چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

شاعر طنز اندیش آستارائی


شاعر طنز اندیش آستارائی
پس از انجام مذاکره تلفنی با آقای اکسیر ، ایشان شخصا بیوگرافی ذیل را در اختیار سایت انجمن قرار داد.
در چهارم اسفند ۱۳۳۲ در محله آبروان شهرستان مرزی آستارا به کوشش مامای محله(اجیر ننه) منتشر شد.لیسانس ادبیات فارسی و دبیر دبیرستانهای آستارا بوده که در سال ۱۳۸۲ به افتخار بازنشستگی نایل آمده است.
با مشاعره در شبهای ماه مبارک رمضان در مسجد محل به شعر علاقه مند شد و با تعمیر و تغییر بیت های من درآوردی پا به دنیای شعر گذاشت ، در تمام قوالب شعر سروده و در اکثر نشریات ادبی شعرهایش به چاپ رسیده است.
اولین شعرش در سال ۴۷ در دختران – پسران به چاپ رسید که چون تمام شماره های رسید. به آستارا را خریداری کرد کسی از چاپ شعرش مطلع نشد. دوره نوجوانی و جوانی اش با مجله جوانان آقای علیرطبایی سپری شد.
بعد پایش توسط رفیقان ناباب به سایر مجلات آن دوره کشیده شد. در کنار پرداختن به شعر ، نقد ، طنز ، روزنامه نگاری و طراحی آرم را ادامه داده است.
شعر را تا سال ۷۲ با چاپ اولین مجموعه اش در سال ۶۱(در سوگ سپیداران/امیر کبیر) ادامه داده و از سال ۷۲ تا ۸۲ به خواب زمستانی رفته است و ده سال در استراحت مطلق بوده و دست به شعر نزده تا اینکه با شعر فرانو در سال ۸۲ با مجموعه (بفرمائید بنشینید صندلی عزیز / نیم نگاه) به دنیای شعر برگشته و فعلا بعد از (زنبورهای عسل دیابت گرفته اند/۸۲/ابتکار نو) و مجموعه در دست انتشار (پسته لال ، سکوت دندان شکن است / انتشارات مروارید)گزیده شعرهای فرانویی را در دست تدوین دارد.
او با معرفی شعر فرانو با شعرشویی و شعرکثیف مبارزه نموده و با ترد دوم شخص مفرد مونث از شعر فارسی توجه به اشیاء و محیط زیست و میراث فرهنگی را در شعر امروز به چالش کشانده و به زبان مردم از درد مردم می گوید با توجه به این سخن آدونیس:
شعر به عبارتی واداشتن زبان به گفتن چیزهایی است که عادت به گفتن آنها نداشته
همکارم بقیه خبرها را به اطلاع می رساند:
● اکبر اکسیر از نمای نزدیک
▪ کد ملی۲۶۱۹۵۹۳۴۲۳
▪ متولد ۴/۱۲/۱۳۳۲ شهرستان مرزی آستارا
▪ لیسانس ادبیات فارسی
▪ دبیر بازنشسته دبیرستانهای آستارا
▪ ازدواج با ملیحه نظمی۱۳۵۷
▪ حاصل ازدواج عرفان و ایثار
▪ فعالیت های هنری: شعر – نقد – طنز – روزنامه نگاری – طراحی آرم
▪ شروع به شعر از سال ۱۳۴۷
▪ در تمام قوالب کلاسیک و نو
▪ همکاری با مطبوعات ادبی در سطح کشور
انتشار هفته نامه همشهری آستارایی سال ۱۳۵۸ تا شماره ۸
● آثار:
▪ مجموعه شعر " درسوگ سپیداران" / ۱۳۶۱ / امیرکبیر(شامل شعرهای قبل از انقلاب / انقلاب و جنگ)
▪ بفرمائید بنشینید صندلی عزیز" سال ۱۳۸۲ / نشر نیم نگاه تهران
▪ چاپ گزیده غزلیات میزا محمد رحیم طایر آستارایی با نام (طایر خیال) / ۱۳۸۴ / نشر گیلکان رشت
▪ "زنبورهای عسل دیابت گرفته اند" / ۱۳۸۵ / ابتکار نو برگزیده کتاب سال طنز از سوی دفتر حوزه هنری و یکی از نامزدان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش شعر۸۶ / آماده تجدید چاپ
▪ "پسته لال – سکوت دندان شکن است" / آماده چاپ / انتشارات مروارید
▪ آماده سازی گزیده شعرهای فرانویی با نام "کانگوروها همه جا هستند"
▪ برنده مسابقه نقد سومین جشنواره انتخاب رسانه و خبرنگاران سال ۸۳
▪ تاسیس کانون ادبی شعر و برگزاری شب های شعر و تشکیل حلقه ادبی فرانو
● خواهش
شیر مادر، بوی ادکلن می‌داد
دست پدر، بوی عرق
(گفتم بچه‌ام نمی‌فهمم)
نان، بوی نفت می‌داد
زندگی، بوی گند
(گفتم جوانم نمی‌فهمم)
حالا که بازنشسته‌ شده‌ام
هر چیز، بوی هر چیز می‌دهد، بدهد
فقط پارک، بوی گورستان
و شانه تخم مرغ، بوی کتاب ندهد!
● ظرفیت
پدر که رفت
حیاط خانه ورم کرد
درخت توت پرید
حوض، عکس یادگاری شد
و ما، یک پراید خریدیم
و مجبور شدیم
ششمین عضو خانواده خود را
به خانة سالمندان ببریم!


