یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ / Sunday, 24 June, 2018

شاعر طنز اندیش آستارائی


شاعر طنز اندیش آستارائی
پس از انجام مذاکره تلفنی با آقای اکسیر ، ایشان شخصا بیوگرافی ذیل را در اختیار سایت انجمن قرار داد.
در چهارم اسفند ۱۳۳۲ در محله آبروان شهرستان مرزی آستارا به کوشش مامای محله(اجیر ننه) منتشر شد.لیسانس ادبیات فارسی و دبیر دبیرستانهای آستارا بوده که در سال ۱۳۸۲ به افتخار بازنشستگی نایل آمده است.
با مشاعره در شبهای ماه مبارک رمضان در مسجد محل به شعر علاقه مند شد و با تعمیر و تغییر بیت های من درآوردی پا به دنیای شعر گذاشت ، در تمام قوالب شعر سروده و در اکثر نشریات ادبی شعرهایش به چاپ رسیده است.
اولین شعرش در سال ۴۷ در دختران – پسران به چاپ رسید که چون تمام شماره های رسید. به آستارا را خریداری کرد کسی از چاپ شعرش مطلع نشد. دوره نوجوانی و جوانی اش با مجله جوانان آقای علیرطبایی سپری شد.
بعد پایش توسط رفیقان ناباب به سایر مجلات آن دوره کشیده شد. در کنار پرداختن به شعر ، نقد ، طنز ، روزنامه نگاری و طراحی آرم را ادامه داده است.
شعر را تا سال ۷۲ با چاپ اولین مجموعه اش در سال ۶۱(در سوگ سپیداران/امیر کبیر) ادامه داده و از سال ۷۲ تا ۸۲ به خواب زمستانی رفته است و ده سال در استراحت مطلق بوده و دست به شعر نزده تا اینکه با شعر فرانو در سال ۸۲ با مجموعه (بفرمائید بنشینید صندلی عزیز / نیم نگاه) به دنیای شعر برگشته و فعلا بعد از (زنبورهای عسل دیابت گرفته اند/۸۲/ابتکار نو) و مجموعه در دست انتشار (پسته لال ، سکوت دندان شکن است / انتشارات مروارید)گزیده شعرهای فرانویی را در دست تدوین دارد.
او با معرفی شعر فرانو با شعرشویی و شعرکثیف مبارزه نموده و با ترد دوم شخص مفرد مونث از شعر فارسی توجه به اشیاء و محیط زیست و میراث فرهنگی را در شعر امروز به چالش کشانده و به زبان مردم از درد مردم می گوید با توجه به این سخن آدونیس:
شعر به عبارتی واداشتن زبان به گفتن چیزهایی است که عادت به گفتن آنها نداشته
همکارم بقیه خبرها را به اطلاع می رساند:
● اکبر اکسیر از نمای نزدیک
▪ کد ملی۲۶۱۹۵۹۳۴۲۳
▪ متولد ۴/۱۲/۱۳۳۲ شهرستان مرزی آستارا
▪ لیسانس ادبیات فارسی
▪ دبیر بازنشسته دبیرستانهای آستارا
▪ ازدواج با ملیحه نظمی۱۳۵۷
▪ حاصل ازدواج عرفان و ایثار
▪ فعالیت های هنری: شعر – نقد – طنز – روزنامه نگاری – طراحی آرم
▪ شروع به شعر از سال ۱۳۴۷
▪ در تمام قوالب کلاسیک و نو
▪ همکاری با مطبوعات ادبی در سطح کشور
انتشار هفته نامه همشهری آستارایی سال ۱۳۵۸ تا شماره ۸
● آثار:
▪ مجموعه شعر " درسوگ سپیداران" / ۱۳۶۱ / امیرکبیر(شامل شعرهای قبل از انقلاب / انقلاب و جنگ)
▪ بفرمائید بنشینید صندلی عزیز" سال ۱۳۸۲ / نشر نیم نگاه تهران
▪ چاپ گزیده غزلیات میزا محمد رحیم طایر آستارایی با نام (طایر خیال) / ۱۳۸۴ / نشر گیلکان رشت
▪ "زنبورهای عسل دیابت گرفته اند" / ۱۳۸۵ / ابتکار نو برگزیده کتاب سال طنز از سوی دفتر حوزه هنری و یکی از نامزدان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش شعر۸۶ / آماده تجدید چاپ
▪ "پسته لال – سکوت دندان شکن است" / آماده چاپ / انتشارات مروارید
▪ آماده سازی گزیده شعرهای فرانویی با نام "کانگوروها همه جا هستند"
▪ برنده مسابقه نقد سومین جشنواره انتخاب رسانه و خبرنگاران سال ۸۳
▪ تاسیس کانون ادبی شعر و برگزاری شب های شعر و تشکیل حلقه ادبی فرانو
● خواهش
شیر مادر، بوی ادکلن می‌داد
دست پدر، بوی عرق
(گفتم بچه‌ام نمی‌فهمم)
نان، بوی نفت می‌داد
زندگی، بوی گند
(گفتم جوانم نمی‌فهمم)
حالا که بازنشسته‌ شده‌ام
هر چیز، بوی هر چیز می‌دهد، بدهد
فقط پارک، بوی گورستان
و شانه تخم مرغ، بوی کتاب ندهد!
