دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Monday, 21 May, 2018

عارف مشروطه خواه


میرزامحمد معصوم معروف به حاجی نایب الصدر شیرازی و ملقب به لقب طریقتی معصوم علی شاه مولف كتاب ارزشمند طرائق الحقایق و فرزند یكی از اقطاب سلسله نعمت اللهیه به نام رحمت علی شاه؛ فاضلی كامل و عارفی واصل از اجله ارباب كمال و اصحاب وجد و حال بود كه در زهد، تقوا و رعایت تواضع و فروتنی سعی وافر داشت. وی به علوم عصر خود (دوره قاجار) همچون فقه و حدیث، فلسفه و كلام و منطق، عرفان و نیز به زبان و ادبیات عربی و فارسی تسلط داشت. به طوری كه زبان عربی را به راحتی مكالمه می كرد و به دقایق صرف و نحو آن آگاه بود و اشعار زیادی از فارسی و عربی از بر داشت و آنها را شرح و تفسیر می كرد. ذوق شاعری هم داشت و در شعر معصوم تخلص می كرد، اگرچه هیچ گاه شعر را به طور حرفه ای دنبال نكرد. در نثر هم شیوه ای گیرا و بیانی شیوا داشت.
حاجی در شب شنبه ۱۴/ ربیع الاول/ ۱۲۷۰ ق در شیراز دیده به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی را در شیراز به پایان رساند و برای ادامه تحصیل به عتبات رفت، مدتی در آنجا از محضر اساتید بزرگ آن دیار بهره مند شد و سرانجام به دلیل مشكلات مالی به شیراز برگشت و به درخواست عمومی پدرش حاج آقا محمد مجتهد شیرازی به تهران رفت. در آنجا نزد اساتید بزرگی چون آقامحمدرضا قمشه ای، آقامیرزا ابوالحسن جلوه، میرزا محمدحسین سبزواری و... شاگردی كرد. حاج آقا محمد مجتهد نیز در تعلیم و تربیت حاجی نقش بسزایی داشته و در همین ایام نوه دختری اش را نیز به عقد حاجی درمی آورد.
نیابت صدر خطه شیراز طی فرمانی از طرف ناصرالدین شاه در حق وی جاری می شود. پیش از او پدر و برادرش میرزا محمدحسین نایب الصدر شیراز بودند. در سال ۱۳۰۶ به توصیه برخی از دوستانش برای زندگی به همراه خانواده به تهران می رود و ساكن این دیار می شود. حاجی سال هایی از عمرش را نیز به جهانگردی و سیر آفاق پرداخته؛ حاصل سفر زیارتی اش به مكه كتاب تحفه الحرمین است كه به طور روزشمار وقایع و خاطراتش را در آنجا بازگو كرده و در بازگشت از سفر در بندر بمبئی آن را چاپ می كند. اثر ارزشمند دیگری كه از نظر اهمیت شاید بتوان آن را با تذكره الاولیای عطار مقایسه كرد طرائق الحقایق است در سه جلد كه دایره المعارفی بزرگ پیرامون تصوف و سلسله های صوفیه است.
پایان چاپ و تالیف كتاب طرائق تقریباً همزمان بوده با به وجود آمدن فریادهای آزادیخواهی در گوشه و كنار كشور در راه مبارزه با استبداد و استقرار حكومت مردم بر مردم. حاجی نیز برای نیل به چنین هدفی به جمع این آزادیخواهان می پیوندد. در خیلی از شهرهای بزرگ جلسات مخفیانه زیادی از اجتماع این افراد شكل می گرفت. تا اینكه در ۱۲ ربیع الاول ۱۳۲۲ در باغ میرزاسلیمان خان میكده در خیابان گمرك تهران جلسه ای با حضور بیش از پنجاه نفر از روحانیون و روشنفكران و افراد بانفوذ آزادیخواه تشكیل شد كه بیش از پنج ساعت به طول انجامید.
