چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

نوای خاموش در مجموعه تاریخی بازار کاشان


نوای خاموش در مجموعه تاریخی بازار کاشان
شهر تاریخی کاشان با قدمتی گران به اندازه تپه های باستانی سیلک همچون نگینی پُر بها در میان کویر و دامنه های زاگرس همچنان پایدار و استوار خودنمایی می کند.
مجموعه بازار از دوران ساسانیان در شهرهایی که رونق بازرگانی داشتند شکل گرفت. بازار به عنوان نهادی اقتصادی اجتماعی استخوان بندی شهر و روستاهای بزرگ به شمار می رود. هسته ابتدایی بیشتر بازارها در حوالی دروازه مهم شهرتشکیل شده و در امتداد مسیرهای اصلی گسترش و ادامه می یافت. شکل گیری بازار و نحوه توسعه و ساماندهی فضاها، به کارکرد و رشد اقتصادی آن بستگی داشته است. تعامل و هماهنگی بین عناصر بازار همواره به پویایی بازار کمک می کند. مجموعه بازار کاشان نیز با سامان مندی فضاهای معماری و همجواری با راه های بازرگانی باستانی، یکی از پر رونق ترین و با شکوه ترین بازارهای ایران به شمار می آید به طوری که مؤلف کتاب زینت المجالس می نویسد: مثل بازار کاشان در تمام جهان نیست و طول آن هزار قدم است... . در یک توصیف اجمالی بازار کاشان در مجموعه بافت تاریخی شهر، همچون ستونی مستحکم و پایدار با امتدادی خطی به آن شکل داده و این جریان، حکایت از بازاری عظیم، با شکوه و منسجم دارد که تحت تأثیر قابلیت ها و عوامل اقتصادی، با پیوندی نزدیک براساس رابطه متقابل عملکردی، سامان یافته و به ساختارکالبدی شهر معنا و مفهوم بیشتری داده است.
● پیشینه تاریخی
شهر تاریخی کاشان از گذشته های دور با نام های کاسیان، کاه فشان، چهل دختران، کاشیان و رستاق قاسان خوانده می شده است. طبق روایات کتب معتبر تاریخی این شهر جزیی از ناحیه چهل حصاران بوده و حد میان اصفهان و قم محسوب می شده است. پیش از ظهور و گسترش دین مبین اسلام، مردم دشت کاشان زرتشتی بوده و به زبان پارسی با لهجه اوستایی سخن می گفتند. کاشان در سال های نخستین هجری دارای آبادی، قلعه های بسیار و مسجد جامع بوده است. این شهر ۴ دروازه بزرگ به نام های دروازه قم، دروازه یزد - اصفهان، دروازه خراسان و درب باغ داشته است. مقدسی در کتاب خود می نویسد: کاشان شهری نامور و کهن ساز در مرز کویراست و پیرامون آن کشتزارهای آباد و کاریز های فراوان دارد... .
● مجموعه تاریخی بازار کاشان: از دیرباز بازار کاشان به جهت ساماندهی منظم و معماری بی نظیر و با شکوه مجموعه فضاهایش مورد توجه و تحسین بوده است. به طوری که سر آنتوان شرلی شرحی در باب یکی از سفرهایش با شاه عباس به کاشان می نگارد و همچنین تاورنیه فرانسوی در سفرنامه خود می نویسد: بازار های کاشان خیلی زیباست و با تاق های خوب پوشیده شده، کاروانسرا ها هم بزرگ و راحت است... .
بازار کاشان با وجود رونق و زیبایی بسیار در دوران سلجوقی و صفوی، به سبب زلزله شدید در سال ۱۱۹۲ ه.ق دچار ویرانی و افول شد که در پی وقوع این حادثه علاوه بر تخریب ابنیه تاریخی شهر، بافت بازار نیز منهدم گشت. می توان فضاهای معماری امروز بازار کاشان را نشانی از بازسازی های دوران قاجاریه و بخصوص دوره حکمرانی فتحعلی شاه دانست. مجموعه تاریخی بازار کاشان از نظر مکانی با امتداد شرقی - غربی از دروازه قدیمی شهر (دروازه دولت) آغاز شده و تا گذر پا نخل ادامه می یابد. در گذر از این مسیر، راسته بازار مسگرها، میانچال، بالا بازار، درب زنجیر، زرگر ها و گذر نو مشاهده می شوند.
