
ایرانیها مردمانی اهل ادبیات و شعر هستند. خیلیها آن شعر معروف را شنیدند که زیباترین بازی با کلمه "هیچ" است؛
اهل دنیا همه هیچ و دنیا هم هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
این یک بیت، بهترین توصیف از بازی بزرگ هفته سوم فوتبال حرفهای ایران بود! دو تیم بزرگ و مدعی با لشکری از ملیپوشان نامدار که هر دو با حداکثر امتیازات ممکن به این مسابقه رسیده بودند. همه میدانند که بردن این یک بازی چه اهمیتی برای طرفدارانشان دارد و با توجه به نتایج دو بازی قبل، همه منتظر جدالی تماشایی و گلهای جذاب بودند.
اما آنچه در پایان مسابقه برای بینندگان تلویزیونی به جا ماند، تنها حسرت بود و تاسف بابت گذاشتن دو ساعت از وقت به پای مسابقهای که به معنای واقعی، هیچ نداشت! تبریزیها که تا دیروز بابت محرومیت از حضور در ورزشگاه شاکی بودند، مثل هواداران پرسپولیس حالا از این بابت خوشحالند که علاوه بر وقت، لااقل پولشان هدر نرفت!
دو مربی نامدار با کلکسیونی از ستارهها و دستمزدهای چند صد میلیاردی که از دادن دو پاس ساده به یکدیگر عاجز بودند. مسابقهای که باید با ذره بین به دنبال یک نکته فنی در آن میگشتی و هرچه بیشتر تلاش میکردی، کمتر به نتیجه میرسیدی! دریغ از یک تاکتیک یا برنامه تمرین شده یا حتی یک فوتبال ساده و سالم، تعداد اشتباهات بازیکنان خیلی بیشتر از پاسهای سالم بود!
شاید بشود تا پایان هفته از دلایل این بازی سرد، کسل کننده و بیروح صحبت کرد اما اگر قرار باشد در کوتاهترین زمان، با کمترین کلمات این بازی را توصیف کنی، قطعاً یک کلمه از همه مناسبتر است؛ غافلگیری! دیداری که دو بزرگ فوتبال ایران، دو مربی نامدار و این همه ستاره ملی پوش، نه فقط تیم حریف و طرفداران خودی، بلکه کل فوتبال …












