دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Monday, 21 May, 2018

فرانسیسكو گویا


فرانسیسكو گویا
● درباره‌ی زندگی وآثار فرانسیسكو جوزدگویا لوسینتس
فرانسیسكو گویا(۱۸۲۸-۱۷۴۶) به عنوان مهم ترین نقاش اسپانیایی اواخر قرن هجده و اوایل قرن نوزده مورد توجه قرار می‌گیرد. او در بیشتر دوره‌ی كاری طولانی خود، در نقاشی، طراحی و چاپ‌های فلزی، از شادی و زنده دلی به سمت شكاكیت و بدبینی پیش رفت. گویا در فوندتداس(Fuende todos) دهكده‌ی كوچكی در شمال اسپانیا واقع در ایالات آراگون(Aragon) به دنیا آمد. والدین او، جوز گویا (Jose Goya) و انگراسیالوسینتس(Engracia Lucientes) بودند. پدرش رئیس یك صنف بود و زمینه را برای وارد شدن فرانسیسكوی جوان به دنیای هنر آماده كرد. در سن چهارسالگی با والدینش به ساراگوسا (Saragossa) نقل مكان كرد. از آنجایی كه شغل پدرش به گونه‌ای بود كه بسیاری از هنرمندان را می‌شناخت. برای فرانسیسكو فرصت خوبی بود تا به آنها كارهایش را نشان دهد و وقتی یك راهب طراحی‌های گویا را دید، به پدرش پیشنهاد داد تا هنر نقاشی را فرا گیرد. به همین دلیل از سن چهارده سالگی شروع به تحصیل با جوز لوزن مارتینز(Jose Luzan Martine) ـ نقاش سال‌های(۱۷۸۵-۱۷۱۰)ـ كرد و به یك مدرسه مذهبی به نام اسكوئلاس پیاس دسن انتن(Escuelas Pias de san Anton) رفت و بعد از اتمام تحصیلش، پسر جوان در سن هفده سالگی در سال ۱۷۶۳ خانه را ترك كرد و برای مدتی به مطالعه در رم مشغول شد. فرانسیسكو گویا به عنوان پدر هنر نقاشی مدرن مطرح است . او كار نقاشی خود را درست بعد از دوره‌ی سبك عجیب و غریب باراكیو(Baraque) آغاز كرد. به خاطر بیان افكار و احساسات خود به طور صریح، پیشقدم در زمینه‌ی هنری جدید شد كه در قرن نوزدهم شروع به باروری كرده بود و دو گرایش كه در تناقض به یكدیگرند در روند كار هنری او دیده می‌شد. این دو گرایش توأماً عكس‌العملی را در مقابل مفاهیم قبلی هنری به صورت بیان جدید نشان می‌دهند. به منظور فهمیدن مفهوم هنر گویا و درك اصولی كه بر تطبیق‌پذیری چشمگیر و پیشرفت كاری او حكمفرماست، لازم است آثار هنری او را در دوره‌ای به مدت حدوداً ۶۰سال در كار طراحی و نقاشی كه تا هشتاد و دومین سال زندگی او ادامه داشت مورد مطالعه قرار دهیم. بازتاب زندگی او چه در دوران جوانی كه در آن زمان جهان را كاملاً شاد می‌دانست و چه در دوران بزرگسالی كه شروع به انتقاد كردن از دنیا نمود و چه در دوران پیری كه دنیا را تلخ و ناگوار و رهایی از شیفتگی نسبت به جامعه و مردم پنداشت، در آثارش كاملاً مشهود است.
