چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

صدفی با دهان باز


صدفی با دهان باز
● نیم نگاهی به مجموعه شعر« بفرمایید بنشینید صندلی‌ی عزیز»سروده‌ی «اكبر اكسیر»
زمانی كه شعر نو ظهور كرد و پس از مدتی ، وزن از شعر كنار رفت ؛ فاصله ای بین خوانندگان عام با شعر به وجود آمد . ذهن موزون چند ساله‌ی مردم، به دشواری، نوشته‌ی بی وزن و قافیه را می‌توانست به عنوان شعر قبول كند.
هر چند در طول این مدت ظهور شاعرانی مثل فروغ و سهراب و در مرحله‌ای دیگر شاملو ( با شعر سپیدش ) سعی كرده تا این فاصله را به حداقل برساند. با این حال نباید انتظار داشت كه با سرعت زیاد مخاطب عام بتواند با این نوع شعری به راحتی ارتباط بر قرار كند و به مطالعه‌ی آن‌ها روی آورد، همان‌طوری كه حافظ و دیگران را می‌خواند.
شعرنوی فارسی كه عمرش هنوز به یك قرن هم نرسیده، می تواند امیدوار باشد كه تا به این جا پیش رفت نسبتن خوبی داشته است. می توان گفت در شعر نو ، مهم‌ترین عنصری كه ایفای نقش می‌كند و بسیار تاثیر گذار است ‹‹ زبان ›› است.
حال این زبان هر چه قدر قدرت مندتر و اثر گذارتر باشد؛ موفق است. گاه دیده می شود كه در بازی‌های زبانی چنان زیاده روی می‌شود كه خواننده را سر در گم می‌كند. بسیار پیش آمده كه خود من بارها شعرهای این چنینی را در میانه رها كرده ام ! این دست از شعرها توانایی‌ی لازم را برای تاثیر گذاری و جذب مخاطب ندارد. شاید خود شاعر هم نمی‌داند كه چه هدفی را دنبال می‌كند. مگر نه این است كه زبان، وسیله‌ی ارتباط است. و مگر نه این است كه ادبیات، مسایل پیچیده را ساده بیان می‌كند. در حالی كه در بسیاری از شعرها عكس این مسئله را می‌بینیم. یعنی یك موضوع ساده، چنان در بازی‌های زبانی پیچیده، خفه می‌شود كه خواننده را سردر گم می‌كند.
این‌ها را گفتم تا برسم به این كه مجموعه‌ی شعــر بفرمایید بنشینید صندلی‌ی عزیز ـ كه عنوان شعرهای‌اش ‹‹ فرانو ›› است ـ سعی دارد تا فاصله‌ی بین شعر و مخاطب را كم كند و به نوعی ، آشتی‌ی مردم با شعر امروز آمده است: ‹‹ ون گوگ ، گوش را برید گذاشت روی چشم / نقاشی دیدنی شد / نیما ، زبان را برد گذاشت روی گوش / شعر شنیدنی شد / تو كور و كری سردبیر چه تقصیری دارد؟ ›› ( با كوران و كران ، ص ۲۶ )
هر چند فرانو با زبان ساده و ملموس حرف می‌زند، اما ساده فكر نمی‌كند. این شعرها با طنز مرموزی كه دارند مخاطبان خاص را راضی می‌كند. و به قول اكسیر در موخره‌ی این مجموعه هركس به اندازه‌ی وسع‌اش از فرانو برداشت می‌كند. اجازه بدهید یك بار دیگر شعر ‹‹ هدایت ›› را با هم بخوانیم .
من حیف‌ام می‌آید كه هر بار راجع به فرانو حرف می‌زنم از این شعر زیبا و كمال یافته یادی نكنم‌: ‹بفرمایید بنشینید صندلی‌ی عزیز ! / لطفن ورق بزنید ـ بخوانید كتاب محترم !/ صادق باشید تا بگویم / تنها این عینك، این عصا / بوف كور را هدایت نكرده است. (هدایت ، ۱۱ ) شعر فرانو هر چند در عینیت حركت می كند اما منكر ذهنیت های ناب و جدید هم نیست . زوایای جدید و تركیبات بكر كمك می‌كند تا شعر تكراری می‌نباشد و می‌توان گفت، حركت‌های ذهنی‌ی این شعرها در خدمت عینیت آن است : ‹‹ دل تلوزیون را می‌شكنم / رگ كنتور را می‌زنم / پدر تلفن را در می‌آورم / گوش پرده را می‌كشم / حال مگس را می‌گیرم / جیب زیر سیگاری را خالی می‌كنم / وبعد / زیر نور شمعی مانده از عید / پای‌ام را قلم می‌كنم می‌نشینم تا شعر بیاید و نمی‌آید.(مرگ مؤلف، ص ۳۲ )