منبع : انجمن شاعران ایران

مطالب مرتبط

چهره‌ی ما، در آیینه‌ی کلام سعدی


چهره‌ی ما، در آیینه‌ی کلام سعدی
«در اخلاق درویشان» عنوان باب دوم گلستان است. سعدی در این باب ضمن حکایت‌هایی به آسیب‌شناسی و نقد روان و رفتار و شناخت نهانی‌های دل و درون مدعیان پارسایی و زهد و درویشی می‌پردازد. این موضوع در آثار دیگران نیز آمده است. استخراج این موارد از متن فرهنگ و ادب، و دسته‌بندی و نقد و تحلیل موارد استخراج شده، می‌تواند به سان آیینه‌یی نمایش‌گر سیمای ما باشد و ما را به خطوط ناساز آن آگاه کند. از خلال این گونه پژوهش‌ها به تصویری واضح‌تر از چهره‌ی خود دست می‌یابیم. روشن است که در نبود تصویری واضح از چهره‌ی خود، به شناخت درست خویش نائل نمی‌شویم و بسا که در عالم وهم و پندار از چهره‌ی ناساز خود، نقشی زیبا و دل‌پذیر می‌زنیم و شیفته‌ی این نقش خیالی می‌شویم و بدان می‌بالیم و می‌نازیم در وصف خود دیوان دیوان قصیده و غزل می‌سازیم. این همه در غیابِ آیینه رخ می‌دهد. پس نعمت آیینه را قدر بدانیم، آن را برداریم و در آن خود را بنگریم و بشناسیم. در آیینه‌ی کلام سعدی می‌توانیم خط‌های ناساز در چهره‌ی خویش را بنگریم و در انسانی‌تر کردن سیمای خود خویش بکوشیم.
عجب و خود شیفته‌گی و خوار داشت و تحقیر دیگران یکی از ویژه‌گی‌های مهمی‌ست که در رفتار مدعیان زهد و پارسایی به چشم می‌خورد. اینان با چهره‌ی در هم و پیشانی پر آژنگ، تلخ و ترش از گوشه‌ی چشم و از سر تحقیر آن گونه مردم را می‌نگرند که گویی دیگران ذات گناه و عین پستی و پلشتی‌اند و ایشان خود پاکی و قدس محض. انگار تنها آنان‌اند که درخور بود و شایسته‌ی وجودند و باقی مردمان زیادی یا زباله‌ی هستی‌اند. این نوع نگرش کبرآمیز به دیگران غالبا آن چنان است که دیگر نمی‌توان آن را تنها با عنوان ساده‌ی کبر و غرور مشخص و معرفی کرد، بل‌که در شناخت درست احوال این مدعیان باید از نوعی خود شیفته‌گی بیمارگونه سخن گفت.
بروز این رفتار از سوی برخی مدعیان پارسایی و زهد و درویشی آن چنان مکرر و مشهود است که در کتاب‌های اخلاقی به تفصیل به آن پرداخته شده است. یکی از کسانی که در این باب سخن گفته محمد غزالی‌ست. وی در «احیاء العلوم» و نیز در «کیمیای سعادت»، گرفتاری‌های روانی و شخصیتی زاهدان خودبین و خود شیفته و اوهام و ذهنیات بیمارگونه‌ی آن‌ها را با دقت مورد موشکافی و مطالعه و نقد قرار داده است.
این پدیده‌ی نخوت و عجب زاهدانه در رفتار برخی مدعیان، پدیده‌یی قابل مطالعه است. احساس شدید کبر و نخوت، آن چنان است که گویی دیگران از جنس و طبقه‌یی فروتر هستند و در گردآب تبه‌کاری و گناه و ناپارسایی غوطه‌ورند و درخور هر گونه طعن و ترش‌رویی و تحقیر و دش‌نام هستند. غرور بیمارگونه‌ی مدعیان زهد و پارسایی و درویشی موجب آن می‌شود تا ایشان خود را تافته‌یی جدابافته از مردم بدانند و همواره از آن‌ها پرهیز کنند و پیوسته ترسان از این باشند که مبادا تباهی و گناه آلوده‌گی مردم عادی دامان قدس ایشان را بیالاید. این پندار و رفتار موجب پدید آمدن وضعیتی خاص در روابط مدعیان زهد و مردم عادی می‌شود. در این وضعیت، رابطه‌ی مدعیان زهد و پارسایی که خود را در شمار «ساکنان حرم ستر و عفاف و ملکوت» می پندارند، با توده‌ی مردم به رفتار یک طبقه یا نژاد برتر با افراد یک طبقه‌ی فروتر و یا نژاد تحقیر شده شبیه است. تأملی در بیت‌های زیر از حافظ کیفیت داوری مدعیان زهد در مورد مردم عادی را به خوبی نشان می‌دهد:
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسلام رفت
یا رب آن زاهد خودبین که به جز عیب ندید
دود آهی‌ش در آیینه‌ی ادراک انداز