حاجی نایب الصدر هم نامش در میان شركت كنندگان این جلسه به چشم می خورد. این مجمع در حقیقت هسته اولیه انقلاب مشروطه بود. متحدین شركت كننده گرد میزی كه در آن یك قرآن و یك پرچم ایران با نوشته «قانون- عدالت» است جمع می شدند و هر یك با احترام و حال شوق و جذبه پیش رفته با یك دست كلام الله و با دست دیگر پرچم را بلند كرده و قسم می خوردند كه اسرار جمعیت را در خود نگه دارند و یك دل و یك جان در راه به دست آوردن قانون، عدالت و بر هم زدن دستگاه ظلم و بیدادگری كوشش كنند. كار اعضا پس از پایان جلسه جلب نظر روحانیون، تجار و روشنفكران آن زمان بود. كم كم دامنه اعتراضات بالا می گیرد و آزادیخواهان از شهرهای دیگر به سمت پایتخت روانه می شوند و تهران را فتح می كنند.
در همه جا انجمن هایی به نام مشروطه شكل می گیرد كه ریاست آن را غالباً علمای بانفوذ در دست داشتند. حاجی نایب الصدر نیز ریاست انجمن شیراز را به عهده داشت و در جلسات شورای ملی شركت می كرد. اختلاف و كشمكش میان آزادیخواهان و طرفداران استبداد چند سالی طول می كشد و در بیشتر شهرها بی نظمی هایی رخ می دهد. سرانجام محمدعلی شاه مجلس را به توپ می بندد. تعدادی از مشروطه خواهان كشته یا دستگیر می شوند. حاجی نایب الصدر هم در این گیرودار برای حفظ جان خویش در تابوتی مخفی می شود و در قالب یك تشییع جنازه ساختگی، وی را لااله الا الله گویان به بارگاه شاه عبدالعظیم می برند. در آنجا به اعتمادالتولیه پناهنده می شود. اعتمادالتولیه كه از طرفی طرفدار استبداد بود و از طرفی با اهل عرفان رابطه خوبی داشت از حاجی نزد محمدعلی شاه وساطت می كند و خود حاجی هم شعری برای شاه می فرستد و او هم حاجی را امان می دهد ولی به شرط آنكه در تهران نماند. حاجی نایب الصدر به گناباد می رود و هفده سال باقی مانده عمر خود را به صورت تبعید زندگی می كند. مدتی در گرگان ریاست اوقاف آن شهر را برعهده داشته و مدتی هم رئیس اوقاف گناباد بوده است. سال هایی از عمر خود را نیز در مشهد گذرانده تا اینكه روح پرتلاطم و ناآرام اش پس از ۷۴ سال زندگی در چهارشنبه ۱۱ شعبان ۱۳۴۴ق مطابق با ۵ اسفند در قبرستانی در بیرون دروازه سراب كه سمت غربی شهر است آرام می گیرد. *كارشناس ارشد ادیان و عرفان

عرفان جابری *

منبع : ایران یکصد سال پس از مشروطیت

مطالب مرتبط

بدون تشریفات

بدون تشریفات
یکی ازتفاوت‌‏های رهبران بزرگ با مدیران معمولی نفوذ آنان بر قلب‌‏های پیروان خود است. رهبران بزرگ دستور نمی‌‏دهند اما پیروان کلام آنان را به منزله تکلیفی برای عمل قلمداد می‌‏کنند و ناخودآگاه در مسیر اجرای آن از کوچکترین تلاشی، حتی نثار جان خود دریغ نمی‌‏کنند. بی‌‏شک یکی از دلایل این نفوذ اعجاب‌‏آور، صداقت درگفتار و عمل رهبران بزرگ است و به قولی «آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند».
امام خمینی(ره) نیز از این قاعده مستثنی نبودند.
