قیمت طلا امروز




 فرهنگ

 سایت جوان آنلاین / ۱۰ دقیقه قبل

خواهرم روحیه جهادی داشت و مخلصانه خدمت می‌کرد

امروز بیش از هر چیز، دلتنگ آغوش خواهرم هستم، دلتنگ بغل کردنش، گرفتن دستانش و آن گرما و آرامشی که همیشه در وجودش بود. دیدن جای خالی‌اش برای همه ما سنگین است،...
 خواهرم روحیه جهادی داشت و مخلصانه خدمت می‌کرد
جوان آنلاین: امروز بیش از هر چیز، دلتنگ آغوش خواهرم هستم، دلتنگ بغل کردنش، گرفتن دستانش و آن گرما و آرامشی که همیشه در وجودش بود. دیدن جای خالی‌اش برای همه ما سنگین است، اما برای پدرم این داغ سنگین‌تر. او به شدت از نبود خواهرم غمگین است و مدام با حسرت می‌گوید: «آن روز من خودم او را به حوزه رساندم... آرزوی عروس کردنش به دلم ماند...» هر گوشه خانه، هر خاطره، یادآوری هر غذایی که دوست داشت یا نداشت، هر جمله و هر تکیه‌کلامش، دوباره این غم را در دل ما زنده می‌کند، اما مطمئن هستیم که خون شهدا هیچ‌گاه بی‌اثر نمی‌ماند. به باور ما، اثر خون شهدا در جامعه بسیار عمیق و ماندگار است. اینها بخش‌هایی از روایت خواهرانه متینه قرهی، خواهر شهیده ملیحه قرهی است که در جنگ تحمیلی رمضان به شهادت رسید؛ با هم می‌خوانیم. 

یک بسیجی باورمند بود

شهیده ملیحه قرهی متولد ۲۳ تیر ۱۳۶۸ بود. در رشته شیمی محض تحصیل و سال‌ها در مسیر آموزش، فرهنگ و دین فعالیت کرد. معلم خلاقیت در مدرسه غیردولتی شهید مطهری و معلم قرآن در مسجد بود و به عنوان استادیار دروس نبوت و امامت تدریس می‌کرد. همچنین به مدت ۱۵ سال به عنوان یک بسیجی فعال شناخته می‌شد که با نیت خالصانه، فی‌سبیل‌الله در مسیر خدمت به مردم و ترویج ارزش‌های دینی فعالیت می‌کرد، یعنی از دوران دبیرستان بسیجی بود. البته در سال‌های تحصیل، به دلیل مشغله درس، فعالیت‌هایش محدودتر بود، اما پس از پایان تحصیلات، با علاقه و جدیت بیشتری در بسیج فعالیت می‌کرد و حضور فعالی داشت. این مسیر برایش صرفاً یک فعالیت معمولی نبود، بلکه از روی باور و علاقه قلبی در آن قدم برمی‌داشت. 

اگر بخواهم فعالیت‌های بسیجی ایشان را به ترتیب بیان کنم، باید بگویم حدود ۱۵ سال حضور و فعالیت او را می‌توان در چند مرحله خلاصه کرد. نخست فعالیت در پایگاه مسجد المهدی (ع) در سیمین بولیوار بود، پس از آن در حوزه ۱۰۴ رضوان، به فرماندهی خانم مرادی‌فر فعالیت داشت. در ادامه نیز در پایگاه مسجد امام‌حسین (ع) و در همان حوزه ۱۰۴ رضوان با فرماندهی خانم بکایی به فعالیت‌های خود ادامه داد. 

خانواده‌ای مذهبی و پایبند ولایت داریم

خانواده ما از گذشته‌های دور تا امروز خانواده‌ای مذهبی و پایبند به ولایت بودند. از نسل‌های قبل در خاندان ما، باور‌های دینی و محبت اهل‌بیت (ع) ریشه‌ای عمیق داشته و این مسیر تا امروز در زندگی ما ادامه یافته است. شرکت در مراسم‌های مذهبی مانند مراسمات ایام ماه‌محرم، ماه صفر، اربعین حسینی، فاطمیه، مناسبت‌های انقلابی و ملی همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی اعضای خانواده ما بوده و به عنوان یکی از پایه‌های اصلی تربیت ما در خانواده شناخته می‌شود. بزرگداشت این مناسک‌ها همواره در خانواده ما پررنگ بوده است، به‌گونه‌ای که در مراسم‌های مهمی مانند تشییع شهدا، راهپیمایی‌ها، نماز‌های جمعه و دیگر برنامه‌های رسمی کشور و نیز در انتخابات، همواره حضور فعال داشته‌ایم. 

