پس از دقایقی، دو زن به میانه صحنه میآیند و روایتگری و نقالی را آغاز میکنند. روایت آنها به تدریج مخاطب را با بخشهای مختلفی از زندگی و تجربههای انسانی همراه میکند، لحظاتی که گاه رنگ و بوی شادی و عشق دارند و گاه به سمت غم، رنج و تلخی میروند. این تغییر حالوهوا در روایت، باعث میشود فضای نمایش در طول اجرا یکدست باقی نماند و مخاطب با فراز و فرودهای احساسی متعددی مواجه شود.
در این میان، موسیقی نیز به عنوان یکی از عناصر اصلی اجرا، همزمان با روایت پیش میرود و در شکلگیری فضای هر صحنه نقش دارد. نوای سازها در بخشهایی آرامتر و در لحظاتی پررنگتر میشود و متناسب با اتفاقات نمایش، حالوهوای صحنه را تغییر میدهد.
حضور زنان نوازنده در سراسر صحنه نیز موجب شده موسیقی نه صرفاً به عنوان یک عنصر جانبی، بلکه به عنوان بخشی از ساختار اجرایی نمایش در مقابل مخاطب قرار گیرد. نورپردازی نیز همگام با روایت تغییر میکند. گاهی صحنه به طور کامل در تاریکی فرو میرود و برای لحظاتی تنها صدا و موسیقی باقی میماند، سپس با روشن شدن دوباره نور، بخش دیگری از روایت پیش روی تماشاگر قرار میگیرد. این تغییرات نوری، در کنار موسیقی و حرکت بازیگران، به ایجاد ضرباهنگی متفاوت در نمایش کمک میکند و مرز میان لحظات مختلف داستان را برای مخاطب پررنگتر میسازد.
از یک خوانش پنجروزه تا اجرای صحنهای
سپیده عابدی، تهیهکننده، طراح و کارگردان تئاتر «نقل زنان سوخته»، در گفتوگو با ایسنا درباره ایده شکلگیری این نمایش اظهار کرد: سال گذشته در کلاسهای کارگردانی شرکت میکردم و برای پایان دوره باید یک خوانش را کارگردانی میکردم. در همین راستا شروع به جستوجو میان متنهای مختلف کردم و در نهایت به متن «نقل زنان سوخته» رسیدم. زمانی که متن را خواندم، ارتباط زیادی با آن برقرار کردم، چراکه متنی کاملاً زنانه بود و احساس میکردم بسیاری از موضوعات و دغدغههایی که مدتها در ذهنم وجود داشته، در این متن ظرفیت بیان شدن دارد. …