یکی از نقدهای اساسی بنیانگذار انقلاب به رژیم شاهنشاهی پهلوی، اشرافیت‌‏گرایی و کاخ نشینی این خاندان درمقابل زندگی فقیرانه و کوخ نشینی عامه مردم بود.زندگی ساده و بی پیرایه امام خمینی (ره) ودوری ایشان از قدرت طلبی وخودنمایی های معمول ، پیش از پیروزی انقلاب شعارمبارزه با اشرافیت‌‏گرایی خاندان پهلوی را برای مردم باورپذیر کرد.
این مشی امام(ره) پس از پیروزی انقلاب نیز ادامه پیدا کرد.ذکرخاطراتی از زندگی بی پیرایه امام (ره) برای نسل امروز از یک سو باعث آشنایی این نسل با یکی از تاثیرگذارترین افراد تاریخ جامعه ایران می‌‏شود واز سویی سنگ محکی برای سنجش عملکرد سیاستمداران و مسوولان امروز جامعه ایران است. خاطرات نقل شده برگرفته از کتاب برداشتهایی از سیره امام خمینی به قلم غلامعلی رجایی است.
● من ماشین نمی‏خواهم- خاطره‌‏ای از حجت‌‏الاسلام فرقانی
امام در نجف که بودند یکی از ایرانیان ماشینی را از آلمان خاص ایشان خریده بود که آقا با آن به حرم مشرف شوند و یا در ایام زیارتی به کربلا بروند. آقا می‏فرمودند: «من ماشین نمی‏خواهم.» وقتی او اصرار می‌‏کرد که من این ماشین را به اسم شما و برای شما از آلمان آورده‏ام، امام به او فرمودند: «اگر مال من است من آن را می‏فروشم و پولش را به طلبه‏ها می‏دهم‏» او هم می‏گفت که نه شرط ما این است که شما این را نفروشید. ما به او گفتیم آقا می‏فروشد به هر حال امام آن را نپذیرفتند.
● امام اجازه نمی‏دادند کسی پشت‏سرشان راه بروند- خاطره‌‏ای از حجت‌‏الاسلام غیوری
در سال‌‏های ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ وقتی که امام در مسجد «سلماسی‏» قم تدریس می‏کردند، مسیر حرکت ایشان از خانه به طرف محل درس‏شان با بنده یکی بود. چون منزل ما هم در نزدیکی منزل امام بود لذا بیشتر روزها میان راه، با هم برخورد می‏کردیم. امام وقتی صدای پای ما را می‏شنیدند با ما احوالپرسی می‏کردند و به ما تکلیف می‏کردند که پیشاپیش ایشان حرکت کنیم و اجازه نمی‏دادند پشت سرشان حرکت کنیم و همیشه هم به تنهایی از منزل به طرف مسجد سلماسی حرکت می‏کردند.
بعضی از مغازه‏دارها امام را نمی‏شناختند- خاطره‌‏ای از آیت‌‏الله موسوی خویینی‌‏ها
امام از حالت‌‏هایی که برای ایشان تعین درست می‏کرد بی اندازه متنفر بودند و جلوی آنها را هم می‏گرفتند. اگر کسی به دنبال یا همراه ایشان راه می‏رفت برمی‏گشتند و او را از این کار منع می‏کردند... امام اینقدر در این جهت جدیت کرده بودند که برخی از صاحبان مغازه‏های اطراف منزلشان، سیمای ایشان را به درستی نمی‏شناختند.
