پنج شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷ / Thursday, 21 February, 2019

میلتون فریدمن (۲۰۰۶-۱۹۱۲)


میلتون فریدمن (۲۰۰۶-۱۹۱۲)
میلتون فریدمن برنده جایزه نوبل اقتصاد در ۱۹۷۶ و از پایه‌گذاران مکتب اقتصادی شیکاگو در ۱۶ نوامبر ۲۰۰۶ در ۹۴ سالگی در سانفرانسیسکو درگذشت.
فریدمن که از حامیان بازار آزاد و سرمایه‌داری و از مخالفان سرسخت اقتصاد کیتزی است، در حوزه اقتصاد یک بدعتگذایر قلمداد می‌شود. او را به‌عنوان نماینده بزرگ پولگرائی یعنی انگاره اهمیت پول و شاید اقتصاددانی که پس از کینز بیشترین تأثیر را بر سیاست دولت گذاشته است، می‌شناسیم. گذار فریدمن از حد یک مخالف گمنام سنت جزمی حاکم اقتصادی به یک حامی پیشتاز در سنت جدید اقتصادی با سرعتی حیرت‌آور به وقوع پیوست. او تا اوایل دهه ۱۹۵۰ هنوز یک اقتصاددان آکادمیک به شمار می‌رفت که تا آن زمان فقط مقالات کوتاهی در زمینه نظریه‌های پولی تألیف کرده بود. اما تا اواخر دهه ۱۹۶۰ به مفسر پیشرو مکتب شیکاگو در تاریخ عقاید اقتصادی تبدیل شد. شهرت سریع او تا حدی مرهون شکست یکبارهٔ مکاتب اقتصادی رایج در دوران بعد از جنگ جهانی دوم بود. زیرا سیاست‌های افزایش حجم پول که برای بهبود اقتصادی بعد از جنگ طراحی شده بودند، به‌جای بازسازی منجر به تورم شدند. این ره‌آوردی بود که توجیه آن با نظریه‌های رایج اقتصادی در آن زمان دشوار بود. فریدمن با طرح این نظریه که افزایش قیمت‌ها تا حدی نتیجهٔ اجتناب‌ناپذیر افزایش حجم پول در گردش است، به یک نوآوری در برابر تفکرات جزمی زمان خود دست زد.
یکی از دلایل عمدهٔ آوازه او اتخاذ روش‌های تجربی بود و نه پژوهش‌های مفصل ولی غیرکاربردی در مورد مقولات نظری و انتزاعی که صرفاً مورد توجه سایر اقتصاددان‌ها بود. آثار او توانست راه‌کارهای مفیدی را برای حل مشکلات اقتصادی ارائه دهد. یک نظریه وقتی معتبر تلقی می‌شود که فرضیه‌های مطرح شده در آن با تجربه‌های واقعی سازگاری داشته باشد. نمونه بارز این برداشت. کتاب نظریه تابع هدف (۱۹۵۷ دانشگاه پرینستون) است که از آثار مهم فریدمن محسوب می‌شود.
آثار فریدمن دامنه متنوعی از موضوعات بسیار فنی مانند مجله آماری راهنما برای تاریخ پولی آمریکا (۱۹۷۰) و روند پولی در آمریکا و انگلستان تا موضوعات بسیار عام را که سبک انتقادی و قدرتمندی دارند، دربرمی‌گیرد. کتاب سرمایه و ازادی (۱۹۶۲)، مجموعه مقالاتش در مجله نیوزویک با عنوان اعتراض یک اقتصاددان و چیزی به نام ناهار رایگان وجود ندارد، اثر دیگرش تحت عنوان آزادی برای انتخاب که حاصل مجموعه برنامه‌های تلویزیونی او در ۱۹۸۰ بود و اثر به شدت سیاسی ظلم وضع موجود د راین طیف قرار می‌گیرند.
این آثار با مشاهداتی در مورد عملکرد فوق‌العاده نظام بازار در تأمین نیازهای افراد آغاز می‌شود. هیچ‌کس نه کالائی می‌خرد و نه می‌فروشد مگر اینکه هر دو طرف مبادله در آن ذی‌نفع باشند. لذا عملکرد روزمره بازار ابزاری مناسب برای افزایش رفاه انسان تلقی می‌شود. فریدمن طبق استدلال دیگر برنده جایزه نوبل، پروفسور هایک، در مقاله ”آزادی انتخاب“ بر نقش قابل توجه نظام قیمت در نشان دادن نقاط کمبود یا مازاد در ازار و در تصحیح این مازاد یا کمبود تأکید می‌ورزد.