● ظرفیت
پدر که رفت
حیاط خانه ورم کرد
درخت توت پرید
حوض، عکس یادگاری شد
و ما، یک پراید خریدیم
و مجبور شدیم
ششمین عضو خانواده خود را
به خانة سالمندان ببریم!


منبع : انجمن شاعران ایران

مطالب مرتبط

گفتگوی اختصاصی امیر پریزاد با استاد فریدون جنیدی پیرامون بزرگداشت فردوسی

گفتگوی اختصاصی امیر پریزاد با استاد فریدون جنیدی پیرامون بزرگداشت فردوسی
▪ پرسش : ایران ؛ فردوسی ، میهن دوستی
ـ پاسخ : فردوسی روان پویای فرهنگ ایران ، فردوسی روان نگران همواره فرهنگ ایران و فردوسی جان ایران است .
ما در فارسی واژه ای داریم بنام امید . این واژه در زبانهای دیگر ، کم و بیش هست .این واژه امید گستره کوچکی را در بر می گیرد .بعد گستره دیگری پدیدار می شود که ما دیگر امید را بکار نمی بریم ، می گوییم آرزو اما واژه دیگری هست که در هیچ زبان دیگر در دنیا وجود ندارد و آن آرمان است .ا زپیشوند " ار " در اوستایی یعنی حرکت بسیار دراز آهنگ ، پیشرفت بسیار زیاد و " مان " از ریشه من یعنی اندیشه و فکر و آرزوی های انسان یعنی اندیشه و فکر بسیار دور انسان ها .که این دیگر از خود انسان می آید بیرون ؛ از گستره انسانی بیرون می آید .یعنی آرمان زندگی یک ملتی این واژه در هیچ زبان کشور دیگری بجز ایران وجود ندارد .آرمان به کشور و آینده کشور و همه فرهنگ و زندگی اجتماعی آرمان همه آینده یک کشور رادر بر می گیرد .ما سخنورانی بسیاری داشته ایم اما اگر نیک بنگریم هیچ کدام آرمان نداشته اند
آرمان را فقط فردوسی داشت . فقط آرمان بزرگ ایران را داشت و با این آرمان بر بلندای دماوند ایستاد و هزار سال است که دارد ایران را نگهبانی می کند .
ما درست است که در این هزار سال ارتش داشته ، سپهبد ، ژنرال داشته و داریم اما اینها گمان می کنند که از ایران دفاع می کنند و پاسداری .
پاسدار بزرگ فرهنگ و جان ایرانیان در طول این هزار سال ، فردوسی بوده است .
برای اینکه تنها کسی بوده که آرمان داشته است .
با آرمانش زیست و با آرمانش هدیه بزرگی به ایرانیان داد که شاهنامه باشد .
▪ پرسش : ما چکار کنیم که فرهنگ شاهنامه و شاهنامه خوانی گسترش پیدا کند و جوان ایرانی به شاهنامه خوانی بپردازد .
ـ پاسخ : پرسش خوبی که شما از من می کنید ؛ سال ۱۳۵۴ از خودم کردم . اندیشیدم که بچه های بی آرمان و بی آینده پیش از انقلاب چه باید کرد که ایران را بشناسند . دیدم که چاره فقط شاهنامه است . باید شاهنامه را دست اینها بدیم که بخوانند آنزمان یک شاهنامه ای امیرکبیر چاپ می کرد ۳ یا ۴ کیلو وزن داشت و می اندیشیدم که این کتاب را چگونه به دختر ۱۶ ساله ای بدهم .او توان خواندن این شاهنامه را ندارد .
دیدم داستانهای رستم کافی است همه چیزرا در بر می گیرد .