بسیار به پدر و مادر احترام می‌گذاشت

خانواده ما سه فرزند دارد و خواهرم ملیحه، فرزند دوم و دختر ارشد خانواده بود. نکته جالبی که مادرم اخیراً به آن اشاره کرد، این بود که تولد خواهرم همزمان با انتخاب رهبر شهیدمان به رهبری نظام جمهوری اسلامی بود؛ گویی از همان آغاز، سرنوشت او با مسیر ولایت و رهبری شهید گره خورده بود. او همیشه درباره روز‌های رحلت رهبر کبیر انقلاب از مادرم سؤال می‌پرسید و با دقت می‌خواست بداند مردم و خانواده‌ها چگونه با آن فقدان بزرگ کنار آمدند. خواهرم در خانه همیشه مانند یک دختر بزرگ و مسئول رفتار می‌کرد. احترام به پدر و مادر در صدر همه رفتارهایش بود و هیچ‌گاه از او کوچک‌ترین تلخی یا بی‌احترامی نسبت به خانواده ندیدیم. بسیار خانواده‌محور و مسئولیت‌پذیر بود و نسبت به همه اعضای خانواده احساس وظیفه می‌کرد. اگر یکی از اعضای خانواده دچار کسالت می‌شد، لحظه‌ای آرام و قرار نداشت و با تمام وجود برای رسیدگی و کمک به او تلاش می‌کرد. 

حتی در زمانی که بسیار خسته بود، لبخند و ادب از چهره و رفتار خواهرم کم نمی‌شد. بسیار ساده‌زیست بود. مدتی روسری روشنی می‌پوشید و دوستانش به او می‌گفتند همین را همیشه بپوشد. گاهی هم در برخی ایام، لباسش را کمی تغییر می‌داد، اما در همه حال سادگی در ظاهر و رفتار او آشکار بود. 

او بسیار به اصطلاح «بابایی» بود و احترام ویژه‌ای برای پدر قائل می‌شد. حتی کوچک‌ترین بی‌احترامی به پدر را تحمل نمی‌کرد و رابطه‌ای عمیق و صمیمی با پدرم داشت. وقتی امروز این ویژگی‌ها را مرور می‌کنم، ناخودآگاه به خود می‌گویم که او حقیقتاً لایق مقام شهادت بود. 

هم خواهر و هم رفیقم بود

قرائت قرآن در زندگی‌اش جایگاه ویژه‌ای داشت و سوره یاسین را هر شب می‌خواند. از نظر دقت در حق‌الناس و بیت‌المال نیز بسیار حساس بود. دوستانش می‌گفتند اگر در جایی به او تعارف غذا می‌کردند، گاهی نمی‌پذیرفت و می‌گفت: «نمی‌دانم این از بیت‌المال است یا نه و آیا خوردنش درست است یا نه.» در همه امور نیز از اسراف پرهیز می‌کرد و به ساده‌زیستی و رعایت حق دیگران اهمیت زیادی می‌داد. 

دقیق خاطرم نیست چه سالی بود، اما زمان فرماندهی خانم مرادی‌فر، فکر کنم با ایشان به میدان تیر رفتم. تقریباً با تمام دوستانشان آشنا شدم و آنجا اولین باری بود که با هم تیراندازی یاد گرفتیم و خانم نصرآبادی به ما آموزش دادند. البته این نکته را بعد از اینکه خبر شهادت خانم نصرآبادی را شنیدم به خاطر آوردم. 

ما علاوه بر خواهربودن رفیق هم بودیم. او برای من تنها یک خواهر نبود تا حدی حق مادری هم به گردنم داشت. وقتی میان دو خواهر ۹ سال تفاوت سنی باشد، طبیعی است که در بسیاری از لحظه‌ها که مادر حضور ندارد، خواهر بزرگ‌تر هوای خواهر کوچک‌تر را داشته باشد. ملیحه هم همیشه همین‌گونه بود؛ حامی، مهربان و دلسوز. 

من و ملیحه فقط خواهر نبودیم، بلکه رفیق واقعی هم بودیم. گاهی از سر دلسوزی تذکر‌های خواهرانه به من می‌داد و بیشتر تفریحات و وقت‌گذرانی‌هایمان هم با یکدیگر بود. خیلی وقت‌ها با هم گفت‌و‌گو می‌کردیم و از دغدغه‌های مذهبی، اجتماعی، سیاسی و موضوعات مختلف برایم می‌گفت. صحبت‌هایش همیشه از روی فکر، دلسوزی و آگاهی بود. 

