
گروه اندیشه: دکتر ناصر مهدوی در کانال تلگرامی اش نقدی بر نوشتار محمد قوچانی در باره دکتر سروش قلمی کرده است این مطلب که در سایت انصاف نیوز نیز منتشر شده، در ادامه می خوانید:
****
چندی است فضای روشنفکری ما تیره و غمانگیز شده. درست هنگامی که زندگی مردم از هر سو مورد تاختوتاز رنجهای بیشمار قرار گرفته و دقیقا زمانی که از صاحبان اندیشه انتظار میرود که مانند گذشته کنار مردم بایستند و برای درمان جراحتهای روحی آنها چارهای بیندیشند؛ ناگهان دکتر غنینژادِ اقتصاددان؛ با نسبتهایی غیراخلاقی و غیرمنصفانه به دکتر شریعتی میتازد و عرصه نقد و اندیشه را برای مدتی تیره میکند۰
در این هنگام با ورود دکتر عبدالکریم سروش و نقدی تند و زبانی عتابآلود فضا دلگیرتر و نگرانی نیز افزونتر میشود. شاید لازم بود که در این میان افرادی دست به قلم شوند و دلسوزانه در تلطیف عرصه اندیشه بکوشند و مانع بدتر شدن اوضاع فرهنگی جامعه شوند و البته یادآوری کنند که رسالت اصلی نویسندگان و روشنفکران متعهد این است که صدای شکستهشدن استخوانهای مردم بیدفاع را به گوش حاکمان برسانند و علاجی برای برون رفت از وضعیت غمانگیز فعلی بیابند اما با ورود روزنامهنگار گرامی جناب محمد قوچانی به عرصه این نزاع و با ارائه مقاله با عنوان؛ «لیبرالیسم نقابدار»؛ نه تنها هیچ کمکی به تلطیف فضای فرهنگی نمیشود که از قضا بر میزان ابهام و تیرگی آن افزودهتر نیز میشود.
اینجانب در این نوشته کوتاه قصد نقد اندیشه آقای قوچانی را ندارم و صادقانه اعتراف میکنم که محمد قوچانی یکی از چهرههای پرافتخار عرصه مطبوعات است که به نظر اینجانب هرگز نمیتوان زحمات فرهنگی بسیار ارزشمند ایشان را نادیده گرفت و قدردان وی نبود
اما از سویی دیگر؛ چشمپوشی از ضعفهای یک نویسنده و پرهیز از نقد دلسوزانه ایشان خیانتی نابخشودنی است که ممکن است از آن بوی بیاعتنایی و بیاحترامی به مشام برسد به همین دلیل کوشیدم بهعنوان معلمی که علاقهمند آموختن است؛ ملاحظاتی را در ارتباط با مقاله یادشده تقدیم جناب محمد قوچانی کنم؛ نخستین ملاحظه:
بهنظر میرسد هر نویسنده باانصافی پیش از نگارش باید از خود بپرسد که اکنون با که پیمان میبندد؟ با یافتن حقیقت و یا با عواطف و خشم درونی خویش؟
اینجانب وقتی خواندن …







![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)