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد
فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز
نظر به دردکشان از سر حقارت کرد۱
در سطرهای زیر از غزالی، نحوه‌ی رفتار نخوت‌آمیز مدعیان زهد و تحقیر و تغیّری که با مردم روا می‌دارند، به خوبی ترسیم شده است: «ورع در پیشانی نیست تا فا هم کشد (به هم کشد) و در روی نیست تا ترش گیرد و در رخساره نیست تا کژ کند و در گردن نیست تا فرو اندازد و در دامن نیست تا آن را فراهم آرد، بل در دل‌هاست.» ۲
هم او در کیمیای سعادت از خود شیفته‌گی و خود برتر بینی مدعیان، این گونه سخن می‌گوید: «... که عابد و زاهد و صوفی و پارسا از تکبر خالی نباشد تا دیگران را به خدمت و زیارت خویش اولا‌تر بیند و گویی منتی بر مردمان می‌نهد از عبادات. و باشد که پندارد که دیگران هلاک شدند و ایمن و زنده وی است.»۳
این همه نمونه‌یی از رفتار و سلوک کسانی‌ست که خود را از مردم جدا و در شمار قدسیان و قدیسان می‌پندارند.
سعدی در حکایت زیر از باب دوم گلستان، ضمن بیان خاطره‌یی از دوران کودکی خویش به نقد بخشی از روان و روحیه و رفتار مدعیان زهد و پارسایی می پردازد:
«یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب‌خیز و مولع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر رحمت الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز کنار گرفته و طایفه‌یی گرد ما خفته ...»
همه‌ی اسباب برای ظهور و میدان‌داری عجب و خود شیفته‌گی زاهدانه فراهم است. زاهد نوجوان شب تا سحر بیدار و قرآن در آغوش به عبادت و ذکر و تسبیح مشغول بوده است. حس می‌کند راستی چه فضیلت بزرگی دارد بر این بی‌خبرانِ بی‌خیالی که در نزدیکی او خوش خفته‌اند! به همین دلیل، لحن او نسبت به ایشان تلخ و تحقیرآمیز است:
«پدر را گفتم یکی از اینان سر بر نمی‌دارد که دو گانه‌یی بگذارد، چنان خواب غفلت برده‌اند که گویی نخفته‌اند که مرده‌اند.» در این لحن و کلام تلخ، طنین لحن و کلام تلخ و تحقیرآمیز زاهدان خودشیفته به خوبی منعکس است. این سخن تلخ و داوری تحقیرآمیز نسبت به دیگران تنها سخن طفلی عبادت‌پیشه و زاهدی نوجوان نیست، بل‌که سخن آشنا و قضاوت قدیمی و تاریخی همه‌ی مدعیان زهد و پارسایی‌ست که مطمئن از قدس و پاکی خویش به تخفیف و تحقیر دیگران می‌پردازند. به حکایت برگردیم، باری زاهد نوجوان شاید در کلام پدر نوعی هم‌زبانی و هم‌راهی در بدگویی از «خفته‌گان غافل» می‌جوید، اما پدر را باوری دگر است. وی را باور این است که عجب و نخوت بامدادی پارسایانِ شب بیدار را آن مایه سوزنده‌گی هست تا خرمن یک شب عبادت را خاکستر کند. هم بدین جهت فرزند خردسال خود و نیز همه‌ی پارسایان خودشیفته را درسی کوتاه و ماندگار می‌دهد: «گفت جان پدر تو نیز اگر بخفتی، به که در پوستین خلق افتی»۴
در بیت‌های زیر نیز سعدی مدعیان پارسایی را دعوت می‌کند تا حصاری را که گرد خویش کشیده‌اند، فرو ریزند و از رتبه‌یی قدسی و آسمانی که برای خود توهم کرده‌اند، فرود آیند و با مردمان درآمیزند و خود را ازگوهری دیگر نپندارند و از همه مهمتر، با درک موقعیت خطاکاران نسبت به ایشان رحمت ورزند:
متاب ای پارسا روی از گنه‌کار
به بخشاینده‌گی در وی نظر کن
اگر من ناجوان‌مردم به کردار
تو بر من چون جوان‌مردان گذر کن


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    رام کردن سخت‌ترین تفکرات برای موفقیت
    سر و کله زدن با افراد سرسخت کار ساده‌ای نیست اما با توجه به برخی امور می‌توان آنها را از نظر فکری و رفتاری تا حد زیادی تحت کنترل در آورد ـ نخستین گام در برخورد با چنین افرادی‌خونسردی …