
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، جامعهشناسان و فیلسوفان اجتماعی همواره در این پرسش که کدام نهاد اجتماعی اصالت دارد و بر سایرین سایه میافکند، اختلاف نظر داشتهاند. در یک سوی این میدان، مارکسیسم با اصالت دادن به اقتصاد قرار دارد و در سوی دیگر، مکاتب روحگرا که اصالت را از آنِ ماورای ماده میدانند. اما در نگاه اسلام، پاسخی متفاوت و قاطع به این پرسش داده میشود: نهاد فرهنگ، با محوریت باورها و ارزشهای دینی، نهتنها اصیلترین نهاد اجتماعی است، بلکه سعادت ابدی انسان نیز در گرو آن است. این گزاره، محور گفتاری از علامه محمدتقی مصباحیزدی است که در ادامه به تفصیل به آن پرداخته میشود. جامعه به مثابه پیکر؛ تشبیهی که اسلام تأیید میکند
علامه مصباحیزدی در ابتدای سخن، جامعه انسانی را به پیکر انسان تشبیه میکند؛ تشبیهی که در جامعهشناسی با عنوان «ارگانیسیسم» شناخته میشود. ایشان با تأکید بر اینکه این تشبیه در اسلام نیز مورد تأیید است، توضیح میدهد که همانگونه که بدن انسان از جهازها، اندامها و سلولهای گوناگون با وظایف متفاوت تشکیل شده است، جامعه نیز از نهادها، سازمانها و افراد متعددی شکل گرفته که هر یک وظیفهای خاص بر عهده دارند.
به گفته این استاد فلسفه و اخلاق، تفاوت کارکردها در جامعه، نهتنها نقص نیست، بلکه ضرورت یک جامعه بالنده و منسجم است. «پزشک باید پزشکی کند، کشاورز باید کشاورزی کند و صنعتگر هم باید کار صنعتی انجام دهد»؛ اما این تمایز وظایف زمانی به کارآمدی میرسد که با همکاری و تعامل، وحدت و انسجام را به ارمغان آورد و جامعه را بهمثابه یک پیکر واحد درآورد. اقتصاد یا فرهنگ؛ کدام نهاد اصالت دارد؟
پرسش اصلی اینجاست که در میان نهادهای گوناگون جامعه، کدام یک اصالت دارد و بر سایرین مقدم است؟ علامه مصباحیزدی با اشاره به دو دیدگاه رقیب در این زمینه، به نقد آنها میپردازد:
۱. مارکسیسم و اصالت اقتصاد: بر اساس این دیدگاه، اقتصاد زیربنای همه نهادهای دیگر است و حتی حقوق، اخلاق و دین نیز از آن سرچشمه میگیرند. در این نگاه ماتریالیستی، با تحول در نظام اقتصادی، همه شئون جامعه دگرگون میشود و در نهایت، نیازی به نهادهای حقوقی و اخلاقی باقی نمیماند.
۲. اصالت روح: در مقابل، برخی مکاتب روحگرا، اصالت را از آنِ روح انسان میدانند و بدن را صرفاً …











