
روزنامه خراسان نوشت: عبور نرخ دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان که دیروز اتفاق افتاد، بیش از آنکه یک افزایش عددی ساده باشد، فعالسازی یک «آستانه روانی» در اقتصاد ایران است.
برای درک این که چرا این جهش در مقطع فعلی رخ داده و مسیر آتی چیست، باید ابتدا از تحلیلهای هیجانی عبور کرد و به زیربنای ساختاری بازار نگاهی دقیق داشت. تحلیل وضعیت بازار امروز، ابتدا مستلزم پذیرش دو پیشفرض ساختاری است: ۱. سازوکار تقاضای تجاری؛ موتور محرک نوسانات
برخلاف تصور رایج که جهش ارزی را معلول معاملات خرد در میدان فردوسی میداند، واقعیت این است که وزن اصلی تقاضا بر دوش «تقاضای تجاری» است. این تقاضا برخلاف تقاضای سوداگرانه که «بیزمان» است، سررسیدپذیر است. بازرگانان ایرانی برای تسویهحسابهای بینالمللی در پایان سال میلادی (اواخر پاییز) و سال نو چینی (اواسط بهمن)، به ددلاینهای مشخصی پایبندند. این ددلاینها باعث میشود که در این بازههای زمانی، فشار خرید ارز به صورت یکباره افزایش یابد. درک این «تقویم تجاری»، پیشنیاز اصلی تحلیل هر نوسان ارزی در اقتصاد ایران است. ۲. درهمتنیدگی بازارها در عصر تحریم
در سمت عرضه و زیرساخت پرداخت نیز باید توجه داشت که بازار رسمی و غیررسمی ارز در ایران، بهمعنای متعارف، از یکدیگر تفکیکپذیر نیستند. بهدلیل شرایط تحریمی، بخش قابلتوجهی از شبکه پرداخت کشور بر پایه شرکتهای واسط، حسابهای پوششی و سازوکارهای تراستی در خارج از ایران عمل میکند. آنچه در بازار ارز رخ میدهد، در واقع نتیجه گردش مالی شبکهای است که صادرکنندگان، واردکنندگان و جریانهای غیررسمی را به یکدیگر پیوند میدهد. این ساختار پیچیده، یکی از نقاط آسیبپذیر اقتصاد ایران است و هرگونه اختلال در آن میتواند مستقیماً به بازار ارز و نرخ تبدیل شود. شوک امارات به ارز در روزهای اخیر
تراز تجاری کشور در سال جاری، تحت تأثیر عوامل مختلف، از جمله افت بخشی از صادرات، …