سال ۱۷۴۶، سال تولد گویا، سلطنت اسپانیا تحت فرمانروایی فردیناند ششم بود و بعد از آن چارلز سوم پادشاه بوربن(Bourbon)(۱۷۸۸-۱۷۵۹) به عنوان یك شاه روشن فكر و موافق تغییرات و به كارگیری وزرایی كه از اصلاحات ریشه‌ای اقتصادی، صنعتی و كشاورزی حمایت می‌كردند بر كشور حكومت كرد. گویا در طول این دوره‌ی روشن فكری، به رشد هنری خود رسید، در مادرید برادران نقاش فرانسیسكو(Francisco)(۱۷۹۵-۱۷۳۴) و رامون بائیوی سابایز(Ramon Bayeu Sabias) كارگاهی را در سال ۱۷۶۳ برپا كرده بودند. كه گویا خیلی زود به كارگاه آنها پیوست و عاقبت با خواهر آنها جوزفا(Josefa) ازدواج كرد. او پس از دوبار شكست در رقابت‌های طراحی در هنرهای ریل آكادمیا دس بلاس(Real Academia des Bellas Arts) در سان فرناندو(San Fernando) در سال ۱۷۷۰ ایتالیا را دید. معرفی گویا به اتاق كار سلطنتی در سال۱۷۷۴ روی داد. ارتباطی كه به دنبال آن بقیه‌ی زندگیش را در طول فرمانروایی چهار پادشاه در آنجا گذارند. نقاش آلمانی آنتن رافائل منگز(Anton Raphael Mangs) از گویا خواست روی تصویرهای پرده‌ای با نقاشی‌های ابتدایی برای كارخانه‌ی سلطنتی پرده‌های منقوش در سانتا باربارا(Santa Barbara) كار كند. گویا شصت و سه تصویر بر روی پرده را برای دو كاخ سلطنتی كشید كه شامل نه صحنه برای اتاق ناهارخوری در سن لونزو دل اسكوریال(San Lorenzo del Escorial) و ده تصویر به صورت پرده‌ی منقوش واقع در اتاق ناهارخوری ال پاردو(El Pardo) است. این پرده‌های نقش‌دار از فعالیت‌های آسوده‌طلبی ثروتمندان، فقیران، جوانان و پیران را در سبك سر زنده‌ی ركوكو(Rococo) در مقایسه با سبك تیپولو(Tiepolo) تكریم می‌كند. گیتاریست كور(Blind Guitarist) كه در اصل برای اتاق كفش كن ال پاردو طراحی شده از این نوع سبك است. سازندگان پرده طرح كلی آن را باطل كردند و تصویر آن را به گویا بازگرداندند. چنانچه قبل از ساده كردن آن، گویا طرح كلی را با حكاكی در یك بشقاب مسی حفظ كرد كه بزرگترین چاپ فلزی بود كه تاكنون ساخته بود. هدیه‌ی قول داده شده (Promised gift) یكی از گروه حكاكی‌هایی است كه به وسیله‌ی گویا بر طبق نقاشی‌های والازكوئز(Valazqvez) كامل شد.
گویا این حكاكی‌ها را بر اساس پیشنهاد منگز كه پرتره‌های والازكوئز در مجموعه‌ی سلطنتی را مطالعه می‌كرد، ساخت. از زمانی كه گویا به حركت در چرخه‌ی حمایت سلطنتی ادامه داد، مأموریت‌های بیشتری را از حكومت اشرافی دریافت كرد و در بین سال‌های ۱۷۸۵ تا۱۷۸۸ از هیئت رئیسه و خانواده‌های آنها در بانك سان كارلوس(San carlos) كه شامل حساب آلترینها است نقاشی كرد. تابلوی كندسا و آلترینرا و دخترش(The Condesa Alternira) مهارتش را در دریافت حساسیت فرمانروایان و سلطه داشتن تكنیك نقاشی او بر ضربه‌های قلم مو روی تابلو مثل نشان دادن درخشندگی لباس‌های فاخر و دیگر تجهیزات مالی، به تصویر می‌كشد. دن منیوال از ریو منریكو دزونیگا(Don Monvel Osorio de Zuniga) یك پرتره از پسر آلتامیراز سوم است كه علاقه‌ی گویا را به طرح ظاهری و نمایش نور نشان می‌دهد كه پرندگان قفسی سمبل بی‌گناهی جوانی است. و بعد از آن پرتره بچه در آن از منظر حیرت انگیز احساسات سمبل اشاره داشتن به تنازع نظامی اسپانیا با فرانسه دارد. گویا در سن چهل سالگی به عنوان نقاش چارلز سوم منصوب شد و در سال ۱۷۸۹ زیر نظر چارلز چهارم، شاه تازه ورود، به نقاش دربار ترفیع پیدا كرد. او در همان سال با اعلام سقوط فرمانروایی فرانسه (كه به فرمان چارلز چهارم بر خلاف میلش با عموزاده‌ی خود اوئیز ایكس ششم همكاری كرد) به كادیز(Cadiz) به نزد سباستین مارتینز پیرز(Sebastian Martinez Perez) یك تاجر ثروتمند و گردآورنده‌ی آثار هنری سفر كرد. گویا برای اولین بار در سال ۱۷۷۷ به طور جدی بیمار شد. سپس در سال ۱۷۹۲ دومین دوره‌ی بیماری او به طور جدی‌تر آغاز شد و ماه‌های نقاهت خود را در خانه‌ی دوستش، پیرز، در كادیز گذراند.