● عناصر و فضاهای فرهنگی، تاریخی بازارکاشان
فضاهای شهری و ارتباطی: عناصری چون راسته اصلی، راسته های فرعی، دالان، چهارسو (چهار سوق)، میدان و جلوخان را می توان از فضاهای شهری و ارتباطی بازار دانست. اغلب بازارهای ایران به صورت خطی شکل گرفته اند و با اهمیت ترین مسیر با حجره های اطرافش، راسته اصلی بازار را شکل می دهد و در امتداد راسته اصلی، اصناف و مشاغل معتبر قرار می گرفتند.
توسعه و گسترش بازار در معابر و مسیرهای فرعی موجب به وجود آمدن راسته های فرعی می شوند. فراوانی راسته های فرعی به رونق فعالیت های اقتصادی بستگی دارد. اغلب، هر راسته فرعی مختص یک صنف مشخص بوده است. دالان معمولاً در بازارهای سنتی عملکرد ارتباطی بین راسته های بازار با یک فضای معماری را داشته است. در بازار کاشان راسته اصلی، مجموعه میانچال به عنوان کانون اصلی بازار می باشد که بر خلاف الگوهای دیگر، شکل خطی ندارد. این مجموعه شامل عناصر مختلفی چون تیمچه، سرا، آب انبار و مسجد مدرسه است. وجود چهار سوق میانچال و راسته های فرعی یا بازارچه های کفاش ها، بزازها، ریسمانچی ها و بازار ملک بر شکوه و جلال این مجموعه می افزاید. چهار سو یا چهار سوق محل تقاطع ۲ راسته مهم بازار است که این فضا از حیث اقتصادی و اجتماعی بسیار با اهمیت بوده است. راسته مسگرها از میدان دروازه دولت تا میدان سنگ (مسجد میرعماد) به عنوان یکی از پررونق ترین راسته های بازار کاشان به حساب می آید. در بخشی از میدان سنگ، جلوخانی قرار دارد که به نوعی فضای ارتباطی و دستیابی به مسجد میرعماد را فراهم می کند. درباره بازار مسگران کاشان در یک سفرنامه فرنگی آمده است: بازار مسگرهای کاشان با صدای چکش دائمی که روی مس می خورد و کوره هایی که مس در آن سرخ می شود، یکی از نقاط دیدنی و تماشایی مشرق زمین است. از مسجد میرعماد (میدان سنگ) تا مجموعه میانچال را راسته بازار بزرگ یا بالا بازار می نامند که یکی از پرجنب و جوش ترین راسته های بازار کاشان است.کارکرد این راسته، صباغی یا رنگرزی بوده و آن را منسوب به حاج حسین صباغ می دانند که بانی آب انباری به همین نام در بازار است . در ادامه بازار پس از گذر از مجموعه میانچال راسته های زرگرها، گذر نو و پا نخل را مشاهده می کنیم. بازارچه پانخل به دلیل ساخت خیابان از پیوستگی کالبدی بازار جدا مانده و اکنون این قدیمی ترین بخش بازار کاشان بدون هیچ عملکردی در انتهایی ترین بخش بازار از چرخه اقتصادی شهرخارج شده است. پس از بازار پانخل، محله درب باغ و نهایتاً دروازه غربی قدیمی شهر قرار دارد.
