
رویداد۲۴| مازیار وکیلی: انتشار یک ویدیو از محسن نامجو که در آن خبر بازگشت خودش را به ایران میداد، کافی بود تا یک بار دیگر نام او بر سر زبانها بیفتد. محسن نامجو را میتوان یک هوای تازه در عصر فترت موسیقی ایرانی دانست. در سالهای پس از انقلاب اسلامی که قرار بود یک دولت اسلامی تشکیل شود و حدود و ثغور هیچچیز در فرهنگ و هنر مشخص نبود، موسیقی بیشترین آسیب را در بین هنرها دید. درباره حرمت موسیقی میان علما اختلافنظر وجود داشت و طبق گفتههای ابطحی، کار تا جایی پیش رفته بود که برخی علما خواستار پخش شدن آوا به جای موسیقی در رادیو و تلویزیون بودند.
با توجه به چنین فضایی، مسئله موسیقی بقا بود، نه نوآوری و خلاقیت. چهرههای بسیاری در حوزه موسیقی حذف شدند و آن چهرههایی هم که باقی ماندند (مانند محمدرضا شجریان) تلاش کردند موسیقی را از نابودی و حذف نجات دهند؛ پس بیشتر روی همان ساختارهای موسیقی تأکید کردند و اجازه ندادند که موسیقی حذف شود.
سالها باید میگذشت و انتخاباتی مثل دوم خرداد ۱۳۷۶ رخ میداد تا موسیقی فرصت تنفس پیدا کند، موسیقی پاپ به چرخه بازار موسیقی برگردد و راهی برای خلاقیت در این هنر کهن ایرانی باز شود. با دوم خرداد ۱۳۷۶ بود که موسیقی پاپ، تلفیقی و آلترناتیو از فهرست ممنوعهها بیرون آمد و فرصتی مهیا شد تا چهرههایی مثل محسن نامجو رشد کنند و در دهه هشتاد به شکوفایی برسند.
آثار نامجو بهخاطر آشناییزدایی، دستکاری عمدی در نواهای سنتی و آمیختن عناصر متضاد مورد توجه قرار گرفت. او تلاش کرد آن وجه دیگر موسیقی ایرانی را نشان دهد؛ وجهی که قابلیت تطبیق با سازهای غربی را داشت. نامجو کوشید از دل این تلفیق، سبک خودش را خلق کند. نامجو که دل در گرو حسین علیزاده، محمدرضا لطفی و حاج قربان داشت، تلاش کرد پلی بزند میان سنت و مدرنیته.
برای همین هم هست که قضاوت درباره نامجو آسان نیست. او یا هواداران و عشاق سینهچاک دارد یا مخالفانی عصبانی. میانه درباره او معنا ندارد. برخی کارهای او بیشتر از آنکه شبیه یک آوازخوانی کلاسیک باشد، به روخوانی از متن شباهت دارند. اما هدف او از انتشار چنین آثاری دقیقاً همین بوده است. او میخواسته آشناییزدایی کند و اینکه چقدر در این کار موفق بوده را تاریخ قضاوت خواهد کرد. هرچه بود، این سبک او را تبدیل کرد به جنجالیترین چهره موسیقی ایران …