او از اختلال موجود در سرش، افت تعادل و افت بینایی، هذیان گویی و بی‌حالی رنج می‌برد. بعد از این او برای همیشه كر شد. ولی به وجود تمام این حوادث، به نظر نمی‌رسید كه به قدرت خلاقیت او آسیبی رسیده باشد، بلكه به او كمك كرد كه كار هنری خود را ادامه دهد و توانست كه در سال ۱۷۹۳ به مادرید باز گردد. در سال ۱۷۹۹، او یك سری از هشتاد چاپ فلزی به نام كپریجس را تولید كرد كه جهانی را از ساحره‌ها، ارواح و مخلوقات خیالی را كه به ذهن هجوم می‌آورند، معرفی می‌كنند. به ویژه جهانی حاكی از رویاهای ترسناك و خلاف عقل را می‌سازد. در همان سال گویا در تاج گذاری به عنوان اولین نقاش دربار ترفیع یافت و دوسال بعد را صرف كار كردن به روی پرتره‌ی خانواده‌ی چارلز چهارم در اندازه‌ی بزرگ كرد. گویا در ساخت والازكوئز خانواده‌ی سلطنتی را در پیش زمینه و خودش را كنار یك چهار پایه‌‌ی نقاشی در پس زمینه جای داد. سلطنت روشن فكری چارلز چهارم به پایان رسید ارتش ناپلئون در سال ۱۸۰۸ به اسپانیا هجوم برد و گروهی از شهروندان اسپانیای را كه به مخالفت با حمله‌‌ی ناپلئون، اشغال فرانسه و منصوب كردن برادر ناپلئون ژوزف بناپارت(Joseph Bonaoarte) به تخت سلطنت اسپانیا برخاسته بودند را توقیف كرد.اگر چه فرانسه با بی‌رحمی دشمن را پس زد اما گویا وفاداری خود را نسبت به بناپارت تعهد داد و اعضای رژیم فرانسه را نقاشی كرد. در ۱۸۱۱، او حكم سلطنتی اسپانیا را هدیه گرفت و با سقوط ناپلئون در پاییز ۱۸۱۴ سلطنت بوربن به وضعیت عادی برگشت. اما شاه جدید، فردیناند هفتم، پسر چارلز چهارم، نظرات روشن فكرانه‌ی قدیم خود را به كار نگرفت، او قانون اساسی را لغو كرد و تفتیش عقاید مذهبی كلیسا را دوباره برقرار نمود و خودش را شاه مطلق اعلام كرد. وفاداری گویا به اشغال گران با به یادگار گذاشتن دو تابلوی نقاشی در مورد شورش اسپانیا در برابر رژیم فرانسه به نام‌های دوم ماه مه۱۸۰۸ و سوم ماه مه۱۸۰۸ به اثبات رسیده است. تابلوی اول یك صحنه‌ی وحشیانه‌ای را در مركز شهر مادرید در پوارتادل سول(Puerta del Sol) نشان می‌دهد كه اسپانیولی‌ها در مقابل سربازان فرانسه بر پشت اسب می‌جنگیدند. در تابلوی دوم اجرای دستگیری اسپانیولی‌ها را به روی پرینسییه پیو(Principe Pio) تپه‌ای درست در بیرون مادرید به تصویر كشیده است.
همچنین گویا از وحشیگری‌های جنگ در یك سری عكس چاپی هشتاد و پنج تایی به نام حوادث جنگ (Disasters of War) نقل كرده است. با نداشتن هیچ مسئولیتی در طول حكمرانی به هم ریخته‌ی فردیناند هفتم، گویا از زندگی روشن فكرانه و عقلانی در مادرید جدا شد و با كشیدن یك سری آثار شخصی به صورت نقاشی با آبرنگ در كشور خود گوشه گیری اختیار كرد كه امروزه از آن به عنوان نقاشی‌های سیاه نام برده می‌شود. آن‌ها به صورت صحنه‌های شیطانی و ترسناك با ته زمینه‌ی هیجانی و تاریك كشیده شده‌اند.
گویا به خاطر نارضایتی از پیشرفت‌های سیاسی اسپانیا، در بردكس(Bror deavx) در سال ۱۸۲۴ تحت درمان‌های پزشكی بازنشسته شد و سال‌های آخر عمرش در همان جا و در پاریس سپری كرد.
