
روزنامه جام جم نوشت: نخستین زندانی به اتهام قتل دایی خود پای میز محاکمه ایستاد.
متهم در دفاع از خود منکر قتل دایی اش شد. رسیدگی به این پرونده با گزارش قتل مردی در جنوب تهران آغاز شد. این مرد با ضربههای چاقو به قتل رسیده بود. بررسیها نشان داد، مقتول و خواهرزاده اش ابتدا بیرون خانه با افرادی درگیر شده و برای برداشتن چوب به خانه بازگشته بودند، اما در آنجا بر سر چوب با یکدیگر درگیر شدند و این درگیری به قتل انجامید. در جلسه دادگاه فرزندان مقتول برای پسرعمه خود درخواست قصاص کردند. مادر مقتول مدعی شد قاتل یک نفر دیگر است و از او شکایت دارد.
متهم وقتی در جایگاه ایستاد با رد اتهامش گفت: «پزشکی قانونی اعلام کرده داییام با ضربه به سر و سینه اش به قتل رسیده در حالی که من با چاقو فقط به کتف او یک ضربه زدم که کشنده نبود. من قاتل داییام نیستم.» پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند. دومین زندانی در شعبه دوازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران و به اتهام قتل مادرش و جنایت به میت محاکمه شد. این جنایت سه سال قبل در شرق تهران رقم خورد. زن جوانی در تماس با پلیس مدعی قتل مادرش شد. او گفت: برادرم امروز با من تماس گرفت و خبر داد به خاطر سوءظنی که به مادرمان دارد، او را کشته است. کارآگاهان این ادعا را بررسی کرده و متوجه شدند زن میانسال به قتل رسیده و جسدش به آتش کشیده شده است.
در ادامه، متهم دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد و پرونده اش با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در این جلسه، خواهر مقتول او را بخشید، اما بقیه اولیایدم درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه ایستاد و گفت: «وقتی پنج سال داشتم پدر و مادرم از هم جدا شدند و مادرم مدتی بعد دوباره ازدواج کرد. به مادرم سوءظن داشتم و روز حادثه پیش او بودم. پس از خروج از خانه متوجه شدم تلفنهمراهم را جا گذاشتم. برگشتم تا تلفنم را بردارم که با مردی در خانه روبهرو شدم. همین موضوع باعث شد عصبانی شوم و مادرم را بکشم. اتهام قتل را قبول دارم، اما مرتکب جنایت بر میت نشدم.»
پس از دفاعیات این متهم و وکیلش، قضات برای صدور حکم وارد شور شدند. آخرین زندانی سرنوشتی متفاوت داشت و تا یک قدمی چوبه دار رفته و توانسته بود از اولیایدم رضایت بگیرد. سه سال قبل، مردی با مراجعه به پلیس …