● عناصر و فضاهای معماری
حجره (دکان)، کاروانسرا، تیمچه و قیصریه از فضاهای معماری بازار به شمار می روند. دکان یا حجره از کوچکترین ولی مهم ترین فضاهای معماری بازار است. در واقع می توان گفت راسته بازار با حجره های پیرامونش هویت می یابند.کاروانسراها نیز به عنوان شاخص ترین فضای معماری بازار کارکردی همانند مجتمع های تجاری امروزی داشته است. با تضعیف نقش کاروان ها در سامانه حمل و نقل بازار، واژه کاروانسرا به سرا یا کاروانسرای شهری تغییر پیدا کرد. نحوه استقرار در کاروانسراهای شهری به صورت موقت بوده و به همین جهت بیشتر آنها فاقد شترخوان یا اصطبل هستند. اغلب سراها دارای یک میانسرا یا حیاط مرکزی هستند و در ۴ سمت آنها حجره هایی در ۲ اشکوب ساخته می شد. به طور معمول فضاهای زیرزمین به عنوان انبار و محل نگهداری کالا مورد استفاده بوده و حجره اشکوب همکف محل عرضه کالا و اشکوب فوقانی به عنوان دفتر اداری ، کارکردی بازرگانی داشته است. تیمچه به معنی کاروانسرای کوچک بوده است ولی در دوره معاصر، به سرای کوچک سرپوشیده اطلاق می شود که با پاساژهای امروزی قابل قیاس هستند. ویژگی سرپوشیده بودن تیمچه ها، شرایط را برای عرضه کالاهای با ارزش مانند فرش و پارچه فراهم می کند. از نمونه این بناها در بازار تاریخی کاشان می توان به تیمچه های امین الدوله ، بخشی، صباع، بروجردی ها، تبریزی ها و تیمچه سیدآقا اشاره کرد. از نظر طراحی معماری در بازارها، ترکیب های متفاوتی از تیمچه و کاروانسرا وجود دارد که یکی از نمونه های زیبا و معمارانه آن تیمچه و سرای بخشی در کاشان است. این مجموعه از لحاظ تناسبات و ساماندهی فضایی در بازار کاشان بی نظیر است. واژه قیصریه به معنی بازار شاهی است ولی در ایران به فضایی گفته می شود که خصوصیات معماری و کالبدی تیمچه یا دالان را دارد ولی کارکرد آن عرضه کالاهای لوکس مانند منسوجات است. مادام دیولافوآ در سفرنامه خود در دوران قاجار، درباره یکی از تیمچه های بازار کاشان چنین می نویسد: بازار شهر کاشان وسیع است و سقف آن دارای گنبد های کوچکی است که به هم پیوسته و جا به جا کاروانسرایی هست که مخزن مال التجاره است. این کاروانسراها تاجرنشین و غیر از آنهایی است که مسافران در آن منزل می کنند و دارای بناهای مجلّل و مزینی هستند. یکی از بهترین نمونه های آنها کاروانسرای تازه [احتمالاً تیمچه امین الدوله غفاری] است.
شکل آن مانند منشور مربع القاعده است و در ۲ سمت آن در ورودی دارد. تمام بنا با آجر ساخته شده و در سقف از آجرهایی مانند کاشی لعابدار برجسته بکار رفته که نمایش قشنگی دارد. در سقف آن هم ۳ روزنه بزرگ است که به قدر کافی محوطه را روشن می کند... . تیمچه امین الدوله به دستور فرخ خان غفاری در سال ۱۲۸۵ ه.ق عهد ناصر الدین شاه قاجار از سوی استاد معمار مریم کاشانی ساخته شد. کاروانسرای گمرک یا سرای خان که از نظر وسعت و بزرگی در بازار کاشان بی همتاست، در سمت شمالی بالا بازار و نزدیک میدان سنگ واقع شده است. درباره وجه تسمیه این کاروانسرا آمده است: در دوره قاجاریه که گمرک محلی و ولایتی معمول بود، چون دفتر مرکزی گمرکات کاشان در سرای شریف خان دایر بود، از آن جهت به سرای گمرک مشهور شد و نخستین پستخانه شهر در آن ساخته شد. در بالای ورودی حجره های اطراف میانسرا، کاشی های منقوش هندسی و روایی وجود دارد که مجلس بزم و رزم و شکار و ... را نمایش می دهد. از دیگر کاروانسراها در بازار تاریخی کاشان می توان کاروانسرای ذغالی ها، کاروانسرای نو و میرپنج را نام برد که به سبب نزدیکی به دروازه اصلی شهر، نقش به سزایی در تبادلات اقتصادی شهر داشته اند.