● آقایان بفرمایند بروند- خاطره‌‏ای ازحجت‌‏الاسلام قرهی
از خصایص امام این بود که هرگز دوست نداشتند در معابر عمومی طوری ظاهر شوند که عده‏ای دور و بر ایشان را بگیرند. تا آنجا که ممکن بود سؤالات طلبه‏ها را در خانه‏شان جواب می‏دادند. وقتی که از کلاس درس خارج می‏شدند، مسیر خلوتی را که عمدتاً کوچه‏های منتهی به منزل بود، انتخاب می‌‏کردند و به منزل می‏آمدند. بارها دیده می‏شد که بعد از درس عده‏ای از آقایان که دوست داشتند همراه امام حرکت کنند، به دنبال ایشان راه می‏افتادند اما وقتی امام متوجه حضور آقایان می‏شدند می‏ایستادند و می‏گفتند: «آقایان بفرمایند بروند»
● به مردم فشار نیاورید- خاطره‌‏ای از حجت‌‏الاسلام محتشمی
در نجف یک وقت خبر رسید که گروهی از ایران به دستور شاه آمده‏اند تا امام را ترور کنند -اواخر سال ۴۶ و اوایل سال ۴۷- ما احساس وظیفه شرعی کردیم که باید امام محافظت بشوند و بر این اساس حدود هفت - هشت نفر از برادران تصمیم گرفتیم هر شب همراه امام به حرم برویم، همین طور موقعی که می‏روند درس حاضر باشیم. شب اول امام که آمدند به طرف حرم، ما هم به دنبال ایشان حرکت کردیم، چند قدمی که راه رفتیم، سر کوچه رسیدیم.
امام برگشتند و فرمودند که برگردید. البته آن شب ما یک مقدار خودمان را عقب کشیدیم، و امام رفتند، اما بعد پیغام دادیم به امام که ما احساس وظیفه شرعی می‏کنیم، شما چه مایل باشید چه مایل نباشید ما چون واجب می‏دانیم بر خودمان، دنبال شما خواهیم آمد و این مساله را ادامه دادیم. در شب‌‏هایی که حرم بسیار شلوغ می‏شد، ایرانی‌‏هایی که می‏آمدند برای زیارت هجوم می‏آوردند دست امام را ببوسند و احیاناً امام در فشار جمعیت قرار می‏گرفتند، در آنجا ما می‏آمدیم که یک مقداری راه را باز کنیم. بارها شد که امام در همان میان جمعیت می‏فرمودند: «فشار نیاورید به مردم، و ما را کنار می‏زدند که مردم آزاد باشند، و به مردم بی احترامی نشود».
● دوست ندارم شخصیت شما کوچک شود- حجت‌‏الاسلام سید حمید روحانی
یادم می‏آید هنگام رفتن به حرم، در اواسط راه و در کوچه به امام برخورد کردیم و چون دوست داشتیم که همراه ایشان باشیم، لذا پشت سر آقا به طرف حرم مطهر حرکت کردیم. امام وقتی متوجه حضور ما شدند، ایستادند و فرمودند: «آقایان فرمایشی دارند؟» گفتیم: «نه! عرضی نداریم، فقط دوست داریم که همراه شما باشیم و از این کار لذت می‏بریم.»
ایشان فرمودند: «شکر الله سعیکم. من از این کار شما تشکر می‏کنم، شما آقا هستید، طلبه هستید، محترم هستید، من دوست ندارم که شخصیت شما با حرکت کردن به دنبال من کوچک شود».
● در مقابل رسول الله چه جوابی داریم؟ - حجت الاسلام کریمی
در نجف بعضی‌‏ها خیال داشتند روشی اتخاذ کنند به عنوان ملاحظه سلسله مراتب مراجع عالیقدر شیعه تا به این بهانه موقعیت و حیثیت اجتماعی امام را نادیده بگیرند. این امر به دوستان خیلی گران آمد. بنده با دو نفر مامور شدیم از طرف کلیه دوستان خدمت امام برسیم و عرض کنیم که چنین مطلبی است. من چون در صحبت کردن صریح‌‏تر بودم به امام عرض کردم که هر محیطی آداب و رسومی دارد و ظاهراً مراعات رسوم، اشکال شرعی نداشته باشد و موقعیت‏حضرتعالی طوری است که شما برای عامه مسلمین هستید و این موقعیت باید برای اسلام حفظ شود و آقایان با آن برنامه‏ای که دارند می‏خواهند این موقعیت شما را نادیده بگیرند یا خدای نخواسته به خیال خودشان هتک حرمت شما کنند، لذا ما از شما خواهش می‏کنیم براساس آداب و رسوم حاکم در این محیط، برنامه آقایان را نپذیرید. سخنان ما که تمام شد ایشان یک قصه‏ای نقل کردند که ما در مقابل عظمت روحی ایشان احساس حقارت و شرمساری کردیم. امام فرمودند: «در گذشته که برق نبود و کوچه‏ها تاریک بود یکی از آقایان به جایی می‏رفت و طبق مرسوم شخصی هم جلوی ایشان فانوس به دست گرفته بود.