لس كاپریچس(Los Caprichos) یكی از پرنفوذترین مجموعه‌های گرافیكی در تاریخ هنر غربی است كه هم اكنون در نمایشگاه‌های گردشی اندا تراولینگ(Landau Traveling) موجود است. این سبك یكی از سبك‌های مورد علاقه‌ی گویا است كه در سال ۱۷۹۹ چهار مجموعه از حكاكی‌های خود را به این سبك تولید كرد. برای ثابت كردن تأثیر عمیق لس كاپریچس، نمایشگاهی شامل ۱۹۲۰ طراحی و ۵۱ لوح لس كاپریچس اثر ادوارد هاگدرن(Edward Hagedom) كافی است. نمایشگاه از ۱۰۰ اثر شامل دو نقشه‌ی كهنه‌ی اسپانیا (یكی سرزمین تولد گویا، ساراگوسا و دیگری تمام اسپانیا در سال آفرینش كاپریچس در سال ۱۷۹۹) است. صفحه‌های اصلی دیباچه با برچسب‌های دیواری برای تمام آثار و بروشورهایی با مقاله‌ی كتابدار به تفصیل نوشته شده بود. لس كاپریچس گویا به طور بحث برانگیز و مبهم در سال۱۷۹۹ در زمان سركوبی اجتماعی و بحران اقتصادی در اسپانیا انتشار یافت. این نقاش متأثر از افكار جدید شروع به آنالیز موقعیت بشری و متهم كردن سوء استفاده‌ی اجتماعی و خرافه‌پرستی كرد. لس كاپریچس اعلام هوس آلود او بود كه مبنی بر اینكه اگر بشر خواستار پیشرفت است باید زنجیر عقب ماندگی اجتماعی را بشكند. این مجموعه‌ها به اصول آزادی‌خواهی سیاسی هنرمند و تنفر او نسبت به نادانی و ظلم عقلانی آن زمان ا كه دو سوگرایی گویا را به طرف قدرت و كلیسا منعكس می‌كند، گواهی می‌دهد. لس كاپریچس با موضوعاتی نظیر تفتیش عقاید مذهبی كلیسا از طرف اسپانیا، سوء استفاده كردن از كلیسا و اصالت خانوادگی، تربیت بچه، طمع و پوچی زنان جوان سرو كار دارد. شكل‌های ما فوق بشری لس كاپریچس شامل اجنه، راهبین، زنان دلال محبت، فاحشه‌ها، ساحره‌ها، حیواناتی كه مثل انسان عمل می‌كنند و اشرافین بودند. این شخصیت‌ها در دنیای در حاشیه‌ی عقل جای دارند كه هیچ مرز مشخصی حقیقت را از قوه‌ی مخیله جدا نمی‌كند.
اولین سری از نقاشی‌های گویا در سال ۱۷۷۵ بود كه شامل ده تابلو با موضوعات شكار و ماهیگیری برای اتاق ناهارخوری چارلز چهارم و ماریالوئیز(پارما) در اسكوریال است كه شكار بلدرچین این وابستگی را به سبك بائیر البته به روشی تا اندازه‌ای متفاوت با رفتار طبیعی نشان می‌دهد. از دیگر تابلوهای این دوره شامل سگ‌های در افسار بسته(Dogs in Leash)، شكار با جغد و دام(Hunt crith owl ond net) و ماهیگیر(The angler) است. سری دوم نقاشی‌های گویا در سال ۱۷۷۶ با تابلوهای پیك نیك (The picnic) برای اتاق ناهاخوری در ال پالاسیودل پاردو(El Palacio del Pardo) آغاز شد. این سری از نقاشی‌ها بیشتر در مورد رسوم و عادات مردم مادرید است كه با حالت توصیفی با تركیب شادمانه و زینتی همراه است. اشخاص و حركت‌های آن‌ها صادقانه صحنه‌های ناگهانی و رئالیسم عمومی را منعكس می‌كند. تابلوهای نگهبانان دخانیات(The Tobacco Guards)، هیزم شكنان(Woodcutters)، افسروزن(The officer and the lady) و پسرها در حال بازی در كنار سربازها (Boys playing at soldiers) از این دسته هستند. در ژوئن ۱۷۸۶ گویا مجموعه‌ای از سیزده طرح به صورت پرده‌ی منقوش را برای اتاق ناهارخوری قصر پاردو(Pardo) كشید. برداشت انگور یا پاییز (Grape harrest or Atumn)، كولاك برف یا زمستان (Snow-strom or winter) جزء سری سوم نقاشی‌های او هستند كه مناظر آنها با هارمونی اعجاب انگیزی به نمایش گذاشته شده‌اند. و رنگ‌های سفید و خاكستری به كاربرده شده در تابلوی زمستان حاكی از رئالیسم قوی اثرش است.
می‌توان تابلو‌های مردم فقیر در كنار مخزن (Poor People by a Fountein) و چمنزار سن آیسیدرو(San Isidro) را نیز به این مجموعه اضافه كرد. آخرین مجموعه‌ی كاری گویا از ۱۷۹۱ تا ۱۷۹۲، هفت اثر تولید شده است كه در واكنش با خواسته‌های پادشاه با موضوعات روستایی و بذله گویی سرو كار دارد كه از آن میان می‌توان به تابلوهای چوب زیر پا(The Stilts) غول‌های كوچك(The Little Giants) و جشن عروسی (The Wedding) اشاره كرد. بین مرگ والازكوئز در سال ۱۶۶۰ و حضور ناگهانی پیكاسو، گویا كسی بود كه به هنر اسپانیا تسلط پیدا كرد و با وجود دوره‌ی كاری بیش از نیم قرن، گویا امروزه به خاطر آثار هزل و مالیخولیایی و حتی گاهی اوقات آثار ترسناك مورد تحسین قرار می‌گیرد. او همچنین به خاطر شوخ‌طبعی خرابكارانه‌ی آثار چوبی خود مثل كاپریچس، ۱۷۹۹ و حوادث جنگ در حدود ۱۸۱۰ و رك گویی كامل او در پرتره‌ی خانواده‌ی شاه كارلوس چهارم۱۸۰۰ و واقع‌گرایی در اماتیك او در سوم ماه مه۱۸۰۸. در سال ۱۸۱۴ مشهور است.