تا آن جایی كه اطلاع دارم، ۸۰ شعر چاپ شده در مجموعه‌ی بفرمایید بنشینید صندلی‌ی عزیز! به ترتیب زمان سرایش چاپ شده است، شاعر سعی كرده تا صادقانه با مخاطب‌اش رفتار كند، و اگر گاه دیده می‌شود كه گاه دو شعر پشت سر هم كمی به هم شباهت دارند، دلیل‌اش همین ترتیب تاریخ سرایش می‌تواند باشد. مانند شعرهای خسوف( ص ۴۴ ) با آینه ( ص ۴۵ ) ، هم چنین ‌شام و شعر( ص ۵۷ ) با دكتر میكروفن( ص ۵۸ ) . در بسیاری از شعرهای این مجموعه نام شعر جزیی از شعر است و به نوعی مكمل شعر، و ممكن است بدون نام شعر ، كمی ناقص باشد. عنوان‌های شعری گاه، در گشودن گره شعری، به خواننده كمك می‌كند : ‹‹ بی‌خارت و خورت موریانه و كرم / در حصار اسلیمی و فلز / می‌پوسیم / با خاطرات مشبك مبلی كه / پودر شد. ›› ( فرفورژه ، ص ۷۵ )
باز هم اگر شعرهای ‹‹ فرانو ›› را بخوانید می‌بینید كه در بسیاری از شعرها از ایهام و مراعات نظیر استفاده شده و اگر شاعر در این كار توان‌مند باشد، ـ به گونه‌ای كه تصنعی كار نكند ـ محصول خوبی به دست خواهد آورد. شعر هدایت نمونه‌ی خوب برای این مورد است . شعر ‹‹‌-o- ›› را با هم می‌خوانیم : ‹‹ یادت هست / برای خرده حساب‌های هفته گی مان / زنگ ریاضی / من هفت تیر می كشیدم / تو چاقو / و چه زود / حساب‌مان / صفر می‌شد. ››‌ ( صفر ، ص ۵۱ )
در مجموعه‌ی ‹‹ بفرمایید بنشینید صندلی‌ی عزیز ›› گاه سطرهایی پیدا می‌شود كه واقعن نشان می‌دهد شاعر از تجربه‌ی بالای‌اش استفاده كرده است. همان موردی كه یكی از مؤلفه‌های مهم فرانو است. مثلن در سطری از شعری كه به شاملو تقدیم شده، آمده:‌ ‹‹‌ … مرده شور تعجب كرد از قوافی‌ی پاها … ( اكازیون ، ص ۸۸ )‌ یا شروع زیبای شعر كارنامه كه به نوعی شرح زنده گی‌ی چند ساله‌ی اكسیر را در خود جا داده است : ‹در پیاده روی ۴۷ شعری خواندم ملیحه خندید / گفتم بالاخره بله یا خیر ؟ / گفت : خیر است ان شاالله ! ›› ( كارنامه ، ص ۸۹ )
‹‹ اكبر اكسیر ›› در مجمو‌عه‌ی جدیدش كه اولین آلبوم شعر فرانو است ـ‌ بسیار موفق عمل كرده و با استقبال خوب اهالی‌ی قلم مواجه شده است.
و به تعبیری این مجموعه مانند هزاران صدفی است كه دهان‌شان را به سوی آسمان باز كرده‌اند، و منتظر قطره‌ی باران‌اند. و آن معدود قطرات باران یكی هم به صدف اكسیر افتاده است تا مرواریدی درخشان به شعر امروز ایران هدیه كند. من می‌دانم شاید شما هم بدانید مطمئنـن خود اكسیر هم می‌داند كه این مجموعه زیباست اما بی‌نقص نیست. یعنی می‌توانست بهتر از این‌ها باشد. یعنی خواهد شد.
و باز یعنی اكسیر و راهیان فرانو، با احترام به همه‌ی اندیشه‌ها‌، حقانیت این شعر را با ارایه‌ی كارهای بهتر، اثبات خواهند كرد. و دست آخر : «با سكول‌های جهان دروغ می‌گویند / این شعر وزن ندارد / تن تن تن ماهی نمی‌خورد / ادای نهنگ در نمی‌آورد / فَع فَع فَعلـــا تُن ِ ماهی‌ی جنوب ! / این شعر وزن ندارد / فقط چاپ كه شد / وزین می‌شود!» . ( انكار ، ص ۲۳ )