● فضاهای خدماتی و عمومی:در مجموعه بازار به سبب آمد و شد بسیار، تعدادی از فضاها با عملکرد عمومی و خدماتی در راسته اصلی یا پیرامون آن شکل می گرفت. در ساماندهی فضایی بازارها، با توجه به وسعت و حجم مبادلات تجاری و بازرگانی، عناصر و فضاهایی همچون مسجد، مدرسه، آب انبار، سقاخانه و ... تعبیه می شده است. تعدد این نوع فضاها و نحوه قرارگیری آنها در بازار به ویژگی های کالبدی و کارکردی بازار ها بستگی داشته است.آب انبار صباغ، مسجد مدرسه میانچال، مسجد میرعماد، مسجد امام خمینی (سلطانی)، آب انبار وحمام گذر نو و حمام خان از نمونه فضاهای خدماتی و عمومی در مجموعه تاریخی بازار کاشان هستند. مسجد مدرسه میانچال در راسته اصلی متعلق به دوران صفوی است و شامل ۲ میانسرا و حجره هایی در پیرامون و شبستانی وسیع است. مسجد مدرسه سلطانی در دوران قاجار و در سال ۱۲۲۶ ه.ق با الگوی مدارس صفوی ساخته شده است. این مدرسه تاریخی دارای سردری عظیم با آرایه های بسیار کاشیکاری است که جفت آن در میانسرا، گنبدی رفیع قرار دارد. مسجد میرعماد نیز در میدان سنگ، دارای کتیبه ای متعلق به قرن نهم ه.ق است. البته به گمان زیاد قدمت آن بیشتر، یعنی قرون ۵و۶ ه.ق باشد. شبستان و گنبد تیموری و محراب پیش از سلجوقی آن صحّه ای بر این مدعاست. حمام تاریخی رازقیه یا خان در اواسط راسته بالابازار در دوره زندیه بارها از سوی سیاحان و گردشگران مورد ستایش قرار گرفته است.آب انبار صباغ براساس کتیبه موجود بر بدنه مقابل جلوخان متعلّق به سال۱۲۴۰ ه.ق است. این آب انبار از معظم ترین آب انبارهای تاریخی کاشان به جهت سر در عالی و ارائه های باشکوه کاشیکاری، به شمار می آید.
مجموعه فرهنگی، تاریخی بازار کاشان با وجود تمام قابلیت های نهفته و آشکارش در برابر خانه های تاریخی و جاذبه های فراوان دیگر موجود در شهر کاشان متأسفانه مورد بی مهری مسئولان و بازدیدکنندگان قرار گرفته است. با اندکی توجه بیشتر، بی شک رونق و ماندگاری بازار کاشان پایدارتر خواهد ماند.

ساشا ریاحی مقدم
کارشناس ارشد مرمت معماری - مدرس دانشگاه

منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

بنویسید آسیاب والی بخوانید زباله دانی!


بنویسید آسیاب والی بخوانید زباله دانی!