منابع:
www.Ereader.com
www.Metmuseum.org
www.GoyaUnizar.Es
www.Library.Thinkquest.Org
www.Nga.Yov/collection/gallery/gg۵۲/gg۵۲-main
ترجمه: یاسمن میرجلالی

منبع : ماهنامه ماندگار

مطالب مرتبط

ونسان ون گوگ، هلندی سرگردان

ونسان ون گوگ، هلندی سرگردان
● نگاهی روانشناختی به زندگی ونسان ون گوگ
▪▪ نكته ها
۱ درك بسیاری از جنبه های فرد خلاق برای دیگر انسان ها مشكل است و گاه این صفت بیش از ظرفیت وجودی و تحمل فرد شده و خطر آن وجود دارد كه انسان را در خود غرق كند.
۲با توجه به سیر زندگی ون گوگ و در كنار هم گذاشتن علائم مختلف وی و تظاهرات رفتاری او مناسب ترین تشخیصی كه شاید بتوان با استناد به معیارهای تشخیصی روانپزشكی مطرح كرد «اختلال شخصیتی مرزی» باشد.
۳استعداد خلق یك اثر هنری برای فرد مبتلا به پریشانی روحی موهبتی است كه می تواند به عنوان یك دریچه اطمینان
در زمان های بحرانی عمل كند.
خلاقیت به عنوان یك صفت فردی از تركیب انگیزه، استعداد و ویژگی های شخصیتی و دخالت روندهای عقلانی و شناختی به وجود می آید. این ویژگی با آنچه كه از آن به عنوان استعداد و نبوغ شناخته می شود متفاوت است. می توان چنین گفت كه داشتن استعداد شرط لازم برای عملكرد خلاقانه بوده اما كافی نیست.
از آنجا كه فرد خلاق صاحب چیزی است كه انسان های عادی فاقد آن هستند درك بسیاری از جنبه های روانی و شخصیتی وی برای دیگر انسان ها مشكل است و گاه چاشنی این صفت بیش از ظرفیت وجودی و تحمل فرد شده و خطر آن وجود دارد كه انسان را در خود غرق كرده و كنترل وی را به دست گیرد. نویسنده در مورد رابطه میان خلاقیت و جنون در جایی دیگر سخن گفته است. در این نوشتار به عنوان نمونه ای مشخص از یك انسان خلاق كه در نهایت غرق در خلاقیت خود شد و مرزهای سلامت عقل را درنوردید به زندگی نقاش هلندی ونسان ون گوگ می پردازیم.
▪ شرح حال
در ۳۰ مارس ۱۸۵۳ درست یك سال پس از فوت برادرش اولین فرزند خانواده كه نام او نیز ونسان بود پا به دنیا گذاشت. اولین ثمره ازدواج تئودور و آناكورنلیا بیش از چند هفته زنده نماند و ونسان دوم كه درست در سالروز فوت برادر بزرگتر به دنیا آمد همیشه احساس «فرزند بدلی» بودن را با خود حمل كرد. شاید بتوان گفت كه چنین احساسی از خویشتن بدل به هسته اصلی احساس سرگشتگی و مشكلات هویتی او در آینده شد.
تحصیلات مدرسه ای خود را تنها تا ۱۵سالگی ادامه داد و پس از ترك مدرسه هرگز موفق به از سرگیری آموزش رسمی نشد. از آنجا كه عموهای وی به خرید و فروش آثار هنری اشتغال داشتند مدتی به این سو متمایل شد و در هلند، لندن و پاریس در فروشگاه هایی كه به خانواده ون گوگ تعلق داشت به كار مشغول شد، اما روح سركش و ناآرام او تحمل رعایت نظم و دیسیپلین خاصی را كه یك فروشنده باید در برخورد با مشتری ها از آن برخوردار باشد نداشت و پس از آنكه نظر خود را بدون پرده پوشی در مورد انتخاب یكی از خانم های مشتری بیان كرد مجبور به ترك كار خود شد.