او اتفاقاً عازم مجلسی بود که یک آقای دیگری هم عازم آن مجلس بود. در راه که برخورد کردند، این آقا یک مقدار از آن دیگری فاصله گرفت تا معلوم شود که ایشان یک تشکیلات جدا و یک فانوس‌‏کش مخصوصی دارد و می‏خواست که موقعیتش شناخته شود.» امام پس از نقل این داستان فرمودند: «اگر روز قیامت ما را در محضر رسول الله(ص) به صف وادارند و از این چیزها از ما سؤال کنند، آیا آقایان برای این سؤال، جوابی در نظر گرفته‏اند که مثلاً این جلوتر باشد آن عقب‏تر باشد، این زودتر باشد آن دیرتر باشد؟ این اعتباراتی که آقایان در نظر می‏گیرند اگر در آن صف، حضرت رسول(ص) از ما سؤال کردند آیا جوابی داریم بگوییم؟» سپس فرمودند: به آن برنامه‏ای که آنها تهیه کرده‏اند عمل کنید.
● راضی نیستم برای من صلوات بفرستید- حجت‌‏الاسلام سروش محلاتی
امام در بعضی از سال‌‏ها، تابستان به محلات تشریف می‏آوردند. تابستان سال ۱۳۲۵ که به محلات آمدند، علمای شهر که به امام اخلاص داشتند از ایشان درخواست کردند که مسجدی در اختیارشان بگذارند تا مردم از وجودشان بهره ببرند. فرمودند مرا به حال خود بگذارید و به کار خودتان مشغول باشید و نپذیرفتند. پس از چند روزی که از ماه رمضان گذشت، عده‏ای گفتند حالا که شما جماعت را نپذیرفتید حداقل یک جلسه‏ای باشد که بعضی‌‏ها از محضرتان استفاده بکنند. بالاخره بعد از صحبت‌‏ها امام آن جلسه را پذیرفتند و این جلسه در روزهای ماه رمضان ساعت پنج بعدازظهر در مسجدی که در مرکز شهر بود برپا می‏شد و امام پای یک ستونی روی زمین می‏نشستند و جمعیت دور ایشان می‏نشست. در این جلسه دو نکته قابل توجه دیده‏ام که از خاطرم محو نمی‏شود.