حالیه، مشتری پر و پا قرص آسیاب والی جماعت اهل چرتی است كه جایی را دنج تر از اینجا نیافته تا خماری را واگذارد و نشئگی را تجربه كند.آسیاب والی احتمالا در اواسط دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (۱۳۱۳-۱۲۶۴ ه.ق)، به وسیله «قاسم خان والی» ساخته شد. قاسم خان از سرداران به نام دوره ناصری بود و نوه اش كه او نیز قاسم نام داشت، اولین افسر ایرانی به شمار می رفت كه به فرماندهی دیویزیون قزاق منصوب گردید و در آذربایجان علاوه بر ایجاد یك چاپخانه مجهز، اقدام به تأسیس شركت تلفن و كارخانه برق كرد.(۱) آسیاب والی بیرون از حصار اولیه تهران، یعنی حصار شاه طهماسبی قرار داشت، اما درون خندق و حصاری بود كه با گسترش شهر به دستور ناصرالدین شاه ایجاد شد. نخستین سند ملكی باقی مانده از این آسیاب متعلق به محمدخان و علی خان والی از فرزندان قاسم خان است و امروزه نیز تولیت آسیاب كه یك موقوفه تلقی می شود، در اختیار نوادگان این دو قرار دارد.«رضا موسوی» كارشناس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران درباره معماری آسیاب والی می گوید: «زمین آسیاب حدود ۳۰۰ متر مساحت دارد و بنای آن به طور كامل زیر زمین قرار گرفته تا بتواند از آب قنات برای به حركت در آوردن سنگ آسیاب بهره جوید. این بنا از ۲ اطاق چشمه گنبدی و ۳ دهانه طاق آهنگ تشكیل شده و دارای ۸ فضای اتاق مانند است كه توسط یك راهروی زیرزمینی به چهار فضا در جبهه غربی تقسیم می شود. بنا فاقد تزئینات است كه كلیه سطوح خارجی آن در دل خاك قرار گرفته و سطوح داخلی اش نیز آجری ساده با بندكشی گچی است.»موسوی، در خصوص طرز كار آسیاب می افزاید: «آب قنات در حوض گرد و عمیق قیف مانندی كه ته تاریك آن به مجرای بره های آسیاب وصل بود، وارد می شد و با وزن و فشار خود پره ها را به حركت در می آورد. بدین ترتیب چوب محور كه سنگ آسیاب برآن نصب شده بود، به گردش در می آمد و كارساب غلات انجام می پذیرفت.»اكنون نه فقط بنای آسیاب والی، بلكه وسایل آن نیز از قبیل سنگ آسیاب ، پره ها، محور اصلی و حتی غربال ها و سبدها و زنبیل ها باقی مانده اند و از این حیث آسیاب والی را می توان یك كارگاه صنعتی تمام عیار از دوران گذشته دانست كه تاكنون سالم باقی مانده است. جالب این كه آسیاب مزبور تا سال ۱۳۵۸ ه.ش همچنان كار می كرد و مشتریانی از حوالی قشم و شهرری داشت.«محمود قندی» كه پدرش آخرین اجاره دار آسیاب والی بوده، می گوید: «پدرم از سال ۱۳۲۵ در این آسیاب كار می كرد و آسیاب تا یك سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی برپا بود. در سال های اولیه اجاره داری او كه هنوز آسیاب های صنعتی فراگیر نشده بودند، تولید روزانه آسیاب والی ۳۵ گونی آرد بود و از آنجا كه هر گونی حدود ۲۵ كیلوگرم وزن داشت، می توان گفت كه هر روز بالغ بر ۸۷۵ كیلوگرم آرد تولید می شد.»با این وجود آنچه موجب از رونق افتادن آسیاب والی شد، فقط آسیاب های بزرگ صنعتی و مورد تأیید دولت (از نظر بهداشتی) نبود، چه آن كه هنوز عده ای آرد آسیاب آبی را مرغوب تر از سایر آردها می دانستند.«جعفر شهری» در كتاب تاریخ اجتماعی ایران در قرن سیزدهم یادآور می شود كه اولین آسیای موتوری در عهد ناصرالدین شاه هرگز نتوانست جلب مشتری كند، زیرا «می گفتند موتور آتش دارد و آتش گندم را می سوزاند، در حالی كه این تسمه بود كه سنگ را به گردش در می آورد، نه مستقیماً خود موتور و در عین حال نمی پذیرفتند، مخصوصاً كه سنگ های او هم از چدن ساخته شده بود.» (۲)