در ۲۳سالگی در حالی كه احساس می كرد در عالم هنر توفیقی نیافته تصمیم به ترك آن گرفت. به انگلیس برگشت تا در یك مدرسه مذهبی تحصیل نماید. اما پس از چند ماهی با تحولاتی كه از نظر فكری پیدا كرد از ورود به آن منصرف شد و به هلند نزد والدین خود بازگشت و تصمیم گرفت همان جا مانده و در یك كتابفروشی مشغول به كار شود. سال بعد دوباره آماده شركت در امتحان یك مدرسه مذهبی شد اما پس از ۱۵ ماه درس خواندن را كنار گذاشت و پس از آنكه تقاضایش برای پذیرفته شدن به عنوان مبلغ مذهبی از سوی یك موسسه بلژیكی رد شد بنا به توصیه یكی از معلمان موسسه برای مدتی به یك معدن دورافتاده در بلژیك رفت تا تسكینی برای آلام جسمی و روحی كارگران باشد.
در آنجا به شدت تحت تاثیر شرایط كارگران قرار گرفت و پس از مدتی وعظ را كنار گذاشت و مانند یكی از آنها به زندگی مشغول شد و پول هایی را كه برایش فرستاده می شدند وقف آنها كرد. مقامات كلیسا این رفتار ونسان را نپذیرفته و بیان كردند كه وی حرمت و شٲن كلیسا را خدشه دار كرده است و رای به عزل وی پس از شش ماه دادند. پس از گذر از موقعیت ها و حرفه های مختلف اكنون احساس می كرد امیدها و آمال وی همگی نقش برآب شده اند و رفتارهای غیرطبیعی وی از این زمان رفته رفته خود را نشان دادند. به طور مثال زمانی كه تنها ۱۰ فرانك داشت سه روز را با پای پیاده برای دیدن یك نقاش فرانسوی طی كرد و پس از آنكه به در خانه وی رسید احساس كرد كم روتر از آن است كه در بزند و راه رفته را بازگشت. او برای بیش از یك سال در این وضعیت فقیرانه و سرگردان به زندگی ادامه داد. مادرش درباره او چنین می گفت: «من به شدت نگران بودم كه او دست به هر كاری بزند و به هرجا برود و با رفتار نامتعارف و افكار غیرعادی خود همه چیز را خراب كند.» ونسان این بار تصمیم گرفت به دنیای هنر بازگردد. برای ورود به یك مدرسه در بروكسل كوشش كرد اما پذیرفته نشد و در ۲۸سالگی دوباره به سمت والدین و زندگی با آنها بازگشت. در این زمان احساس كرد به دختر عموی خود «كی» علاقه مند شده و وقتی عشق وی توسط كی رد شد به شدت دچار پریشانی شد. در یكی از تظاهرات رفتارهای نامتعارفش زمانی كه به خانه «كی» رفته بود دست خود را بر روی شعله شمع نگاه داشت تا اجازه ملاقات به او داده شود. دومین زنی كه ملاقات كرد «شین» نام داشت. اما او هم نتوانست رفتار وی را تاب آورد و رابطه آنها پس از مدتی قطع شد. این گسستگی اثر عمیقی روی ونسان داشت. احساس می كرد حتی یك روسپی هم قادر به تحمل او نیست.
دوباره به والدین خود روی آورد و شروع به كار با رنگ و روغن كرد و در ۱۸۸۵ اولین اثر بزرگ خود «سیب زمینی خورها» را خلق كرد. در یك آكادمی هنر در آنتورپ ثبت نام كرد اما پس از یك ماه آنجا را ترك گفت و به اتفاق برادرش تئو كه در تمام عمر حامی وی بود به پاریس رفت.
دوران اقامت او در پاریس با شكوفایی مكتب امپرسیونیسم همراه بود و ونسان تحت تاثیر كارهای این نقاشان از رنگ های تیره به رنگ های روشن روی آورد. به رغم آنكه تئو هیچ گاه حمایت خود را از ونسان قطع نكرد، او نیز بیش از دو سال زندگی مشترك را تاب نیاورد. در این مدت ونسان مرتب مست كرده و غذای كمی خورده و به شدت سیگار می كشید.ونسان پاریس را در ۱۸۸۸ به سوی مناطق جنوبی فرانسه ترك گفت.
