ساعت از هشت شب گذشته است و من، مسافر دستبهقلم و چشمانتظارِ این جاده مهگرفته، روی سنگفرشهای داغ و بارانخورده بینالحرمین نشستهام؛ جایی که بوی گلابِ نابِ ایرانی و خنکای مهپاشهای عراقی، در تلاقی با نفسهای داغِ میلیونها شیفته، اتمسفری ساخته که جز «خیابان بهشت» نمیتوان نامی بر آن نهاد. عقربهها در کربلا به وقت تموز شتابان میدوند، اما جغرافیا در حوالی عمود ۹۰۰ جاده اندوه قفل شده است.











![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)


