
گروه اندیشه: دکتر یاسر میردامادی دز سایت مشق نو مقاله ای نوشته در باره چرایی تدوین کتابش با نام «گفت و گو، آیین حق جویی، درآمدی بومی به گفت و گو شناسی». شاید کتاب قابل خلاصه سازی در این جمله باشد که «چرا مثل آدم نمی توانیم گفت و گو کنیم؟». میردامادی در یادداشت اش تاکید می کند که کتاب «گفتوگو، آیین حقجویی؛ درآمدی بومی به گفتوگوشناسی» (نشر کرگدن)، پاسخی فلسفی به یک دغدغه عمیق اجتماعی است: چرا بحثهای فارسیزبانان به جای روشنگری، غالباً به جدل، تحقیر و قهر میانجامد؟ نویسنده با اشاره به زیست در عصر «غلبه جدل و دشواری گفتوگو»، تأکید میکند که گفتوگوی اصیل نه از مطلقباوری سرچشمه میگیرد و نه از نسبیانگاری، بلکه متکی بر «حقجویی بینالاذهانی» و همکاری معرفتی برای کشف حقیقت است. این اثر برخلاف رویکردهای رایج که صرفاً به ترجمه نظریههای غربی متکی هستند، کوشیده است با رویکردی بومی و بازخوانی تراث ایرانی-اسلامی—از جمله شرح رساله طاشکبریزاده در آداب مناظره—تمایز سرنوشتساز میان «گفتوگو» و «جدل» (مکابره) را احیا کند. کتاب علاوه بر واکاوی آسیبها و شبهنقدهایی چون پروندهسازی و رجزخوانی، بر اهمیت یادگیری آداب ناگفته گفتوگو و حتی «آداب گفتوگو نکردن» تأکید دارد؛ چراکه ادامه گفتوگوی بیسرمایه با هدف مغالطه، خود دام شکاکیت و مانع حقیقت خواهد بود. نویسنده با بررسی امکان گفتوگو با مخالف رادیکال از طریق «مسلمات خصم»، معتقد است بهرغم فشار ساختارهای سیاسی و خطقرمزهای تحمیلی، جامعه ایرانی هنوز به امتناع کامل گفتوگو نرسیده است. در نهایت، با استناد به شاهنامه فردوسی، بر حفظ پیوندِ انضباط فکری با همدلی انسانی تأکید شده تا گفتوگو به ابزاری برای پرهیز از خشکرفتاری و بازسازی فضای نقد سالم در ایران تبدیل شود. این مقاله را در ادامه می خوانید:
****
کتاب «گفتوگو، آیین حقجویی، درآمدی بومی به گفتوگوشناسی» (تهران: کرگدن، ۱۴۰۵) را از آن رو نوشتم که پرسشی ذهن مرا به خود مشغول کرده بود سالها، پرسشی که بیش از هر کجا در شبکههای اجتماعی فارسی، بهویژه کلابهاوس، توییتر، فیسبوک، تلگرام و اینستاگرام، پیش چشمم جان گرفت و جولان کرد. در روزگاری به سر میبریم که امکان اظهار نظر آزادانه بیشتر از همیشه شده اما روشن نیست هنوز که …