او در «آرل» خانه زرد مشهور خود را اجاره كرد و به نقاشی پرداخت. در آنجا به توصیه تئو كه نگران حال وی بود «پاول گوگن» به او ملحق شد اما رابطه آنها پس از چند ماهی رو به سردی گذاشت و در یكی از مشاجره هایی كه بین آنها درگرفت ونسان لیوان مشروب را به سمت پاول پرتاب كرده و گوگن اعلام می كند كه ونسان را ترك خواهد كرد. این موجب بروز یك بحران روحی در ونسان شده و در روز بعد با تیغ به پل حمله كرده و سپس در اوج پریشانی قسمت پایین گوش چپ خود را قطع می كند. پس از این كار گوش خود را در یك دستمال پیچیده و در پاكت گذاشته و با رفتن به خانه معشوق خودراشل آن را به وی تقدیم می كند. چند روزی را در بیمارستان گذرانده و با فروكش كردن بحران مرخص می شود اما افسردگی در او باقی مانده و به توصیه دوستان در اوایل ۱۸۸۹ به مارسی می رود. در آنجا دچار دومین حمله شده و به این باور می رسد كه او را مسموم كرده اند و به آرل برگشته و برای دومین بار در بیمارستان به مدت ۱۰ روز بستری می شود. پس از مرخصی به علت تداوم رفتارهای نابهنجار وی مردم آرل با امضای توماری خواهان ترك شهر از سوی ونسان می شوند.
او آرل را ترك كرده و به شكل داوطلبانه در «سنت رمی» تحت مراقبت دكتر تئوفیل پیرون قرار می گیرد كه اعتقاد داشت ونسان از نوعی صرع در رنج است. در آنجا ونسان دچار یك بحران دیگر شده كه طی آن به خوردن رنگ های خود اقدام می كند.تئو قانع می شود كه ونسان باید به پاریس برگردد. در ماه مه ۱۸۹۰ او نزد دكتر پاول گاشه یك روانپزشك می رود و تحت درمان وی قرار می گیرد. با بیمار شدن پسر، تئو نگران آن می شود كه توجه برادر از او گرفته شود و در تابستان در حالی كه به شدت جذب مناظر دشت های اطراف شده بود با برداشتن یك هفت تیر به خود شلیك كرده و روز بعد به علت عفونت حاصل از جراحت فوت می كند.
● تشخیص های احتمالی
▪ مشكلات چشمی و بینایی: برخی به علت حضور زیاد رنگ زرد در نقاشی های سال های آخر زندگی ونسان و اجاره خانه زرد در آرل به یك نقص بینایی اشاره می كنند كه منجر به «زرد بینی» شده و یكی از عوارض مصرف داروهای دیجیتالی است كه امروزه در بیماری های قلب و عروق كاربرد دارند ولی در آن زمان در درمان صرع و مشكلات گوارشی به كار می رفتند. گفته شده كه شاید ونسان از این داروها مصرف كرده است در عین حال كه مدارك قانع كننده ای به جز یك نقاشی از دكتر پیرون كه در دست هایش گیاهی را نگه داشته كه از آن دارو تهیه می شود وجود ندارد.
▪ مسمومیت با سرب: به علت تماس با رنگ و خوردن گاه به گاه آن
▪ اختلالات مرتبط با مصرف الكل: این نوشیدنی كه در زمان ونسان مصرف زیادی داشت دارای ۷۵ درصد الكل بود. مصرف این نوشیدنی امروزه در اروپای غربی و آمریكا ممنوع است اما هنوز در بخش هایی از شرق اروپا مانند جمهوری چك مصرف می شود. برخی از حملات ونسان و توهمات و هذیان های وی به این جنبه ربط داده شده است و بعضی محققین چنین گفته اند كه همین موضوع منجر به اشاره نادرست به وجود صرع در وی شده است.
▪ اختلالات روانی: مشكلات روحی مختلفی به ون گوگ نسبت داده شده است. از جمله اسكیزوفرنیا، اختلال دوقطبی افسردگی شیدایی و مشكلات شخصیتی. در مورد اسكیزوفرنیا محققین به این اشاره می كنند كه در یكی از خواهران ونسان این بیماری مطرح شده و خواهر دیگر به یك خودكشی نافرجام دست زده بوده است. در زندگی ونسان موارد مختلفی از توهمات شنوایی و بدبینی گزارش شده است. مداركی كه به نفع اختلال دوقطبی در ون گوگ هستند عبارتند از: نوسانات خلقی قابل توجه وی، نامه ها و نقاشی های فراوانی كه در یك زمان كوتاه می نوشته و می كشیده و به مرحله شیدایی اختلال دوقطبی ربط داده می شود. اما این علائم می توانند به مصرف الكل و دخالت عوامل شخصیتی نیز مربوط باشند.
