و اتومبیل وی به آتش كشیده شد. اقبال پس از این تحولات عازم لندن شد و سپس در آبان ۱۳۴۲ به ایران بازگشت و توسط شاه به جای عبدالله انتظام به‌عنوان مدیرعامل شركت ملی نفت ایران منصوب شد. او در این پست تا آخر عمر باقی ماند و در آذر ۱۳۵۶ درگذشت.

پی‌نوشت‌ها:
۱. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، فردوست، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج۲، ص ۳۲۹.
۲. ظهور و سقوط، همان، ص ۳۳۷.
۳. دو دههٔ واپسین حكومت پهلوی، حسین آبادیان، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص ۱۲۶.

منبع : موسسه مطالعات وپژوهش های سیاسی

مطالب مرتبط

شهید آیت‌الله سید محمد‌رضا سعیدی

شهید آیت‌الله سید محمد‌رضا سعیدی
شهید آیت‌الله سید محمد‌رضا سعیدی پس از پایان دوره سطح عازم قم گردید و در درس آیت‌‌الله بروجردی و امام خمینی حاضر شد.مراتب فضل و دانش و شخصیت امام،سعیدی را شیفته و مجذوب خود ساخت كه این شیفتگی روز به روز بیشتر می‌شد تا جایی كه جزو افاضل شاگردان امام و رابط میان طلاب و ایشان گردید.امام نیز به دلیل فضل و كمال و عواطف وی،علاقه خاصی نسبت به سعیدی داشت.نامه‌‌ای كه امام از تبعیدگاه عراق به وی نوشته مؤید همین مطلب است:«من از افرادی مثل شما آنقدر خوشم می‌آید كه شاید نتوانم عواطف درونی را آنطور كه هست ابراز كنم. من قادر نیستم عواطف امثال شما را جواب بدهم، لكن خداوند متعال، قادر است.»
سید محمد‌رضا سعیدی از روحانیون مبارز و انقلابی ایران در قرن چهاردهم هجری فرزند سید احمد در ۱۳۰۸ در نوغان خراسان به دنیا آمد. دروس ابتدایی را نزد پدرش خواند و مقدمات و سطح را در مشهد مقدس از استادان نام‌آور آنجا از جمله ادیب نیشابوری، شیخ هاشم و شیخ مجتبی قزوینی فراگرفت.
پس از پایان دوره سطح عازم قم گردید و در درس آیت‌‌الله بروجردی و امام خمینی حاضر شد. مراتب فضل و دانش و ابهت و شخصیت ویژه امام، سعیدی را شیفته و مجذوب خود ساخت كه این شیفتگی روز به روز بیشتر می‌شد تا جایی كه جزو افاضل شاگردان امام و رابط میان طلاب و ایشان گردید. امام نیز به دلیل فضل و كمال و عواطف وی، علاقه خاصی نسبت به سعیدی داشت. نامه‌‌ای كه امام از تبعیدگاه عراق به وی نوشته، مؤید همین مطلب است: «من از افرادی مثل شما آنقدر خوشم می‌آید كه شاید نتوانم عواطف درونی را آنطور كه هست ابراز كنم. من قادر نیستم عواطف امثال شما را جواب بدهم، لكن خداوند متعال، قادر است.»
سعیدی، عالمی دردآشنا و شجاع بود و در انتقاد از رژیم وابسته و دیكتاتور شاه پروایی نداشت. از همین رو پیش از نهضت امام در ۱۳۴۱ در آبادان دستگیر گردید كه پس از چند روز آزاد شد.
او در جریان غائلهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی در پخش و توزیع اعلامیه‌های امام، فعالیت زیادی نمود.در عاشورای ۱۳۴۲ كه امام سخنرانی معروف خود را ایراد كرد و به دستگیری وی و قیام مردم تهران، قم، شیراز و... انجامید و واقعه ۱۵ خرداد روی داد، سعیدی برای تبلیغ در كویت به سر می‌برد و در آنجا بود كه از آن واقعهٔ ناگوار اطلاع یافت. وی بلافاصله پس از مشورت با دیگر دوستان روحانی خود نامه‌هایی به مراجع تقلید عراق نوشت و از آنها خواست تا اقدامات لازمی در آن باره انجام دهند. او نیز در حسینیهٔ خودش به انتقاد شدید از رژیم شاه پرداخت و شیعیان كویت را از ماجرا آگاه ساخت، اما چون دستگیری خود را توسط رژیم شاه قطعی می‌دانست، پس از پایان ماه صفر همچنان در كویت ماند و بعد از گذشت بیش از یك سال و آزادی امام، به قم بازگشت و به دیدار امام شتافت و بار دیگر بدون هیچ گونه ترس و واهمه به افشاگری و انتقاد علیه رژیم شاه پرداخت.