رفاقت میان من و ایشان آنقدر عمیق بود که گاهی من به‌خاطر مشغله کاری در تهران بودم و او در شهرستان، ناگهان در دلم احساس می‌کردم که حالش خوب نیست یا مریض شده است. بعد با او تماس می‌گرفتم و می‌فهمیدم که بله واقعاً کسالت دارد. این پیوند قلبی و این نزدیکی روحی از زیبایی‌های رابطه خواهرانه و دوستانه ما بود. 

آرزوی شهادت داشت

بیشتر دوستانش وقتی از او یاد می‌کنند، از لبخند همیشگی و روحیه شاد و بذله‌گویش می‌گویند. حضورش در جمع‌ها معمولاً همراه با مهربانی، صمیمیت و حال خوب بود. 

گاهی به او می‌گفتم در آزمون استخدامی دولتی شرکت کند، اما می‌گفت: «من با محیط کارمندی سخت کنار می‌آیم و راستش کارکردن فقط برای پول برایم معنایی ندارد.» برای او مهم‌تر از هر چیز، خدمت‌کردن از سر اعتقاد و دل بود. 

گاهی به مادرم می‌گفت: «ما که شهید نمی‌شویم، همیشه آقایان شهید می‌شوند.» مادرم هم با لبخند و مهربانی پاسخ می‌داد که شما خانم هستید و اسلام چنین مسئولیتی را بر عهده شما نگذاشته است، اما برای او قانع‌کننده نبود. 

شهریور ۱۴۰۴ خوابی دید که برای مادرم تعریف کرد. در خواب دیده بود لباس عروسی پوشیده است؛ لباسی که دنباله بلندی از پشت‌سر داشت، اما در آن عروسی هیچ‌کس حضور نداشت و او در جایی سرسبز و آرام ایستاده است. مادرم برای اینکه ناراحت نشود، گفت شاید به یک مراسم عروسی دعوت خواهیم شد. با این حال، خود مادر از تعبیر آن خواب آگاه بود و از آن زمان نگرانی خاصی در دل داشت. 

او همیشه یک دعا را زیاد تکرار می‌کرد و بار‌ها از من هم می‌خواست که دعا کنم تا عاقبت‌بخیر بشویم. در دلش آرزوی شهادت داشت، اما در عین حال به سخن حضرت آقا هم اشاره می‌کرد و می‌گفت: «ان‌شاءالله اگر عمرمان هم طولانی شد، حتی بعد از ۱۲۰ سال پایان ما با شهادت باشد.»

ماجرای عینکی  که به کودک عراقی هدیه داد 

زندگی بدون حضور او برای من خیلی سخت است. چون از کوچک‌ترین تفریحات در حد خوردن یک بستنی تا مسافرت‌های طولانی با هم بودیم. ما اربعین ۱۳۹۷ به اتفاق اعضای خانواده به راهپیمایی اربعین رفتیم. در مسیر نجف تا کربلا یک عینک آفتابی داشت. یکی از این کودکان کربلایی برای ما خیلی زحمت کشید و از ما پذیرایی کرد. در حال حرکت بودیم که یک‌باره بدون لحظه‌ای تعلل، عینکش را به او هدیه داد. بعد از چند قدم گفتم: «هدیه را به کسی دیگر هدیه نمی‌دهند!» تازه یادش افتاد که آن عینک را من به او هدیه داده بودم. بعد شروع به عذرخواهی کرد. آنقدر از من عذرخواهی کرد که گفتم: «متوجه شدم چرا هدیه دادی، اما من یکی دیگر به تو هدیه خواهم داد.» او گفت: «احساس کردم آن کودک وقتی چشمش به عینک من افتاد، انگار دلش هم چنین عینکی می‌خواست و من نمی‌خواستم چنین چیزی در دلش بماند.»

منظم و مسئولیت‌پذیر بود 

خواهرم کاملاً خانواده‌محور بود و خانواده برایش در اولویت قرار داشت. در عین حال رابطه‌اش را با بسیاری از دوستان دانشگاهی‌اش از طریق تماس تلفنی حفظ کرده بود. بیشتر دوستان صمیمی‌اش نیز از حوزه و اهل فعالیت‌های فرهنگی بودند و او همیشه با احترام و محبت با دوستانش رفتار و با همه با همان بزرگواری و خوشرویی همیشگی‌اش برخورد می‌کرد. 