▪ اختلال شخصیتی مرزی :با توجه به سیر زندگی ون گوگ و در كنار هم گذاشتن علائم مختلف وی و تظاهرات رفتاری او مناسب ترین تشخیصی كه شاید بتوان با استناد به معیارهای تشخیصی روانپزشكی مطرح كرد «اختلال شخصیتی مرزی» باشد. شخصیت این افراد به گونه ای شكل گرفته كه در «مرز» میان عقل و جنون به سر می برند و دارای خصوصیات زیر هستند:
▪ عدم تحمل تنهایی و ترس از رهاشدگی توسط دوستان و نزدیكان: این افراد رابطه ای توام با وابستگی برقرار كرده و زمانی كه در حفظ رابطه شكست می خورند به شدت افسرده و پریشان شده و تا مرز خودكشی و یا آسیب رساندن به خود پیش می روند. به علت عدم بلوغ شخصیتی رابطه آنها یك رابطه یك طرفه بوده و فرد مقابل را دیر یا زود خسته می كند. رابطه ونسان با والدین خود كه پس از هر شكستی به سوی آنها برمی گشت و همچنین با برادرش تئو،همگی موید چنین الگوی رفتاری است. این افراد به علت عدم بلوغ هویتی به دنبال كسی می گردند كه در هویت وی شریك شوند.
▪ اختلال در شكل گیری یك هویت با ثبات و داشتن یك تصویر ذهنی متزلزل: هویت انسان از همان زمان كودكی و در بستر خانواده، مدرسه و جامعه شروع به شكل گیری می كند. با ورود به دنیای بلوغ و تجربه بحران هویتی كه فرد را در این مرحله در برمی گیرد، فرصتی برای وی فراهم می شود كه با تجربه رفتارها و افكار مختلف در نهایت به نتایجی دست یابد كه موجب هدایت او در دنیای بزرگسالی شود. افراد مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی به نظر می رسد كه هنوز از مرحله بلوغ عبور نكرده اند و تكلیفشان با خود و جهان پیرامونشان روشن نیست. اشاره شد كه ونسان همواره احساس «كودك بدلی و جایگزین» داشته و اقامت در ۱۵ نقطه مختلف در دوره كوتاه زندگی اش و انتخاب حرفه های مختلف دلایلی به نفع این اختلال هویتی هستند. به نظر می رسد كه همواره در جست وجوی جایگاه مناسب خود در دنیای هنر بود كه در زمان حیات به آن دست نیافت.
▪ اختلال در كنترل تكانه ها و تحریك پذیری به همراه خود آسیب زنی و اقدام به خودكشی: دو مورد آسیب به خود یعنی بریدن گوش و سوزاندن دست و در نهایت اقدام به خودكشی نشان دهنده رفتارهایی است كه در افراد مبتلا به شخصیت مرزی به فراوانی مشاهده می شود. زمانی كه این افراد در روابط بین فردی احساس شكست و طردشدگی نمایند قادر به كنترل خشم ناشی از آن نبوده و آن را به سمت خود یا دیگران متوجه می كنند.
▪ احساس مستمر تهی بودن و پوچی: به علت عدم شكل گیری یك هویت با ثبات این افراد در مورد فلسفه زندگی و معنی آن قادر به رسیدن به یك نتیجه قانع كننده برای خود نیستند و مانند این است كه همیشه به دنبال گمشده ای می گردند تا پاسخی برای این خلاء درونی بیابند. مصرف مواد مخدر و الكل در این افراد از همین زاویه قابل بررسی است.غرق شدن در دنیای هنر و كشیدن نقاشی فرصتی را برای ترمیم و جبران این احساس پوچی فراهم می كرد. استعداد خلق یك اثر هنری برای فرد مبتلا به پریشانی روحی موهبتی است كه می تواند به عنوان یك دریچه اطمینان در زمان های بحرانی عمل كند. بسیاری از هنرمندان، شاعران، موسیقی دانان، نویسندگان و... با مدد گرفتن از ذهنیت خلاق خود و همانندسازی با آفریننده های خویش، ذهنیت و خیال را جایگزین عمل كرده و با والایش احساسات خود مفری برای گریز از افسردگی و خودكشی فراهم كرده اند. اما در گروهی دیگر نیروی تخریبی حاصل از توفان هایی درونی و تعارضات روانی آنها در حدی است كه حتی هنر هم نجات بخش نیست. ونسان ون گوگ انسان خلاقی بود كه به این گروه تعلق داشت.

وبگردی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
ویدئو / مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران
ویدئو / مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران - مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران با حضور اصحاب هنر و ورزش یکشنبه ۳۰ اردیبهشت در تالار وحدت برگزار شد. در این مراسم که با حضور بازیکنان و کادر فنی تیم ملی به همراه اعضای هیات رییسه فدراسیون فوتبال انجام شد، از سرود رسمی تیم ملی ایران رونمایی گردید.
ویدئو / دیدار ملی‌پوشان فوتبال ایران با روحانی
ویدئو / دیدار ملی‌پوشان فوتبال ایران با روحانی - رئیس جمهور در دیدار با ملی‌پوشام فوتبال ایران از بازیکنان و کادر فنی تقدیر کرد. در این مراسم پیراهن شماره ۱۲ تیم ملی فوتبال کشورمان به حسن روحانی اهدا شد.
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!