
علیرضا سیف - یکی از شاخصهای سنجش فرهنگ یک شهر، پیادهرو است. هر چه پیادهروهای بیشتر و باکیفیتتری داشته باشیم با شهر فرهنگیتری طرف هستیم. پیادهراهها بستری از فرصتها هستند. ماشینهای کمتری به خیابان میروند. انسانها یکدیگر را زیاد میبینند و دیالوگ شکل میگیرد. شهروندان با روح و فیزیک شهر ارتباط عمیقتری برقرار میکنند. خوبیها و کاستیهای محل زندگیشان را با نگاه دقیقتری مییابند.
در عصر کمتحرکی راه رفتن ورزشی است که مدام سفارش میشود. معمولا در مناطقی که پیادهروهای جانانه دارد و ساکنانش به پیادهروی عادت دارند تماشاچیان بهتری هم برای نمایشهای خیابانی پیدا میکنیم و شهروندان با حوصلهترند و تنشهای کمتری اتفاق میافتاد.
فلانور به معنای پرسهزن، یک شیوهی زیست هنری است. شاعرها و نویسندهها و اندیشمندان و عکاسان در جای جای شهر پرسه میزنند و به آفرينش شعر و عکس و اثر هنری میرسند و مدرنیته و انسان و زندگی شهری را تحلیل میکنند تا از جهان معاصر به درک شایستهتری برسیم.
اما آنچه اکنون میبینم تخریب پیادهراهها و تحقیر پیادههاست. از هر راهی که ممکن است حریم و حرمت پیادهها را میشکنند. شهر بَردهی سواریها و به کام سوارههاست. خیابانها عریضتر میشوند و درختان و عابران و پیادهراهها قربانی میشوند تا جا برای خودروهای بنجل داخلی باز شود.
کاش درد فقط همین بود. موتورسوارها برای فرار از ترافیک و صرفهجویی در زمان وحشیانه از وسط پیادهرو میگذرند و به هر پیادهای که اعتراض کند شدیدترین بیاحترامیها را میکنند و بدترین فحشها را میدهند. بزرگ و کوچک، پیرمرد و زن باردار و کودک از ترس موتور سیکلت با ترس و لرز در پیادهرو قدم برمیدارند. سالها بود که موتورسوارانِ مردمآزار فقط مذکر بودند. بدبختانه برخی از زنان و دختران موتورسوار هم به تازگی وارد مسیر پرافتخار اذیت و آزار پیادگان شدهاند.
اکنون که کافهها هر روز به بهانهای بسته میشوند. باز پیادهروها تاوان میدهند. سنگفرشها و جدولهای پیادهراههای جلوی کافه را میکَنند و میبرند تا گوشهای برای نشستن نباشد و کافه از رونق بیفتد. گفتگویی شکل نگیرد و آدمها دور هم جمع نشوند.
پیادهروهایی هم که از تعریض خیابان در امان میمانند. اتاق خواب ماشینها میشوند. نمایشگاههای …