پس از دستگیری مجدد امام در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ كه به تبعید ایشان به تركیه انجامید، سعیدی به همراه سی و یك تن دیگر از مدرسان و فضلای حوزهٔ علمیه قم راجع به وظیفهٔ وعاظ در ماه مبارك رمضان آن سال از آیت‌الله میلانی و آیت‌الله مرعشی نجفی استفتا كرد. پاسخ قاطع آن دو مرجع، ساواك را ناگزیر به دستیگری بسیاری از وعاظ و روحانیون، از جمله سعیدی، پس از پایان ماه رمضان نمود.
بعد از آنكه رژیم شاه تبعید گاه امام را از بورسا (در تركیه) به نجف تغییر داد، سعیدی به همراه ده‌ها تن دیگر از فضلای حوزهٔ علمیه قم در آبان ۱۳۴۴ طی نامه سرگشاده‌ای به امیرعباس هویدا هشدار دادند كه «شما خیال نكنید با انتقال حضرت آیت‌الله العظمی خمینی از تركیه به عراق، می‌شود احساسات افروخته این ملت را خاموش كنید.» آنان در پایان ضمن محكوم كردن رژیم، خواستار بازگشت امام خمینی به قم شدند.
سعیدی برای معرفی هرچه بیشتر امام به فضلا و مدرسان حوزهٔ نجف، مخفیانه و با مخاطرات فراوان، خود را به نجف رساند و با امام دیدار كرد و سپس در یكی از مدارس آنجا به بیان شخصیت علمی و سیاسی امام پرداخت. پس از بازگشت به كشور، وی آرام ننشست و در هنگام دیدار با مراجع قم، از آنان مصرانه خواست تا برای بازگشت امام بكوشند. وقتی كه تلاش‌های خود را بی‌ثمر دید ناگزیر به دعوت گروهی از مردم تهران در ۱۳۴۵ به این شهر مراجعت كرد و در مسجد امام موسی‌بن جعفر(ع) در محله غیاثی تهران به اقامه جماعت پرداخت و در همانجا نیز تدریس می‌‌كرد. او توانست گروهی از مردان و زنان علاقمند را جذب نموده و آنان را با افكار و آرمان‌های امام آشنا سازد. وی همچنین امر به معروف و نهی از منكر را به صحنهٔ جامعه كشاند و بدین منظور «انجمن اسلامی ناصحین» را تأسیس كرد. اخلاق حسنه و روش خاص او در اجرای امر به معروف و نهی از منكر، سبب شد تا محله غیاثی در طول چهار سال اقامت او به عنوان یكی از محلات امن تهران درآید.
سعیدی بر فراز منبر آشكارا سیاست‌های استعمارگرانهٔ امریكا و صهیونیسم را به باد انتقاد می‌گرفت و نام امام را ـ كه ممنوع بود ـ بر زبان می‌راند. شهامت اخلاقی وسیاسی او، هم برای رژیم و هم برای مردم روشن بود و از همین رو خیل عظیمی از مردم به ویژه جوانان انقلابی برای شنیدن سخنرانی‌های او اجتماع می‌كردند و مسجدش از كانون‌های مهم سیاسی و خبر ساز بود. به استناد یكی از اسناد ساواك وی در یكی از سخنرانی‌های خود اظهار داشت: «ما باید برای مبارزه كردن تشكیلات داشته باشیم تا بتوانیم در مقابل دشمن مقاومت كنیم و با دولتی كه علماء را زندانی و تبعید می‌كند مبارزه نماییم. من راهی را می‌روم كه امام حسین و رهبر عالیقدر دین ما آیت‌الله خمینی رفت و تا پای جان ایستادگی كرد. من حرف خود را می‌گویم و مبارزه را ناتمام نمی‌گذارم.»
سعیدی برای دومین بار در بهار ۱۳۴۶ مخفیانه وارد عراق شد و به دیدار امام شتافت و به یكی از آرزوهای خود نایل شد و با ایشان به رایزنی پرداخت و سپس به طور مخفیانه به ایران بازگشت و به شناسایی و سازماندهی نیروهای انقلابی دست زد و آنان را برای كارهای تشكیلاتی زیرزمینی آماده ساخت. اما جزییات فعالیت‌های او از چشم ساواك پنهان نبود و سعیدی نیز در سخنانش به دیدار و ملاقات خود با امام اشاره نمود.
مسجد او پایگاه انقلابیون مذهبی بود كه اعلامیه‌ها و نوارهای سخنان امام و از جمله كتاب حكومت اسلامی یا ولایت فقیه امام را كه مخفیانه وارد كشور شده بود به طور مخفی تكثیر و توزیع می‌كردند و خود نیز به تدریس كتاب ولایت فقیه برای طلاب مسجد خود پرداخت.