گرچه یکی از مایه‌های فکری کتاب سرمایه‌داری و آزادی، تنوع، تعدیل سریع، نوآوری و مبانی تجربی بازار است ولی موضوع مهمتر مدنظر فریدمن این واقعیت بود که نظام مبادله اختیاری به وسیله تمرکززدائی وسعت و تنوعش از تمرکز وسیع قدرت جلوگیر یمی‌کنند. قدرت سرمایه‌دار محدود است، زیرا رقبا به سرعت می‌توانند با ارائه خدمات بهتر به مصرف‌کننده، او را تضعیف کنند. ترس فریدمن از تمرکز قدرت رسمی، از او یک متفکر لیبرال ساخت. او در جست‌وجی دولتی بود که با حمایت از ساختار قانون به مردم اجازه دهد به‌طور اختیاری در محلی به نام بازار فعالیت کنند. بدین‌ترتیب فریدمن کمک زیادی به نفوذ نگرش لیبرالیستی کلاسیک‌ها در برخی از کشورهای غربی کرد.
کتاب اقتصاد مکتب پولی، حاوی گزیده سخنرانی‌ها و مقالات فریدمن است که از مؤسسه امور اقتصادی لندن در ۱۹۹۱ آن را منتشر کرد. این اثر به بیان دیدگاه فریدمن در خصوص سیاست پولی می‌پردازد.
بهترین سیاست پولی از منظر او افزایش عرضه پول با نرخ ثابت اما پائین در هر سال است. این سیاست، رخ تورم و نوسانات در تولید و اشتغال را که ناشی از تغییر در نرخ رشد پول است. در حد پائین و قابل تحمل نگه می‌دارد. در نتیجه به‌کارگیری این سیاست، در کوتاه‌مدت آسیبی به اقتصاد وارد نمی‌شود و در بلندمدت نیز قیمت‌ها تثبیت می‌شوند. از نظر فریدمن، تورم، نه یک پدیده واقعی، بلکه یک پدیده پولی است. بانک‌های مرکزی، صرفاً مسئول حفظ ثبات قیمت‌ها هستند.
راهکاری که فریدمن برای کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه جهت خروج از بن‌بست اقتصادی ارائه داد توزیع درآمد نفت به صورت سود سهام در بین مردم بود. به عبارت دیگر درآمد نفت در جهت تقویت خصوصی‌سازی هزینه و از سرازیر شدن آن به خزانه دولت جلوگیری شود.
فریدمن در سراسر زندگی خود، همواره نقش یک منتقد را داشت و در عین حال توانائی خود را برای نقد و بررسی مسائل اقتصادی با ارائه آثار علمی اثبات کرد. آثار او موجب افول اسطوره اقتصاد کینزی شد. ابعاد حمله فکری او به مواضع کینزی‌ها عبارتند از:
۱) بیان مجدد نظریه مقداری پول و آزمون آن.
۲) تأکید بر قدرت سیاسی پولی
۳) ابطال تفسیر سنتی بحران بزرگ دهه ۱۹۳۰ و ارائه راهکاری برای جلوگیری از وقوع مجدد آن در آینده.
۴) نقد منطق شیب نزولی منحنی فیلیپس براساس رابطهٔ مبادله میان تورم و بیکاری و همچنین ثبات آن.
۵) کارائی سیاست‌های مالی برای دستیابی به اشتغال کامل
۶) حمایت از نظام سرمایه‌داری آزاد و بیان فلسفه آن براساس مقتضیات زمان خود
۷) اعتقاد به اینکه علم اقتصاد باید در برابر هرگونه معیار ارزشی، احساسی، ذهنی یا هنجاری بی‌طرف و تأثیرناپذیر باشد.
فریدمن را باید به همراه هایک از بزرگترین قهرمانان آزادی اقتصادی دانست که به برتری اخلاقی و مادی یک جامعه آزاد در مقام مقایسه با یک نظام برنامه‌ریزی شده اذعان داشت. او با نحوه ارائه قدرتمند و در عین حال ساده از اندیشه‌های اقتصادی و سیاسی جدید میان حرفه اقتصاد و سیاستمداران و مردم، یک پل ارتباطی قوی ایجاد کرد. او در زمینه علوم اقتصادی، مجموعه گسترده‌ای از نظریه‌ها را طرح کرد و در معرض تجربه قرار داد. یک مورد روش‌شناسانه که مفهومی حیاتی در فهم کارهای فریدمن قلمداد می‌شود، تأکید بر این نکته است که نظریه‌های اقتصادی را باید به واسطه قابلیتشان در پیش‌بینی وقایع واجد ارزش دانست نه براساس پیچیده بودنشان. این امر همانگونه که اشاره شد در متن برخی از عناصر اساسی استراتژی شناخته‌شده‌ای تحت عنوان ”مکتب پولی“ بهتر قابل فهم است. مکتبی که به‌طور ناگسستنی با تفکر و شخصیت میلتون فریدمن در آمیخته است.
