
به گزارش الف، سعید دلفانی، سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری نوشت: سالهایی که مسئولیت سرپرستی دادسرای فرهنگ و رسانه را بر عهده داشتم و پروندههای مرتبط با اصحاب رسانه را رسیدگی میکردم، شاید بیش از هر زمان دیگری مرا به تأمل درباره حرفه «خبرنگاری» واداشت.
هر بار که نام یک خبرنگار بر روی جلد پروندهای نقش میبست، احساس میکردم قرار نیست فقط درباره چند سطر خبر یا یک عنوان اتهامی تصمیم گرفته شود؛ گویی پای حرفهای در میان بود که با حق مردم برای دانستن گره خورده است.
آن روزها به تدریج فهمیدم خبرنگاری، برخلاف آنچه گاهی تصور میشود، شغل راحتی نیست. پشت بسیاری از خبرهایی که در چند دقیقه خوانده میشوند، ساعتها پیگیری، گفتوگو، تحقیق، ناامیدی، امید و گاهی ایستادن در برابر تهدیدها و بیمهریها وجود دارد. شاید به همین دلیل بود که پروندههای رسانهای برای من هیچوقت شبیه دیگر پروندهها نبود.
رسیدگی به این پروندهها ظرافت خاصی میخواست. بارها عناوینی مانند «تشویش اذهان عمومی» در پروندهها دیده میشد، اما هرچه بیشتر در متن گزارشها و نوشتهها دقیق میشدم، بیشتر به این فکر میکردم که آیا همیشه آنچه تشویش نامیده میشود، واقعاً تشویش است؟ یا گاهی خبرنگار فقط پرسشی را مطرح کرده که عدهای علاقهای به شنیدن آن نداشتهاند؟
به یاد دارم در یکی از همین موارد، گزارشی مطبوعاتی را مطالعه میکردم که درباره یکی از آسیبهای اجتماعی، یعنی فقر و پیامدهای تلخ آن مانند پدیده کلیهفروشی، نوشته شده بود.
گزارشی که هدف آن نه ایجاد نگرانی بیدلیل، بلکه نشان دادن یک واقعیت تلخ اجتماعی و جلب توجه افکار عمومی و مسولان به یک آسیب …