جوانمردی و پاکی و راستی و گذشت و شرف و سر افشانی در راه میهن میهن دوستی توجه به زیر دستان هرچیز که داری سجایای ایرانی است . دیدم که این داستانها باز نصف شاهنامه است . تصمیم گرفتم که داستانها را قطعه قطعه نمود و هرداستان را مجزا نمودم .باز دیدم که باز هم بیش از نیمی از کتاب در انبار باقی ماند . من خودم مخاطب را انتخاب نکردم . آیا مخاطب کودک است یا بزرگسال . بایستی شیوه گفتار تغییر کند .بعد این داستانها را فارسی نویس کردم و در ۱۱ جلد به پایان رسید و ۲۱ سال طول کشید تابه چاپ رسید ودر ۱۲۶۴ صفحه یک واژه غیر ایرانی نبود .نباید واژه سازی نباید کرد خود زبان فارسی دارای واژه هست . اما اندیشه ای مرا آزار می داد و آن این بود که دو بیت از شاهنامه را به فارسی تفسیر نموده ام و به تفسیر نگاه می کردم می دیدم زیبا تر از گفتار خود فردوسی است و شرم همه جان و وجودم رو فرا می گرفت .فردوسی خداوند سخن است و شعر من نباید بهتر از او می شد . سپس دریافتم که این سخن از فردوسی نیست و آنها افزوده شده وگرنه آن گفتاری که از فردوسی هست چه کسی می تواند بهتر از فردوسی گفته باشد و گفتم باید اینها را از شاهنامه بپیراییم و کار ویرایش شاهنامه به طور جدی آغاز شد .
برای مثال
ستم باد بر جان او ماه و سال کجا بر تن شاه شد بد سگال
یعنی ستم باد بر جان کسی که فرمان داد امیر منصور را بکشد
این شخص کیست بغیر از محمود ؟ یعنی آن کسی که می گویند فردوسی قرار است بخاطر شاهنامه از او مزد بگیرد !!!
چقدر این خیانت در جامعه ما درطول هزار سال بر ما روان بوده واکنون هم " شبه استادان ما " توجه نمی کنند
من واقعا ماتم برده که چرا این جامعه اینقدر خام است !
جلسات شاهنامه خوانی هم گذاشتم امسال بیست و ششمین سال است . جوان ایرانی می خواهد شاهنامه را بخواند اما چون مفهوم را درک نمی کند آنرا به کنار می گذارد . حق هم دارد برای چه برای افزوده هایی که به شاهنامه اضافه شده است .
این افزوده ها چند دسته هستند ،یکی افزوده هایی که زمان غزنویان اضافه کرده اند .نه در زمان محمود و نه در زمان مسعود
سی سال کار ویرایش به درازا کشید من برای ویرایش شاهنامه ۲۵ " سنجه " که امروز معیار نامیده می شود ، استفاده نمودم .
۱) زبان اوستایی
۲) زبان تازی
۳) دانش نجوم
۴) دانش سپه کشی و سپه رانی و آیین جنگ
ما یک جوان دانشمندی داریم که کار بسیار شگفت انگیزی کرده است . آقای دکتر منوچهرمشتاق خراسانی " که شما نیز با ایشان گفتگوی خوبی انجام دادید " یک کتاب خیلی عظیم در مورد جنگ افزار های ایرانی در اروپا چاپ کرده و اروپایی ها را به تشویق وادار کرده است .
با بکار گیری دانش های فوق برای پالایش شاهنامه استفاده نمودم
و بقیه این سنجه ها که در مقدمه همین شاهنامه ویرایش شده ، در ۴۶۰ صفحه به این موارد خواهد پرداخت .
و کتاب شاهنامه ویرایش شده در پنج دفتر و مقدمه آن در یک دفتر تا ده روز دیگر به چاپخانه فرستاده خواهد شد .
حالا این بیت را درنظر بگیرید
سپه کش چو رستم گو پیل تن به یک دست خنجر به دیگر کفن
این نمیتواند از فردوسی باشد
برای اینکه اول پیش بینی کرده که می خواسته بمیرد ، کفنش را با خودش آورده است ؟!
این چه حرفی یاوه ای است که افزوده کنندگان گفته اند ؟!