فریدمن به‌عنوان معاون ریاست‌جمهوری در دوره ریگان، توانست تا حد زیادی سیاست‌های اقتصادی موردنظرش را اعمال کند. گرچه فریدمن ملاقات‌هائی با مارگارت تاچر، نخست‌وزیر بریتانیا، داشت که از بازار پولی حمایت می‌کرد، اما تأثیرپذیری تاچر از اندیشه‌های هایک بیشتر بود. حمایت ریگان از سیاست پولی انقباضی دولت فدرال در اوایل دهه ۱۹۸۰، اتخاذ سیاست‌هائی در جهت حمایت از بزار، تعدیل کمتر و اصلاح مالیاتی ۱۹۸۶، تمامی این سیاست‌ها مورد تأیید فریدمن بود که در پی پایان ریاست جمهوری ریگان، تمامی پیش‌بینی‌های او در هم ریخت. او از مخالفان سیاست‌های جرج دبلیو بوش بود و دونالد رامسفلد را برای این پست شایسته‌تر می‌دانست.
اما بحث‌برانگیزترین سیاستمداری که به اندیشه‌های فریدمن توجه داشت، نه ریگان بود و نه تاچر بلکه اگوستو پینوشته، دیکتاتور سابق شیلی بود. گرچه بسیاری از منتقدان، فریدمن را مسبب آنچه در شیلی رخ داد می‌دانند؛ اما در واقع سیاست‌های پینوشته برداشتی انحرافی از اندیشه‌هیا فریدمن محسوب می‌شد. فریدمن در ملاقاتی که با پینوشته در ۱۹۷۵ داشت، دستورالعمل‌های اقتصادی موردنظرش را به او منتقل کرد، در حالی که بر این باور بود که محور سیاست‌های دیکتاتور شیلی، نه اندیشه‌های اوِ، بلکه تفکرات اقتصاددانان معروف به ”بر و بچه‌های شیکاگو“ بود.
یکی از اقتصادهای درخور تحسین از منظر فریدمن، اقتصاد هنگ‌کنگ بود. موفقیت‌های حیرت‌آور این کشور، او را به این تفکر سوق داد که گرچه آزادی سیاسی مستزم وجود آزادی اقتصادی است، اما عکس آن همیشه روی نمی‌دهد. آزادی سیاسی در نوع خود قابل تقدیر است، اما شرط وجود و بقای آزادی اقتصادی قلمداد نمی‌شود، با وجودی که هنگ‌کنگ تا ۱۹۹۷ تحت سیطره بریتانیا بود، ولی به رونق اقتصادی دست یافت.
شاید تعلق خاطر فریدمن به بازار آزاد ناشی از آن بود که خود از بین طبقات پائین جامعه برخاسته و پی به اهمیت نهادهای رقابتی در پیشبرد منافع افراد برده بود. فریدمن در ۱۹۱۲ در نیویورک و در یک خانواده مهاجر و فقیر یهودی متولد شد. در ۱۹۳۲ از دانشگاه راتگرز فارغ‌التحصیل شد. آنجا تحت‌تأثیر روش علمی آرتور برنز که بر ماهیت تجربی علم اقتصاد تأکید داشت، قرار گرفت. در ۱۹۴۶ از دانشگاه کلمبیا در رشته اقتصاد به درجه دکترا نائل شد. از ۱۹۴۶ تا ۱۹۷۶ به تدریس در دانشگاه شیکاگو پرداخت. در همانجا ”مکتب پولی“ را بنیان نهاد. مدل آزادی رئیس‌جمهور را در ۱۹۸۸ دریافت کرد. مشاور غیررسمی بَری گلدواتر نامزد ریاست جمهوری، نیکسون و ریگان در دوره ریاست‌جمهوری او بود. در ۱۹۷۶ به خاطر تحقیق در تحلیل رفتار مصرف‌کننده، جایزه نوبل در رشته اقتصاد را از آن خود کرد. آخرین اثر فریدمن، این زوج خوشبخت، بود که به کمک همسرش، رز فریدمن به رشته تحریر درآورد.
فریدمن بر این باور بود که نفع شخصی یعنی تعقیب ارزش‌ها برای نیل به آزادی مهمترین اصل به رسمیت شناختن حق طبیعی افراد نسبت به اموال و دارائی خود می‌باشد.