از دیگر ویژگی‌های ایشان داشتن نظم در امور و مسئولیت‌پذیری بود. هر قراری که داشت، چه کاری، چه خانوادگی و میهمانی یا حتی تفریح، همیشه زودتر از زمان مقرر آماده می‌شد. گاهی حتی یک ساعت قبل از قرار حاضر بود. آنقدر منظم و دقیق بود که هیچ کاری را نیمه‌کاره رها نمی‌کرد و تا زمانی که آن را به سرانجام نمی‌رساند، آرام نمی‌گرفت. 

دلسوز خانواده‌های شهدا بود

ارادت خاصی به شهدا داشت و خدمت به یاد و راه شهدا را افتخار بزرگی می‌دانست. شهیده ما نسبت به شهدا بسیار احساساتی و دلسوز خانواده‌های شهیدان بود. خبر شهادت هر شهیدی عمیقاً او را ناراحت می‌کرد. گاهی به مادرم می‌گفت: «فلانی که یکی از برادران در حوزه یا پایگاه مقاومت بود، شهید شده است. کاش ما خانم‌ها هم می‌توانستیم به جای برادرانمان جهاد کنیم.» مادرم در پاسخ به او می‌گفت که شما رسالت دیگری دارید و باید در پشت جبهه کمک کنید و نقش خودتان را ایفا کنید. 

گاهی در گروه‌های حوزه یا پایگاه بسیج اعلام می‌کردند که برای ایست‌های بازرسی شبانه غذا نیاز است و از داوطلبان کمک می‌خواستند. خودش هم چند بار در آن شب‌ها برای کمک و پشتیبانی حضور پیدا کرده بود. وقتی خبر شهادت فرماندهان و مردم در آن روز‌ها منتشر می‌شد، بسیار متأثر و اندوهگین می‌شد و نگرانی‌اش بیشتر از همه برای رهبر معظم انقلاب بود. با این حال، با همان روحیه مسئولانه در مراسم‌ها و برنامه‌ها حضور داشت و در تشییع شهدای جنگ ۱۲‌روزه نیز شرکت می‌کرد. 

یکی از دعا‌های همیشگی‌اش نابودی اسرائیل بود. هر زمان که فیلم یا ویدئویی از وضعیت مردم غزه می‌دید تا مدت‌ها منقلب و ناراحت می‌شد و با اندوه می‌گفت: «کاش کاری از دست ما برمی‌آمد.»

او در میان دوستانش، حتی آنهایی که خارج از فضای بسیج و حوزه بودند، با آرامش و استدلال صحبت و تلاش می‌کرد مسائل را برایشان تبیین کند. معتقد بود که بعد از جنگ ۱۲‌روزه ما عملاً در شرایط جنگی قرار داریم و بار‌ها به اطرافیانش تذکر می‌داد که هرکس باید جایگاه خود را در این شرایط بشناسد. تأکید می‌کرد که در سمت درست تاریخ بایستید و مراقب باشید وارد بازی دشمن نشوید. به اطراف خود توجه کنید، رسالت خودتان را پیدا کنید و بدانید در چه مسیری قدم برمی‌دارید. 

همیشه نگران سلامتی و امنیت حضرت آقا بود

خواهرم به شدت نگران سلامتی و امنیت حضرت آقا بود. برایشان زیاد دعا می‌کرد و برای سلامتی ایشان دائماً آیت‌الکرسی و سوره فتح می‌خواند. بسیار ولایی بود. روزی که خبر شهادت حضرت آقا منتشر شد، حال و هوای خانه ما دیگر مثل قبل نشد. هنوز هم هر بار آن لحظه را در ذهنم مرور می‌کنم، تصویر خواهرم در سالن خانه از یادم نمی‌رود؛ با بی‌قراری قدم می‌زد و از شدت ناراحتی آرام و قرار نداشت. در همان حال با خانم بکایی تماس گرفت و با ناباوری چند بار می‌پرسید: «واقعاً آقا شهید شده‌اند؟» گویی دلش نمی‌خواست این خبر را باور کند و تا مدتی در بهت و اندوه عمیقی فرو رفته بود. 

روز قبل از اعلام رسمی شهادت رهبرمان که در واقع همان روز حادثه بود، بسیار نگران و مضطرب به نظر می‌رسید. وقتی صدای انفجار شنیده شد و خبر‌هایی درباره محل مورد حمله منتشر شد، نگرانی‌اش بیشتر شد. مدام پیگیر خبر‌ها بود و دلش آرام نمی‌گرفت. ما برای آرام کردنش می‌گفتیم که آقا اصلاً در بیت حضور ندارند. همین حرف کمی از نگرانی‌اش کم کرد. 