یکی اینکه روز اول علما و روحانیون آمدند شرکت کردند و امام بعد از جلسه به آنها فرمودند که اگر چنانچه شما بخواهید شرکت بکنید من این جلسه را تعطیل می‏کنم، شما باید مقامتان در اجتماع محفوظ باشد. نکته دوم این بود که مرسوم بود اگر کسی از روحانیون داخل می‏شد به احترامش کسی می‏گفت صلوات بفرستید و در اینجا هم شخصی بود که وقتی امام وارد مسجد می‏شدند جمعیت را به ذکر صلوات دعوت می‏کرد. روز اول که این صلوات را فرستادند، پس از اتمام جلسه امام آن شخص را خواستند و فرمودند: «شما این صلواتی را که می‏فرستید منظورتان ورود من است یا آنکه این صلوات برای رسول بزرگوار اسلام است؟
اگر برای رسول اکرم(ص) صلوات می‏فرستید، این صلوات را یک وقت دیگری بفرستید و اگر چنانچه برای من است که وارد مسجد می‏شوم من راضی نیستم!» از آن جلسه یک نکته‏ای در نظرم هست که امام با زبان بسیار ساده فرمودند: «برادران مسلمان و عزیز، شما که یک کت و شلوار فاستونی پیدا کرده‏اید و می‏پوشید و با یک کت و شلوار حالتان تغییر می‏کند، یک غروری پیدا می‏کنید، فکر نکرده‏اید که این فاستونی پشمی از کجا تهیه شده؟ آیا مواد این پشم همان پشم نیست که کمر گوسفندی را پوشانده بود؟ قبل از این گوسفند همین پشم را داشت و غروری هم نداشت و حالا که همان پشم رشته شد و رنگ شد، آمد کت و شلوار شد، یک مرتبه حال شما را تغییر داده است.این چه بدبختی است که ما به چنین چیزهای بی اساس دل خود را خوش بکنیم؟»
● برای من تشریفات نگذارید- حجت‌‏الاسلام انصاری کرمانی
ملاقات‌‏های مسؤولین و شخصیت‌‏ها با امام در یک اتاق کوچک سه در چهار انجام می‏شد و کسی از محتوای حرف‌‏های رد و بدل شده اطلاعی نداشت. بارها مردم تقاضا کرده بودند که ملاقات‌‏های خصوصی امام با شخصیت‌‏های سیاسی و بعضاٌ جهانی را جهت حفظ در تاریخ ضبط و فیلمبرداری کنیم اما می‏دانستیم که امام در این امور مانع ما می‏شوند و راضی به نصب دوربین فیلمبرداری در اتاقشان نیستند و این کار را تشریفات می‏دانند. حدود یک سال در مورد این قضیه با ایشان صحبت کردم تا اینکه پذیرفتند این کار صورت بگیرد. در یک فرصت دو، سه روزه که امام ملاقات نداشتند با همکاری برادران صدا و سیما وسایل فیلمبرداری را در اتاق ایشان نصب کردیم.
یک روز صبح که امام طبق روال قبلی جهت ملاقات وارد این اتاق شدند تا چشمشان به سقف افتاد و وسایل فیلمبرداری از جمله چند پروژکتور را که به سقف نصب شده بود دیدند ناراحت شده و فرمودند: «همین امروز این وسایل را از اتاق من جمع کنید و برای من در این آخر عمری تشریفات نگذارید من احتیاج به این کارها ندارم.» و ما مجبور شدیم بلافاصله از برادران سیما بخواهیم که وسایلشان را جمع کرده و ببرند. وقتی وسایل جمع‌‏آوری شد آثار کندن و جوشکاری پروژکتورها در سقف باقی مانده بود. می‏خواستیم سقف را رنگ بزنیم، گفتیم ممکن است امام اشکال بگیرند که به چه مناسبت خراب کردید که حالا می‏خواهید اصلاح بکنید، لذا از ایشان سؤال کردم که آیا اجازه می‏دهید که جای این جوشکاری‌‏ها را رنگ بزنیم، فرمودند: «احتیاجی نیست‏» آثار این وسایل هنوز هم بر سقف این اتاق قابل مشاهده است.

وبگردی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
ویدئو / مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران
ویدئو / مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران - مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران با حضور اصحاب هنر و ورزش یکشنبه ۳۰ اردیبهشت در تالار وحدت برگزار شد. در این مراسم که با حضور بازیکنان و کادر فنی تیم ملی به همراه اعضای هیات رییسه فدراسیون فوتبال انجام شد، از سرود رسمی تیم ملی ایران رونمایی گردید.
ویدئو / دیدار ملی‌پوشان فوتبال ایران با روحانی
ویدئو / دیدار ملی‌پوشان فوتبال ایران با روحانی - رئیس جمهور در دیدار با ملی‌پوشام فوتبال ایران از بازیکنان و کادر فنی تقدیر کرد. در این مراسم پیراهن شماره ۱۲ تیم ملی فوتبال کشورمان به حسن روحانی اهدا شد.
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!