مریم صراف‌پور

منبع : فصلنامه اقتصاد سیاسی

مطالب مرتبط

ماهاتیر محمد؛ مرد تحول و توسعه

ماهاتیر محمد؛ مرد تحول و توسعه
● نابغه اقتصاد اسلامی در ایران
ماهاتیر محمد برای جهان اسلام، نام آشنایی است. وی نخست وزیر سابق مالزی است که در سال ۱۹۲۵ متولد شد و در فاصله سال های ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۳ بر مسند قدرت بود و تلاش های بسیاری برای مدرنیزاسیون مالزی انجام داد. اما انتقاداتی نیز به او وارد شد؛ مانند این که مستبدانه عمل می کند و در سیاست درگیر باندبازی است. ماهاتیر محمد در ابتدا وارد یک مدرسه بومی زبان شد اما بعد به کالج پزشکی کینگ ادوارد هفتم در سنگاپور رفت. در همان زمان، برای روزنامه ای با نام مستعار مطلب می نوشت. علاوه بر این، وی مسئول جامعه مسلمانان دانشگاه هم بود. بعد از فارغ التحصیلی، به عنوان پزشک دولتی به مالزی برگشت و با یکی از همکلاسی های سابقش ازدواج کرد. ماهاتیر محمد در سال ۱۹۵۷ از خدمات دولتی استعفا داد و تصمیم گرفت خودش کار کند. به این ترتیب، خیلی زود به ثروت قابل توجهی دست پیدا کرد. وی با ورود به احزاب طرفدار دولت، به مجلس راه یافت و در سال ۱۹۷۰ با نوشتن کتابی سعی کرد علل عقب ماندگی مالزی را توضیح دهد و یک مدل سیاسی اقتصادی [موسوم به حمایت سازنده] را پیشنهاد داد. دولت آن زمان، چاپ کتاب او را متوقف کرد؛ هر چند که از برخی راه حل های آن سود جست. اما بالاخره توقف انتشار آن کتاب پرماجرا سبب شد که در سال ۱۹۸۱ ماهاتیر محمد نخست وزیر شود. وی در سال های نخست وزیری اش مالزی را تبدیل به یک قطب بازرگانی، صنعتی و ارتباطی کرد و سیاست های اقتصادی وی با عنوان «همکاری ملی»، مالزی را از یک کشور عقب مانده به کشوری در حال توسعه بدل کرد. دکتر ماهاتیر محمد چهارمین نخست وزیر مالزی بوده است. بسیاری او را به علت نقشش در مدرن سازی سریع مالزی و رشد رفاه در این کشور تحسین می کنند. دولت مالزی مدعی است که فقر در زمان ماهاتیر محمد از ۵۰ درصد به ۶ درصد کاهش یافته است. وی امروز به ایران می آید تا از تجربه های کشورش در طی مسیر توسعه برای ما بگوید.اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، امروز[دوشنبه] میزبان نخست وزیر سابق کشور مالزی است تا وی با حضور خود در جمع اعضای هیات نمایندگان اتاق ایران، روسا و اعضای تشکل ها، روسای کمیسیون های تخصصی، مدیران، معاونان، مشاوران و فعالان بخش خصوصی کشورمان، دیدگاه های خود را درخصوص راهکارهای توسعه روابط تجاری دو کشور، شیوه تعامل بخش های خصوصی و به خصوص اتاق های بازرگانی دو کشور اعلام کند.
● «ماهاتیر » نماد تفکر یک ملت بود
دو دیدگاه در مورد ماهاتیر محمد صادق است اول اینکه ماهاتیر بود که مالزی را به دنبال خودکشاند وموفق شدو یا فضای حاکم بر اقتصاد مالزی سکوی پرتاب ماهاتیر محمد بود و اجازه رشد و بالندگی به وی داد. به نظر می رسد در آنالیز شخصیت این نابغه شرق باید بین این دو دیدگاه کاملاً تمییز داده شود وشاید تمییز این دو از هم جوابی باشد برای آنچه که درخاک گربه گون باید می شد ولی...- البته در حوزه اقتصاد-. اگر عملکرد اقتصادی ۸ سال بعد از جنگ که در اصلاحات سیاسی به دوران سازندگی معروف شد را با دوران اصلاحات و بعد از آن دوره اصول گرایی به نقد بررسی شود نشان می دهدکه اقتصاد ما کاملاً قائل به فرد است، نه گروه دخالت دارد ونه روند؛ پس اگر قرار بود فرد دراقتصاد حاکم باشد در حال حاضر اقتصاد ایران که در قالب ۳ بسته سازندگی، اصلاحات واصول گرایی به طور کاملاً مجزا از هم رهبری شد می بایست سرانجامی می یافت. با این ادعا ماهاتیر محمد را نمی توان منجی اقتصاد مالزی دانست.اما اگر با برهان خلف اقتصاد ایران را نقادی کنیم و بگوییم اقتصاد ایران به دلیل نداشتن فضای نخبه پور با آن همه پتانسیل ها ناکام ماند، می توان اثبات کرد که اگر رشد اقتصادی مالزی ۲ رقمی شد مرهون فضای جاذب در اقتصاد مالزی است. بنابر این اگر امروز مدال افتخار را بر گردن ماهاتیر محمد می گذاریم ، این مدال برگردن تک تک مجریان وملت مالزی است که اجازه دادند ماهاتیر محمد به ثمر برسد و آن را تکریم کردند، نه یک فرد ونسخه هایش، که قطعاً این نسخه ها بدون وجود بستر ارزنی ارزش ندارد.
