
به گزارش همشهری آنلاین، عضو باند دستبرد به مغازههای مشهد که راز سرقت از دهها فروشگاه را تاکنون فاش کردهاند، به تشریح سرگذشت خود پرداخت و گفت: هیچوقت فکر نمیکردیم روزی پلیس به سراغمان بیاید و چنین سرنوشت تلخی پیدا کنیم. سرقت ۷ کیلو شمش طلا توسط کارمند فروشگاه
نامت چیست؟ امیررضا.
چند سال داری؟ ۲۳ ساله هستم.
سربازی هم رفتهای؟ نه، تکپسر بودم و قصد داشتم برای معافیت اقدام کنم.
معتادی؟ بله!
چه نوع موادی مصرف میکنی؟ بیشتر مواد مخدر سنتی از نوع تریاک.
متاهلی؟ تقریبا؛ از حدود یک سال قبل دختری را عقد کردهام.
عاشق شدی؟ بله!
چگونه با آن دختر آشنا شدی؟ در خیابان او را دیدم و شماره تلفنش را گرفتم.
چه مدتی با هم ارتباط داشتید؟ حدود ۲ ماه با هم رابطه داشتیم.
مشهدی هستی؟ بله، در بولوار ابوطالب سکونت داریم.
قبلا به چه شغلی مشغول بودی؟ در یکی ازنمایشگاههای اتومبیل در بولوار گاز کار میکردم.
با محسن (سرکرده باند) چگونه آشنا شدی؟ او هم به نمایشگاه میآمد که در آنجا با هم دوست شدیم.
پیشنهاد سرقت را اولین بار چه کسی مطرح کرد؟ محسن.
چرا پذیرفتی؟ بیپول بودم و از سوی دیگر هیچگاه توان «نه»گفتن نداشتم. در واقع بزرگترین نقطهضعف من همین موضوع بود.
تو که کار میکردی، چرا به پول نیاز داشتی؟ با متصدی نمایشگاه به اختلاف خوردم و از آنجا بیرون آمدم، به همین خاطر خیلی پول لازم داشتم.
نقش تو در سرقت چه بود؟ من پشت فرمان می نشستم چون خودرو متعلق به پدرم بود.
پدرت چه شغلی دارد؟ الان که فوت کرده، ولی نجار بود. خودروی او را برمیداشتم و با دیگر اعضای باند به سرقت میرفتیم.
اولین بار به کدام مغازه دستبرد زدید؟ یادم نمیآید (در واقع قصد ندارد سرقت را فاش کند).
آن زمان چه احساسی داشتی؟ میترسیدم. بار اولم بود. خیلی استرس داشتم، چون اینکاره نبودم.
یعنی بعد برایت عادی شد؟ بله، درمدت کوتاهی بعد از آن به یک گیمنت (مرکز بازیهای رایانهای) دستبرد زدیم.
هفتهای چند بار سرقت میکردید؟ حدود ۳ بار.
از هر سرقت مغازه چه مبلغی به تو می رسید؟ گاهی بین ۵۰ تا ۸۰ میلیون!
چرا تصمیم به سرقت گرفتی؟ متاهل …