به هر روی لابد علاقه ای خاص به آسیاب آبی وجود داشته كه تا سال ۵۸ یعنی ده ها سال پس از به كارگیری آسیاب های موتوری، هنوز كشاورزان قشم یا شهر ری، گندم خود را تا مركز شهر تهران آورده و در آسیاب والی آرد می كردند. جعفر شهری نیز تصریح دارد كه «تا زمان حال روستایی آرد آسیای آبی را بهتر از آرد موتوری می داند.» (۳) در واقع آسیاب والی زمانی از كار افتاد كه آب قنات آن قطع شد. قندی در این باره می گوید: «آب قنات از حدود نارمك می آمد و مسیر آن از نزدیك بیمارستان امام حسین در نظام آباد می گذشت. از آنجا كه رطوبت قنات به برخی خانه ها در آن اطراف سرایت كرده بود، ساكنان خواستار قطع آب قنات بودند و بالاخره نیز آب قطع شد.»چند سال بعد اداره اوقاف كه دیگر فایده و درآمدی برآسیاب مترتب نمی دید، حكم به تفكیك آن داد. بخشی از محوطه شمال آسیاب به مستأجری كه آنجا سكونت داشت واگذار شد. بخشی بارانداز و ورودی آن به خانواده قندی داده شد كه خانه ای را در آن پی افكندند و هسته اصلی آسیاب به حال خود رها شد. این سه قطعه روی هم ۸۵۰ متر مربع مساحت داشتند؛ اما اكنون آنچه از آسیاب والی در هیأت یك موقوفه برجامانده، بنایی است ۳۰۰ متری كه شهرداری تهران در اواخر دوران تصدی غلامحسین كرباسچی، یعنی در سال ۷۶ به فكر احیای آن افتاد. حتی زمین ضلع شمالی آسیاب خریداری شد تا ضمیمه آن شود و باری كارهای اداری شهرداری آماده گردد. لیكن اجرای این طرح به دلایل نامعلوم و شاید به سبب جابه جایی های مدیریتی و تعویق افتاد. سازمان میراث فرهنگی نیز كه یك چند درصدد مرمت آسیاب بود، موضوع را به فراموشی سپرد و وضع آسیاب رو به وخامت رفت.
اكنون چهار شخصیت حقوقی در قبال آسیاب والی مسئولیت دارند. اول اعقاب قاسم خان والی كه به نوعی عهده دار تولیت این موقوفه هستند. دوم اداره اوقاف كه به این موقوفه نظارت دارد. سوم شهرداری كه زمین مجاور را به آن ضمیمه و تبدیل به انبار كرده و بالاخره میراث فرهنگی استان تهران كه این اثر را به تاریخ ۳/۱۱/۷۹ و به شماره ۳۰۲۹ در فهرست آثار ملی به ثبت رسانده است.محمود قندی به درستی می گوید: «اینان هیچ كدام به طور كامل مالكیتی بر آسیاب والی ندارند كه بتوانند كاری برایش انجام دهند، اما آن اندازه قدرت دارند كه مانع كار دیگری شوند!» بدین ترتیب آسیاب والی را باید در زمره صدها موقوفه مشابهی دانست كه در پیچ و خم ضوابط و مقررات گرفتار آمده اند و از حیز انتفاع ساقط شده اند.
با این حال مسأله فراتر از اینهاست. وجود خرابه ای ۳۰۰ متری در میان ساختمان های مسكونی، بهداشت محیطی محل را از میان برده و فضای مناسبی را برای تكثیر و جولان حشرات موذی فراهم آورده است. از این گذشته، آسیاب والی بدل به پناهگاهی امن برای معتادان گشته تا در آن به استعمال مواد مخدر بپردازند و با پرسه زدن در كوچه های اطراف، امنیت روانی و اجتماعی ساكنان محله را مخدوش سازند. چنین می نماید كسانی كه در قبال آسیاب والی مسئولیت دارند، نه فقط از عهده مسئولیت قانونی و شرعی خود- آن گونه كه باید و شاید- بر نیامده اند، بلكه بی عملی آنها در به وجود آمدن اسباب مزاحمت برای مردم نیز بی تأثیر نبوده است.وضع حفاظتی بنا نیز نشان از كم عملی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در برابر این بنای ارزشمند تاریخی دارد. تعدادی از طاق های گنبدی آسیاب فرو ریخته و كف آن كه روی مجرای قنات قرار دارد، كاملاً نامطمئن است؛ به گونه ای كه احتمال ریزش برخی از قسمت ها دور از نظر نیست. ساختمان آسیاب بی حفاظ در برابر برف و باران رها شده و شهرداری چند تن آجر را روی بخشی از سقف شكننده آن انباشت كرده است.البته «قدیر افروند» معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران می گوید: «عدم رسیدگی به آسیاب والی، ناشی از بی تفاوتی سازمان متبوع وی در قبال این اثر تاریخی نیست، بلكه تعدد آثار تاریخی ارزشمند در تهران از یك سو و بودجه ناكافی از سوی دیگر، كار رسیدگی به بناهای قدیمی مانند آسیاب والی را دشوار ساخته است.»