● دیدگاه های ماهاتیر محمد
ماهاتیر محمد به عنوان یک شخصیت تحول گرا در دنیا مشهور است.آشنایی با دیدگاه های اقتصادی مردی که مالزی را به عنوان یک کشور توسعه یافته به جهان معرفی کرد،خالی از لطف نیست.ماهاتیر محمد معتقد است که «یک دولت نمی تواند در کوتاه مدت کاری انجام دهد.من معتقدم باید یک دوره ده ساله باشد. زیرا طرحهای توسعه نیازمند این دوره است.گاهی برای اینکه سیاستهای خود را عملی کنید مدت زمان زیادی احتیاج دارید .وقتی رهبران سریع عوض می شوند ایده ها به همراه آنها فراموش می شود.» وی در سخنرانی ای گفته است:«ما می توانیم در مالزی فقط به فکر شکست همسایه ابرقدرتـــــی مثل چین باشیم و همواره درحال جنگ باشیم، اما ما به خود می گوییم: بهتر است از یک کیک که درحال ترقی و رشد است، لقمه ای اندازه خود برداریم نه کل کیک را که در آن بمانیم. ما دو گزینه داشتیم: خارجی ها با تکنولوژی خود کشور مارا صنعتی کنند یا خودمان توسعه پیدا کنیم. از آنجا که ۳۰ -۴۰ سال طول می کشد تا یکی از این تکنولوژیها را بیاموزیم پس گزینه اول را انتخاب کردیم.قرار نیست تکنولوژی در سیاست وارد شود. » ماهاتیر محمد درباره تعامل کشورش با جهان می گوید:«ما در مالزی اراده کردیم هرچه که خوب بود از شرق و غرب بگبریم.این سیاست در زمانی اتخاذ شد که کشورهای تازه استقلال یافته می خواستند از شر خارجیان راحت شوند و شرکتها را ملی نمایند، اما مالزی برعکس عمل کرد. این اصلی است غیرقابل گریز که ما باید با کشورهای دیگر و حتی با قدرتهای بزرگ در تعامل و ارتباط باشیم. » توجه وی به علم و فناوری نیز مورد توجه است: «اگر به فناوری اطلاعات توجه نکنیم یکبار دیگر از غرب عقب خواهیم افتاد.تحقیقات در اکثر دنیا انگلیسی است باید به این دانش دستیابی بکنیم و علوم را به انگلیسی آموزش دهیم. مدیران و نخبگان موفق خارجی را می آوریم تا روشهای نوین را به اندوخته های ما اضافه کنند. ما اجازه دادیم که شرکتهای خارجی بیایند و تکنولوژی بیاورند و کارهایی را انجام دهند که ما توان انجام آن را نداشتیم. شهروندان مالزی توسط خارجی ها استخدام شدند و علم و دانش کسب کردند. ما نه تنها ایجاد شغل کردیم بلکه تخصص نیز بدست آوردیم.خارجی ها سرمایه های زیادی آوردند و اشتغال ایجاد کردند و ما امروز توانسته ایم نیاز سایر کشورها را برطرف کنیم.» دیدگاه وی درباره مبارزه با فساد و اجرای عدالت نیز در جای خود قابل تامل است:« برای مبارزه با فساد اطمینان حاصل کنید که روند ساده و کوتاه است . مردم رشوه می دهند تا فرآیند پیچیده را ساده کنند.بیش از صد آیه در قرآن در باره عدالت است اما به شیوه های آن اشاره نکرده است . ما این شیوه را برای اجرای عدالت انتخاب کردیم.اگر عدالت نباشد مهم این نیست که در چه راهی هستید. اگر عدالت هست مهم این نیست که از چه شیوه ای استفاده کرده اید.»
● سخنرانی ماهاتیر محمد در ایران
چندی پیش ماهاتیرمحمد نخست وزیر سابق مالزی به ایران آمد و چند سخنرانی در ایران داشت. وی در زمان ریاست خود، فعالیت هایی را برای تحقق توسعه کشور خود انجام داد و نقش بسزایی در اجرایی کردن برنامه ۲۰۲۰ مالزی داشت و از سوی دیگر پروژه هایی را برای فقرزدایی و اشتغال عمومی از طریق تثبیت مالکیت و گسترش آن به انجام رساند. سخنرانی ذیل، در همایش «چشم انداز توسعه» در ایران توسط وی انجام شده است. وقتی ما مستقل شدیم مالزی کشور تقریبا فقیری بود و درآمد سرانه ۲۰۰ دلاری داشت، ما فقط صادرات لاستیک و قلع داشتیم و رشد ما در واقع متوقف بود. ما این شانس را داشتیم که کشور ما ثبات سیاسی داشت و این به رغم آن بود که مردم مالزی از سه گروه مختلف با یک فرهنگ زبان و مذهب مخصوص به خود تشکیل شده اند. ما در مالزی مالیسی ها را داریم که طبق تعریف مسلمانند، تعداد بسیار زیادی چینی داریم که دینشان بودایی است و همچنین هندی ها که اکثرا هندو هستند، به علاوه شمار زیادی از ساکنان که مسیحی هستند. به نظر می رسد تلفیق این قومیت ها نباید دارای ثبات باشد اما خوشبختانه اولین نخست وزیر به گونه ای توانست این موافقت را به وجود بیاورد، وی ثروت و دارایی را میان همه مردم تقسیم کرد و توانست از این طریق ثباتی خاص در مالزی پدید آورد. ما البته یک کشور دموکراتیک هستیم که باید خودمان را به قوانین و مقررات محدود کنیم، به همین دلیل ما تضاد و منافع زیادی نداریم به جز سال ۱۹۶۹ که مقداری مخالفت های قومی داشتیم و از آن واقعه درس هایی گرفتیم. در آن واقعه حدود ۲۰۰ نفر کشته شدند و اموال زیادی از بین رفت.ما از خودمان سوال کردیم اصلا چه فایده ای داشت این تضادها؟ تصمیم گرفتیم به توافق اولیه خودمان یعنی تقسیم همه چیز بین مردم و گروه های مختلف بازگردیم و تعامل کنیم که در این صورت است که رشد مالزی بیش از گذشته خواهد شد .