ساواك برای به انزوا كشاندن سعیدی، طلاب و كسبه محل را احضار و تهدید نمود و توسط ایادی خود، مجالس او را بر هم می‌زد كه این عوامل سبب خالی شدن تدریجی مسجد گردید و سعیدی ناچار به ترك تهران شد و شرایط پیش آمده را در نامه‌ای برای امام شرح داد. امام در پاسخ نامه وی ضمن تأیید وخامت اوضاع، او را نسبت به توجهات غیبی و وظیفهٔ شرعی خویش آگاه ساخت. او بار دیگر در اطراف تهران به فعالیت‌های تبلیغاتی و سیاسی پرداخت و نشریه‌ای حاوی استفتائات امام منتشر كرد كه در مقدمه آن به زبان عربی از امام تجلیل شده بود و نسخه‌از آن را برای امام فرستاد. امام پس از وصول آن نشریه، انتشار آن را به آن كیفیت صلاح ندانست و از او خواست تا از عبارات تجلیل‌آمیز از وی «غمض عین» نماید. و در نامه‌‌ای دیگر، او را از ورود به درگیری‌های ساختگی به طور ناخودآگاه بر حذر فرمود و حفظ حیثیت او را برای انجام خدمات بیشتر به اسلام و مسلمین برتر دانست.
در اواخر اردیبهشت ۱۳۴۹، گروهی از سرمایه‌داران بزرگ صهیونیست امریكا برای مذاكره پیرامون سرمایه‌گذاری در ایران وارد تهران شدند و با نخست‌وزیر و دولتمردان ایرانی، به گفتگو پرداختند. وی در نامه‌هایی به علمای بزرگ كشور، آنان را نسبت به عواقب شوم حضور امریكائیان هشدار داد و نوشت: «... به حق و حقیقت سوگند كه این اقدام جدید آن چنان مصیبت بزرگ و خطرناكی است كه مسائل مهمی از قبیل امتیاز تنباكو، كاپیتولاسیون و سایر حوادث كه برای هر یك از آنها، جامعه روحانیت پیشقدم در اعتراض و مبارزه بوده و قربانیانی داده است، در قبال آن كم اهمیت و كوچك است.» وی سپس وظایف علما را در آن امر خطیر یادرآور شد: «چقدر جای تعجب است كه شما پیشوایان دینی در مقابل این خطر بزرگ، سكوت اختیار كرده و برای جلوگیری از آن، اقدامی نمی‌كنید؟... راستی چرا شما مهر سكوت بر لب زده‌اید و در این باره چیزی نمی‌گویید؟ خود می‌دانید كه موضوع سرمایه‌گذاری صهیونیست‌های امریكایی در ایران، از تأسیس سینما در قم (كه برای جلوگیری از آن چه سر و صدایی به راه انداختید) برای اسلام و مسلمین، خطرناكتر است.»
به دستور رژیم، مأموران امنیتی، سعیدی را در ۱۱ خرداد ۱۳۴۹ پس از اتمام نماز ظهر در منزل مسكونیش دستگیر كرده و به زندان قزل قلعه تهران منتقل نمودند و تحت شكنجه‌های شدید قرار دادند و پس از گذشت نه روز در ۲۰ خرداد ۱۳۴۹، وی را در زندان به شهادت رساندند. پیكر پاك سعیدی را به قم منتقل كردند. مراسم تشییع جنازه او در قم به تظاهرات سیاسی علیه رژیم شاه تبدیل شد و در میان اندوه و ماتم تشییع كنندگان در وادی‌السلام آن شهر به خاك سپرده شد.
به مناسبت شهادت او مجالس ختم متعددی توسط یاران امام خمینی در نجف اشرف برگزار گردید كه به مدت چهل شب ادامه داشت و امام مخارج آن را به عهده گرفت و خود نیز در همه آن مجالس شركت كرد و پیامی نیز به همان مناسبت انتشار دارد. در بخشی از این پیام آمده بود: «... این تنها مرحوم سعیدی نیست كه با این وصف اسف‌انگیز در گوشه زندان از پای در می‌آید، بلكه چه بسا افراد مظلوم و بی‌گناه به جرم حقگویی در سیاه‌چال‌های زندان مورد ضرب و شتم و شكنجه‌های وحشیانه و رفتار غیر انسانی قرار می‌گیرند... من قتل فجیع این سید بزرگوار و فداكار را كه برای حفظ مصالح مسلمین و خدمت به اسلام، جان خود را از دست داد به ملت اسلام عموماً و خصوصاً به ملت ایران تعزیت می‌دهم و از خداوند متعال، رفع شر دستگاه جبار و عمال كثیف استعمار را مسئله می‌نمایم.»

وبگردی
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!