میدانید چرا کفن گفته است ؟ برای پیل تن بوده برای پس آوا ( پسامد ) فط برای پس آوا گفته وفکر کرده چیز دیگری نمیتواند بیاورد ؛ کفن را آورده است
دلیل دیگر اینکه سپه کش کسی است که باید کار کشیدن سپاه را نظام بدهد
سپه کش کیست ؟
سپاه می خواهد عازم شود به توران و متاسفانه راه از شمال کویر می گذرد از گرمسار و سمنان و دامغان و شاهرود و سبزوار. بیشتر راه از کویر می گذرد اگر بخواهند راه را دور کنند در یکی دو ماه زمان ،به سپاه لطمه می خورد جنگ ها را باید فقط در تابستان انجام بگیره در زمستان نمی تواند چون در بهار باران است در پاییز
برف و باران نمیشود پس بنابر این باید راه را راهی نزدیک انتخاب کند . اگر سپاه از کنار روستای آباد و یا شهری عبور کند ، امکانات اقامت سربازان را میدهد برای جنگ ها همه مردم خانه هایشان باز بوده که سپاهیان را پذیرایی می کرده اند . اما اگر از بیابان باشد
از راه می رسد خودشان و اسب تشنه هستند . از پیش باید چاه کنده شده باشد کنار هر چاه یک استخر چرخ چاه و چند نفر لازم است .
غذا ؛ نان برای ده هزار نفر ؟ نانوایی درست کنند نانوا خمیر هیزم تنور سپاهی خوراک می خواهد باید نخود و لوبیا و بونشن و آماده باشد یک گله گوسفند قصاب لوازم قصابی لوازم آشپزی باید استراحت کند چادر زیلو تشک لحاف می خواهد پس باید از قبل آماده شده باشد خوراک یونجه جو و کاه و آخور بایستی قبلا ساخته شده باشد حالا چکمه رکاب یا دهنه اسب یکی پاره شده، حالا چرم گر می خواهد با وسایلش پالاندوز و نعل بند می خواهد باید این نعل ها آماده شده باشد ممکنه مرض شده باشند . پزشک می خواهد ایرانیان باستان می می نوشیدند بایستی خیک می و می را از پیش آماده می کردند .
حالا فکرمی کنید کار سپه کش تمام شد اما خیر فردا سپیده دم راه می افتند و فردا نیمروز می رسند به یک ایستگاه دیگر . همه اینها به آنجا باید انتقال پیدا کند تابرسد به میدان جنگ سپه کش کی وقت داشت به جنگ تن به تن برود. یک دستش خنجر و یک دستش کفن ! ؟ سپه کش پروای این کار را ندارد . حالا چرا در آن جنگ ، رستم سپه کش بوده است ؟ در شان رستم نبوده است اما چون او را دوست داشت ، سپه کشی را پذیرفته بود . بنابر این دو ایراد به این هست . هیچ کس را من ندیدم ؛ حتی " بوندوری " نوشته سپه کش آنها رستم بود . سپه کش را نمی دانسته و دیگری نمی دانسته و علامت سوال گذاشته است . بسنجید که چقدر انسان باید به کار سپاهی گری وارد باشد تا بتواند از این پیچیدگی ها بیرون بیاید اخیر می اندیشیدم که سی سال زجر کشیدم .
چون فردوسی سی سال در بهشت زندگی می کرد چون کتاب نوشته شده زیبای نیاکان در دستش بود ، اینها را به گفتار بسیار بلند آسمانی خودش ترجمه می کرد و از این زیباتر لحظاتی در زندگی انسان نیست . گفتار نیاکان را برای آیندگان ترجمه کند . البته یگانه بود در همه جهان هیچکس مثل او نبود و به زیباترین وجه هم ترجمه کرد اما من در این افزوده ها ، سی سال در دوزخ بودم من بر سر یک واژه دو سه روز تب می کردم ولی در بهشت را به روی من باز کرد من مطمئن هستم که با این شاهنامه ای که ویرایش کردم ، جوان ایرانی هم به آرزوی شما که گفتید چکار کنیم که جوان ایرانی شاهنامه بیشتر بخواند ؛ برسد و من هم به آرزوی خودم می رسم .
▪ پرسش : بمناسبت بزرگداشت فردوسی ،سخن شما با جوان های ایرانی چیست
ـ پاسخ : جوان ایرانی ؛
چشم جان خود را بگشای به افراز دماوند بنگر فردوسی پیروز را ؛ روان جاویدان ایران را ،ببین که درفش کاویان فرهنگ ایران را بردوش گرفته و هزار سال است نگران ایرانیان است و تاایرانیان این درفش را نبینند و تا این را به جان نشوند ، پیروز نخواهند شد . به امید پیروزی ایرانیان .
▪ پرسش : شما از وقف سخن راندید ، بیشتر برای نسل ما بگویید .