ما در واقع یک دولت ملی داریم و هدفمان خدمت بیشتر و بهتر به مردم و کشور است. برای این منظور باید به گونه ای بتوانیم از دارایی های خودمان استفاده و براساس داشته هایمان رشد کنیم.تصمیم گرفتیم صنعتی بشویم اما این صنعتی شدن چگونه بود، وقتی که ما تکنولوژی و دانش فنی و بازار را نداشتیم. اگر بخواهیم صنعتی بشویم باید درهای کشور را روی خارجی ها باز کنیم تا آنان در صنایع تولیدی کشور ما سرمایه گذاری کنند. در واقع هدف، آوردن صنعت به مالزی بود برای تولید و کار. بنابر این علاقه ای نداشتیم که سرمایه گذاران مالیات بدهند و این فضای مطلوب سرمایه گذاران برای آن بود که سیاست مالیات تاجرپسند ایجاد کنیم، آنها نیز علاقه مند شدند. این اقدام زمانی انجام شد که کشور ما به تازگی مستقل شده بود و می خواست از شر خارجی ها خلاص شود و صنایع را ملی کند. در عین حال این استقبال خارجی ها ما را نگران کرد که شاید آنان اقتصاد ما را بی ثبات کنند. ما در این زمان برعکس ملی کردن صنایع و شرکت ها حدود ۶۰درصد سهام شرکت های ثبت شده را به خارجی ها واگذار کردیم و به آنها گفتیم که باید کاری کنند که ما قادر به انجام آن نبودیم. در واقع آنان باید صنعت تولید کار را پایه گذاری می کردند که پذیرفتند. در حال حاضر مالزی نیازمند نیروی کار خارجی است.
از ۲۷میلیون جمعیت مالزی حدود دو میلیون نفر کارگران خارجی هستند و نیازمان هم تا حدودی تامین است. با ورود صنایع جدید، آموزش آن نیز آغاز شد. مالزیایی های زیادی ازجمله کارگران، مدیران کل در شرکت های خارجی استخدام شدند و تکنولوژی وارداتی آن را یاد گرفتند، با این کار نه تنها اشتغال ایجاد شد بلکه تخصص هم در پی داشت و کشور به سمت رشد سریع حرکت کرد. ملاک این پیشرفت سریع آن است که صادرات کل را از دو میلیارد دلار به بیش از ۱۰۰میلیارد دلار فعلی رساندیم که ۸۲درصد آن کالای ساخت مالزی است. از ۶۵۰هزار بشکه نفت تولیدی ۲۵۰هزار بشکه آن را صادر می کنیم. نفت، لاستیک، قلع، روغن نارگیل و... درصد کمی از صادرات را تشکیل می دهند. این به آن معنا نیست که فقط توانایی تولید یک نوع کالا را داریم ما این توانایی را داریم که محصولات جدیدی از فولاد آلومینیوم و فایبرگلاس درست کنیم. باید بگویم که الکترونیک ۵۰درصد کالاهای صادراتی ما را تشکیل می دهد که مردم هم در آن سهم دارند. در مورد مساله فقر در مالزی باید بگویم با رسیدگی به وضع فقرا تعداد آنان را از ۷۰درصد بیست سال قبل به ۴درصد رسانده ایم و فقط یک درصد فقر محض داریم. می بینیم که دولت فقر را از طریق آموزش دادن به مردم برای پیدا کردن کار و تخصص ریشه کن کرد. ما چشم انداز ۲۰ ساله هم داریم که درازمدت است.