با این وجود افروند امیدوار است كه در صورت تأمین یك درصد از اعتبارات تملك دارایی استان تهران (به مبلغ ۱۰ میلیارد تومان) كه قانوناً به بخش میراث فرهنگی و گردشگری اختصاص دارد، در سال ۱۳۸۴ بودجه ای نیز برای مرمت آسیاب والی در نظر گرفته شود؛ به گفته وی در صورتی كه این امر محقق نشود، در بودجه سال ۱۳۸۵ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران، اعتباری برای مرمت آسیای والی تخصیص خواهد یافت. افروند می افزاید كه به تازگی كارشناسان سازمان از آسیاب والی دیدن كرده اند و در حال تهیه طرحی برای مرمت این اثر تاریخی هستند.مرحوم جعفر شهری كه پیشتر به سخنان او در باره آسیاب های طهران قدیم اشاره شد، حال و روز فضای خارج آسیاب ها را چنین شرح می دهد: «معمولاً خارج آسیاب ها فضاهای سبز و خرمی بودند كه در آب بود نشان، سبب سرسبزی شان شده بود و مسیر آب آن از زیباترین و دلنشین ترین [مسیرها بود] در نهری پرآب كه با متانت به طرف تنوره آسیاب می رفت و درخت های زرده بید كه دل ناكندنی بود، اهل عیش را به سوی خود می كشید». (۴)می توان حدس زد كه اطراف آسیاب والی نیز چنین فضایی داشته و به واقع برای خود بهشتی بوده است. اما اكنون چه؟ اكنون نیز به سان یك بهشت است، اما نه برای اهالی كوچه امامی و خیابان در بند كه برای معتادان و ولگردان! آسیاب والی می تواند به عنوان یكی از معدود آسیاب های باقی مانده از طهران قدیم، یك موزه كوچك صنعتی باشد، می تواند به یك كتابخانه دنج برای دانشجویان دانشگاه آزاد بدل شود كه ۱۰۰ متر آن طرف تر قرار دارد و اگر نه، دست كم می تواند یك سفره خانه یا چایخانه سنتی دلگشا باشد. اما نیست؛ چون فرقی نمی كند كه باشد یا نباشد. اگر آسیاب والی احیاء شود، یك ریال به حقوق كارمندان و مدیران شهرداری یا میراث فرهنگی و یا اوقاف افزوده نخواهد شد و اگر خراب نیز بماند، یك ریال از حقوق آنان كاسته نخواهد شد. پس چه فرقی می كند؟!
پی نوشت ها:
۱- عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، ،۱۳۸۰ ص ۱۶۹۱- ۱۶۸۹.
۲ و ۳- شهری، جعفر: تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، ،۱۳۷۸ ج ،۳ ص ۳۰۱.
۴- همان منبع، ج ،۱ ص ۴۵۳.
عكس و گزارش: حمید رضا حسینی

وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    از آدامس فروشی برای امرار معاش تا میلیاردر شدن + عکس | ساتین
    "مهران بالان" از اهالی اشکفت سیاه لوداب (از توابع شهرستان مارگون) گفت: کارم را از آدامس فروشی شروع کردم و به خاطر فقر خانواده ام به شهر یاسوج آمدم و شبها در