ـ پاسخ : من از سال ۱۳۵۸ با خودم می اندیشیدم که برای ایران باید چه کرد ؟ خیلی اندیشیدم
از زمان محمود غزنوی ما سراشیبی فرهنگی داشته ایم . ۱۰۰۰ سال این سراشیبی ادامه پیدا کرده است .
غیر از یک دوره کوتاه کریمخان زند و یک دوران خیلی کوتاه تر دکتر مصدق ، ما حکومت ملی نداشته ایم .
مردم ما هنوز گیج هستند و نمی دانند که باید برای فرهنگ ایران چه کرد .
باید یک کار ملی انجام بگیرد و بایستی گروهی باشند که چشمداشت مالی نداشته باشند . جان خودشان را وقف ایران بکنند و بعد چون هزار سال سراشیبی داشته ایم لااقل بایستی ۱۰۰ سال سربالایی برویم کسانی که آغاز می کنند به این کار چشم به این نداشته باشند که خودشان بهره و نتیجه این کار را ببینند . جان خودشان را فدا کنند فقط برای آرمانی که ایران به حالت اول برگردد . خوب این کار چگونه بایستی انجام بگیرد من فکر کردم باید گروهی دعوت شود . به خودم گفتم خوب این گروه را چه کسی باید دعوت کند بجز خودت که این فکر را کرده ای ؟ بعد گفتم اگر بخواهم این کار را انجام بدهم نباید به کار دیگری بپردازم باید وقت گذراند زندگی خیلی سخت می شود با خودم گفتم خون تو از خون فردوسی رنگین تر نیست و ما شنیده ایم که برسر سفره اش نان جو هم نبوده است بنابر این تو که فرزند فردوسی هستی ، خودت را وقف این کار کن .
من در حال این تفکر میلیونها شاید میلیاردها احساس ، لرزه بر شانه ها و سرم احساس کردم و با خودم گفتم ، خدایا خودم را وقف فرهنگ ایران می کنم .
آنشب رفتم برنامه ای نوشتم تحت عنوان بنیاد نیشابور و در آن برنامه نوشتم که چه کارهایی باید انجام بدهیم و بعد در پایان آن برنامه نوشتم که این برنامه در حکم دعوت عام برای همه ایرانیان و ایران دوستان است که در این بنیاد شرکت کنند اما خیلی زود فهمیدم نکند کسانی که می آیند شرکت می کنند و هییئت مدیره تشکیل دهند از سازمان های بین المللی باشند و کار از دستم خارج شود بنابر این هیئت مدیره تشکیل ندادم و خودم به تنهایی انجام دادم .
کار از یک راهرو کوچک در دفتر مجله هنر و معماری آغاز شد .
پس از انقلاب آن مجله بسته شد در آن دفتر دوستی داشتم بنام روانشاد علی اکبر خرمشاهی داشتم او اتاقی از دفتر مجله به من داد و من روی در آن نوشتم بنیاد نیشابور و این برنامه را یکی از دوستان چاپ کرد و روی کتابفروشی های انقلاب گذاشتیم و گفتیم هرکس خواست این برنامه را مجانی به او بدهید و این کار را آغاز کردیم و امروز از آن روز ۲۹ سال می گذرد و در این ۲۹ سال بیشتراز ۳۰ کتاب خودم نوشته ام و بیشتر از ۵۰ ، ۶۰ کتاب که از دوستان و یاران بود که در همین زمینه سیاست بنیاد فرهنگی نیشابور بوده که من همه این ها را ویرایش کرده ام و بر همه اینها پیش گفتار نوشته ام و یکی دو سال بعد از آن انجمنهای شاهنامه خوانی را گذاشته که بدون وقفه روزهای شنبه ساعت ۵ بعد از ظهر برگزار می شود و بعد از چند سال مرد ایرانی بزرگواری بنام روانشاد کیخسرو زارع ، این ساختمان را به بنیاد نیشابور داد ما توانستیم که کلاس های مختلف آموزش زبان های فارسی باستان و فرهنگ ایران بگذاریم و مرتبا ٌ این کلاس ها ادامه داشته است .
من هم نزد نیاکان خودم سرفرازم که خودم را وقف کردم و به راه مادیات نرفتم . همه کار ها و کلاس های ما افتخاری است و ما افتخار می کنیم .دستمان تنگ است ولی می دانم که روان نیاکانمان کمک می کنند و این شاهنامه باید چاپ شود
با سپاس از اینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار من قرار دادید .

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!