در طرح پنج ساله می توانیم برای پیشرفت کشور برنامه ریزی کنیم اما برنامه سی ساله نیازمند بینشی قوی است که اسم آن را چشم انداز ۲۰۲۰ گذاشتیم و انتظار داریم در آن سال کشور کاملا پیشرفته ای باشیم. طبق تعریف خودمان این سیاست ها جهت را مشخص می کند و به ما می گوید که برای پیشرفت چه کنیم. ما اکنون رشد ۸ درصد داریم و باید بتوانیم در سال ۲۰۲۰ کشور توسعه یافته ای بشویم. البته مشکلات ناشی از خارج هم داریم که مهمترین آن بحران مالی ۹۸-۱۹۹۷ بود که در بازار ارز ما به وجود آمد و ناگهان فقیر شدیم اما توانستیم با غلبه بر آن به رشد خود ادامه دهیم. ما در مالزی چند شرکت کاملا دولتی داریم که پتروناس شرکت ملی نفت مالزی یکی از آنها است. این شرکت به گونه ای متفاوت از شرکت های نفتی کار و بیشتر شبیه شرکت های بزرگ چند ملیتی عمل می کند و در حال حاضر نیز در صنایع نفت ۳۶ کشور کار می کند. این فعالیت ها در قالب اکتشاف حوزه های نفتی، لوله گذاری، حمل و نقل و غیره است، این شرکت پول سازترین شرکت دولتی در دنیاست به گونه ای که مالزی ۶۶درصد منافع آن را می گیرد. در کشور من فرودگاه ها، شرکت های عمرانی، خطوط هوایی، شرکت های آب و برق و بسیاری از شرکت های کوچک دولتی خصوصی شدند. این در حالی بود که دولت هم مقداری از سهام این شرکت ها را خرید که این عملکرد موفقی بود. اما این اقدام ناکامی هایی هم داشت چون در پی بحران مالی سال های ۹۸-۱۹۹۷ بسیاری از شرکت ها ورشکست شدند. برخی دوباره دولتی شدند و برخی مانند خطوط هوایی دوباره تجدید ساختار کردند و ضررها جبران شد.
بنابراین شرکت های ثبت شده در بورس به مردم اجازه می دهد که ثروت تولیدشده را میان خودشان تقسیم کنند که این همان تعاونی است. تعاونی ها نه تنها در تجارت بلکه در زندگی اجتماعی مردم نیز نقش مهمی دارند. اینها مانند شرکت های بیمه هستند که در مواقع بحران به کمک مردم می آیند. تعاونی ها با ایجاد فروشگاه های مناسب کالای ارزان قیمت عرضه می کنند که البته در اقتصاد مالزی نقش ویژه خود را دارند. ما سعی کردیم بین اقوام موجود در مالزی تعادل ایجاد کنیم اما افراد بومی زیاد ثروتمند نیستند، بلکه سهامدارند. در حال حاضر مردم واحدهایی به ارزش ۳۰۰میلیارد رینگیت خریده اند که ارزش هر سهم آن یک دلار است. دراین یونیتراست مدیران هم حضور دارند و مردم در صورت نیاز می توانند پول خود را دریافت کنند. همه شرکت های بزرگ در مالزی سهامی دارند که متعلق به یونیتراست و به طور غیرمستقیم این سهام به مردم واگذار می شود و مردم صاحبان شرکت ها محسوب می شوند که عملکرد خیلی خوبی هم داشته است. در حال حاضر با توسعه این یونیتراست ها که تعدادشان به ۹ واحد می رسد دانشجویان، کشاورزان و قشرهای مختلف مردم از طریق آن در ثروت کشور سهیم هستند. این یونیتر است به گونه ای طراحی شده که سهامداران در ضرر و زیان آن شریک نیستند و این برای مردم کشورهای در حال توسعه بسیار جالب است.
همچنین بانک های پس اندازی داریم که صندوق پس انداز کارگران است. یکی از آنها EDP است که در حال حاضر حدود یک میلیارد دلار سهام دارد. این بانک هر ماه حدود یک میلیارد رینگیت سود پرداخت می کند. این مبلغ از طریق سرمایه گذاری در صنایع و سود حاصل از تجارت پرداخت می شود. این نیز فرصتی است برای کارگران که غیرمستقیم در صنایع بزرگ سرمایه گذاری کنند. در کنار اینها صندوق دیگری داریم به نام صندوق حجاج. همه ساله ۵۰۰ هزار زائر به حج می روند، این صندوق به حجاج این امکان را می دهد که از طریق سرمایه گذاری پولشان هزینه کمتری برای این سفر پرداخت کنند. همانطور که می دانید وقتی شما پول پس انداز می کنید و سرمایه گذاری نکنید ارزش پول شما کم می شود، اما وقتی در صندوق حجاج سرمایه گذاری می کنید با سود حاصل از آن مجبور نیستید الباقی هزینه پرداختی را از جیبتان بپردازید. در واقع به نفع حجاج است که در این صندوق سرمایه گذاری کنند. صندوق های کوچک دیگری هم در مالزی وجود دارد که میزان پس انداز مردم در آن بسیار زیاد است. ما حدود ۴۰% از درآمد ناخالص ملی را صرفه جویی و پس انداز می کنیم به این ترتیب ما پول مردم را مدیریت و آنان را در دارایی های کشور سهیم می کنیم البته تعاونی ها نمی توانند با صندوق یونیتراست یا صندوق حجاج مقایسه بشوند. با این فرآیند ثروت کشور بین مردم توزیع شده و ما توانسته ایم نرخ فقر را تا ۴% پایین بیاوریم و حتی می توانیم با گذشت زمان آن را به ۱% برسانیم که این فقط با بسیج مردم برای پشتیبانی از دولت امکان پذیر است.