داوود ملک زاده

منبع : ماهنامه ماندگار

مطالب مرتبط

تغزل در غزل سعدی؛ شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی


تغزل در غزل سعدی؛ شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
بسیار گفته اند و شنیده ایم كه سعدی، بهترین عاشقانه سرای غزل پارسی است و حافظ، بهترین عارفانه سرای این سرزمین. من اصولاً با این تقسیم بندی موافق نیستم و احساس می كنم آنچه بزرگان اهل نقد و نقادی را به این سمت برده و به این نتیجه گیری رسانده، كاربرد نمادهای فراوان در غزل حافظ و بیان نسبتاً مستقیم اشعار سعدی بوده است.
البته، می توان گفت سعدی در تمام غزلهایش، با نگاهی عارفانه به اطراف می نگریسته است وقتی هم ذهن شاعر برای ما شفاف نباشد - كه قطعاً نیست- نمی توانیم به استعاره مند بودن شعر او پی ببریم.
اما آنچه مسلم است، سعدی در تغزل خویش بسیار عمیق تر از آن چیزی است كه در سنت ادبی ما به عاشقان نسبت داده می شده است. برای مثال، این دو بیت را با هم مقایسه كنید:
نظامی در گفتگوی مشهور و كم نظیر «خسرو و فرهاد» از قول فرهاد، مرگ را با پایان عشق معرفی می كند:
بگفتا: دل زمهرش كی كنی پاك
بگفت: آنگه كه باشم خفته در خاك
اما سعدی را حال و روز دگر است كه می گوید:
در آن نفس كه بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان كه خاك كوی تو باشم
به صبح روز قیامت كه سر زخاك برآرم
به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
به خواب عافیت آن دم به بوی موی تو باشم
اما از این گذشته، ادبیات عاشقانه سعدی در تمام طول حكومت شعر عراقی بر شعر فارسی یك استثناست.بسیار از «سهل ممتنع» بودن شعر سعدی شنیده اید، اما من معتقدم او به گونه ای پنهان در نقاط متعددی، از تفكری شبه كودكانه بهره می گیرد و از تكنیك دشوار «تجاهل» در شعر كاملاً جدی خود استفاده می كند. این پدیده، آن زمان پررنگتر می شود كه رابطه جملات وی نیز به كمك این اتفاق می آیند:
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانه مجنون به لیلا نرسیده
این تكنیك در این بیت آن قدر به وضوح به چشم می خورد كه در دو بیت به آن اشاره می كند:
بس در طلبت كوشش بی فایده كردیم
چون طفل دوان در پی گنجشك پریده
از سوی دیگر، برخورد استثنایی و هنجارگریز سعدی با بسیاری از صنایع بدیع شعر فارسی در كنار این برخوردهای ساده و دلنشین با زبان، كار سعدی را پیچیده تر از آن می كند كه در نگاه اول به نظر می رسد. در این میان، مهمترین نفش را «تشبیه» ایفا می كند.در تقسیمات سنتی «تشبیه»، بالاترین مرحله آن این همانی «مشبه» و «مشبه به» نام گرفته است.
اما سعدی به وضوح این سقف را می شكند و از این هم بالاتر می رود:
به زیورها بیارایند وقتی خوب رویان را
تو سیمین تن چنان خوبی كه زیورها بیارایی
حافظ با بهره بردن از همین تجربه است كه حدود صد سال بعد در بیتی شاهكار می سراید:
هلالی شد تنم زین غم كه با طغرای ابرویت
كه باشد مه كه بنماید زطاق آسمان ابر
ویا:
دگر حور و پری را كس نگوید با چنین حسنی
كه این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابر
وولی هر گاه هم كه سعدی ناچار به همین سقف قناعت می كند، معمولاً با دلنوازترین و نوآورترین تشبیه ها روبروییم.
بیتهایی ماندگار و زبانزد از سعدی با بهره گیری از این روش سروده شده اند:
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم كه جانم می رود
در این جا، ارتباط معشوق مهجور و جان انسان در همان سقف این همانی باقی مانده است، اما شاعر اجازه نداده است كه شعرش در جایگاه یك شعر معمولی تجلی یابد و برای بالاتر رفتن، مقدمات لازم را تدارك دیده است.
اما مهمترین اتفاق در شعر سعدی و در بهره بردن از این تكنیك، حضور اسلوب معادله های توانا و بدیع است:
خبرت خراب تر كرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن كه به تشنگان نمایی
از آشنایی بی بدیل سعدی با واژه آرایی در این بیت كه بگذریم، با ارتباطی شگفت روبه روییم. وقتی در انتهای مصرع نخست توقف می كنیم، از خود می پرسیم: «مگر چه خبری آمده كه جراحت جدایی را خراب تر كرده است؟» اما وقتی به مصرع دوم می رسیم، می فهمیم كه محتوای خبر اهمیتی نداشته و این ذات خبر است كه این بلا را بر سر راوی آورده است.
در این میان، نباید از كنار تركیب مؤثر و استثنایی «خیال آب روشن» به سادگی گذشت. «خیال» به ذات چندان روشن نیست، اما با زمینه سازی سعدی به راحتی به فعل كاملاً شفاف «نمایی» می رسد.
تو با این حسن نتوانی كه روی از خلق در پوشی
كه همچون آفتاب از جام و حور از جامه پیدایی
تو صاحب منصبی جانا، به مسكینان نیندیشی
تو خواب آلوده ای، بر چشم بیداران نبخشایی
این دو بیت واقعاً با مصاریع زوج خود با بهترینهای هزار سال شعر پارسی پهلو می زنند.
پیش از سعدی هیچ جا به خاطر ندارم آفتاب از جام و حور از جامه پیدا باشد. همچنین، بدیع است كسی این گونه بیداری را به سخره گرفته باشد.
اما این ادای دین مختصر به آستان حضرت سعدی را با نگاه به بیتی، به پایان می برم كه چند ماهی است ذهنم را عجیب درگیر خود كرده است. به عقیده من این بیت هم به گونه ای زیركانه و بسیار جذاب از همین اسلوب معادله سازی سعدی بهره گرفته است.
با این تفاوت كه اجزای متفاوتی از جملات هر دو مصرع به گونه ای زیركانه با قرینه معنوی حذف شده اند و حداكثر سخن، در حداقل كلمات گفته شده است. آن بیت را حتماً شنیده اید:
سل المصانع ركباً تهیم فی الفلوات
تو قدر آب چه دانی كه در كنار فراتی
این مؤلفه ها تنها گوشه ای از دلایلی است كه سبب شده غزل امروز هم را متأثر از سعدی بدانند و نگاهی تطبیقی می تواند این حضور را به عینه نشان دهد.


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    كوكوى گوشت و سبزى
    طرز تهیه کوکوی گوشت و سبزی پخت کوکوی گوشت,کوکوی سبزی,پخت کوکوی گوشت و سبزی,درست کردن کوکوی گوشت و سبزی,سبزی کوکویی,پخت انواع کوکو,نکاتی برای پخت کوکوی گوشت و سبزی,آموزش آشپزی,سایت آشپزی,آموزش آشپزی,سایت آشپزی