مردم باید تابع مقررات باشند اگر بخواهند تظاهرات، شورش و اعتصاب بکنند اقتصاد نمی تواند پیشرفت کند لذا افرادی که به مجلس می روند سیاست ها را برای مردم تشریح و به شکایات آنان درباره خدمات دولت گوش می کنند. با این تعامل دولت می تواند نیازهای مردم را شناسایی و رفع کند و میزان حمایت از دولت را به دست آورد. مساله دیگر مساله زمان است که دولت برای انجام کارها به آن نیاز دارد. گفته شد بنده ۲۲ سال نخست وزیر بودم که زمانی طولانی است. ۵ انتخابات را پشت سر گذاشتم و در همه آنها پیروز شدم اما مهم آن است که نمی توان در مدتی کوتاه کارهایی انجام داد. شاید بدانید که ژاپنی ها نخست وزیرشان را هر دو سال یک بار عوض می کردند اگرچه کشورشان بسیار پیشرفت کرده اما با این روند هیچیک از نخست وزیرها نمی توانستند کار بزرگی انجام بدهند. وقتی اقتصاد دچار رکود شد نخست وزیری که انتخاب می شد عملا نمی توانست کاری صورت دهد و نخست وزیر بعدی هم همین طور در برخی از کشور ها این دوره ۵سال است، اما این ۵سال هم ممکن است، کافی نباشد. برای برنامه ریزی یک کشور حداقل ۱۰سال زمان لازم است. در دوره های ۵ساله، سال اول متوجه می شوید که باید با چه کسی چگونه رفتار کنید، سال دوم شروع به برنامه ریزی می کنید و سال بعد مجلس طرح را قبول می کند سال چهارم شروع به اجرا می کنید و سال پنجم هم باید بروید. این حتی در مورد رئیس جمهور آمریکا هم صادق است چون مدت دوره او چهار سال است. فکر می کنم که برای برقراری یک طرح توسعه این زمان کافی نیست. ممکن است این زمان برای نابودی یک کشور کافی باشد ولی برای توسعه آن، خیر. به هر حال نخست وزیر باید بداند که چگونه برنامه ریزی کند و چگونه آن را به اجرا بگذارد.
در مالزی محدودیتی وجود ندارد و نخست وزیر تا زمانی که به او رای می دهند می تواند در سمت خود باقی بماند. حتی تا آخر عمر ولی من فکر می کنم که ۲۲سال برای من کافی بود و من از سمت خود استعفا دادم و سعی کردم به نخست وزیر بعدی این شانس را بدهم که کاری را که برای ملت خوب هست، انجام بدهد. دولت باید قوی باشد و مدت زمان کافی برای توسعه داشته باشد و در ضمن باید بداند که این توسعه را چگونه باید انجام بدهد. در مالزی آمدیم ایده هایی را به عاریت از کشور های دیگر گرفتیم. ما اسم این را نگاه به شرق گذاشتیم. منظور از شرق، ژاپن و کره جنوبی است. این دو کشور هایی هستند که خیلی سریع پیشرفت کردند و ما می خواهیم علت آن را بدانیم. پس از تحقیق دریافتیم که وجدان کاری، فرهنگ و نظام ارزشی آنها به آنها اجازه داد کار هایی را که فکر آن را هم نمی کردند انجام بدهند. ما سیستم مدیریت آنها را نیز به عاریت گرفتیم. یکی از چیز هایی که ما وضع کردیم تعامل نزدیک دولت و بخش خصوصی بود. این تعامل به شما این توانایی را می دهد که تجارت خیلی راحت انجام بشود و سود آن نیز از طریق مالیات به دولت برگردد. مثلا در مالزی مالیات بر درآمد از ۴۸درصد شروع می شود ولی تا ۲۸درصد هم آن را پایین می آوریم. ما مالیات های دیگر را هم کمتر کردیم که به مردم فشار نیاید، بیشتر مالیات های ما مالیات بر عملکرد شرکت ها است. مردم زیاد از پرداخت مالیات اذیت نمی شوند به جز مالیات واردات خودرو چون ما می خواهیم مردم خودرو های خودمان را استفاده کنند. دولت نیز از طریق میدان دادن به بخش خصوصی هیچ سرمایه گذاری نمی کند اما ۲۸درصد سود بخش خصوصی نصیبش می شود که این بازده بسیار خوبی است.

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما - ساز و کاری که بانک مرکزی تحت عنوان نیما برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات اندیشیده اند و با خوارشماری صادر کنندگان با تجربه و خوشنام و بی اعتنائی به نظرات معقول و دلسوزانۀ آنان به راهی خطرآفرین پا گذاشته، بی تردید محکوم به ناکامی است و پیامدهای ناگوار آن، که در درجۀ اول از دست دادن بازارهای صادراتی دیرینه است، به راحتی قابل جبران نخواهد بود.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.