بعد از آن با دوستانش تماس می‌گرفت و جویای حالشان می‌شد تا مطمئن شود همه در آرامش و سلامت هستند. 

روحیه خدمت و جهادی داشت

خواهر شهیدم در طول سال‌های فعالیت خود حضور پررنگی در عرصه‌های فرهنگی و جهادی داشت. مسئولیت‌ها و فعالیت‌های مختلفی را در بسیج بر عهده می‌گرفت؛ از جذب نیرو و همراه کردن افراد جدید گرفته تا پیگیری امور نیروی انسانی و برنامه‌های فرهنگی پایگاه. تلاش می‌کرد افراد بیشتری به‌ویژه جوانان و نوجوانان با فضای معنوی و فعالیت‌های فرهنگی آشنا شوند. 

در کنار این مسئولیت‌ها، در برنامه‌های جهادی نیز فعال بود و برای خدمت‌رسانی در مناطق محروم حضور پیدا می‌کرد. روحیه خدمت در وجودش بسیار پررنگ بود و هرجا احساس می‌کرد می‌تواند قدمی بردارد، با دل و جان حاضر می‌شد. 

در ایام فاطمیه به عنوان «خادم حضرت زهرا (س)» خدمت می‌کرد و در برنامه‌های عزاداری نقش فعالی داشت. در ماه مبارک رمضان نیز خادم مسجد بود و با شور و علاقه در برگزاری برنامه‌های مذهبی کمک می‌کرد. از دیگر فعالیت‌هایش آموزش قرآن به کودکان بود؛ با صبر و محبت به آنها قرآن می‌آموخت و سعی می‌کرد از همان سنین کم، قرآن و محبت اهل‌بیت را در دلشان زنده نگه دارد. 

فعالیت‌های او تنها محدود به یک حوزه نبود؛ در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و آموزشی همواره تلاش می‌کرد اثرگذار باشد و هرجا نیاز بود با روحیه خدمت حاضر می‌شد. امروز که به گذشته نگاه می‌کنیم، گویی مزد همان خادمی را گرفت، چراکه در نهایت خود نیز به قافله شهدا پیوست. 

جالب اینکه در روز‌های قبل از شهادت، برای شرکت در مراسم یکی از بانوان شهیده جنگ ۱۲‌روزه به بهشت‌زهرا (س) رفته بود. در پایان مراسم همراه با دیگران به قطعه ۴۲ گلزار شهدا رفتند. آنجا به پدرم گفته بود: «این قطعه خیلی خوب است؛ حس و حالش با بقیه قطعه‌های شهدا فرق می‌کند.» گویی دلش با آن فضا پیوندی عمیق پیدا کرده بود. 

شهادت مزد سال‌ها خدمت صادقانه او بود

آن روز، حدود ساعت ۱۲ ظهر، دلهره عجیبی تمام وجودم را فرا گرفت، حالتی که پیش از آن یا پس از آن هرگز تجربه نکرده بودم. تازه از سمت انقلاب به خانه رسیده بودم و هنوز لباس عوض نکرده بودم که صدای انفجار مهیبی بلند شد. دقایقی بعد خانمی تماس گرفت و جویای حال خواهرم شد. گفتم هنوز به خانه نیامده است. آن خانم بی‌مقدمه گوشی را قطع کرد. دلم گواهی بد می‌داد. بدون معطلی به سمت حوزه مقاومت حرکت کردم. 

وقتی به محل رسیدم و خرابی ساختمان حوزه را دیدم، دنیا روی سرم خراب شد. با اضطراب و گریه خود را به بیمارستان روبه‌روی حوزه رساندم. آنجا شنیدم که در حال احیای قلبی هستند. با برادرم تماس گرفتم و با صدایی لرزان گفتم: «پای آبجی شکسته، خیلی آرام به بابا و مامان بگو.»

بعد از آن، با اصرار و اجبار وارد راهروی بیمارستان شدم. حدود شش یا هفت پیکر شهدا آنجا بود. با دلی پر از رنج، تک‌تک پتو‌ها را کنار زدم. اکثر پیکر‌ها قابل شناسایی نبودند؛ جز فرمانده و خواهرم که البته پیکر او نیز در اثر شدت انفجار متلاشی شده بود. در آن روز بر اثر اصابت موشک امریکایی - صهیونیستی به حوزه مقاومت ۱۰۴ رضوان، خواهرم به همراه جمعی دیگر از نیرو‌های مخلص بسیجی به شهادت رسیدند. این حمله ناجوانمردانه باعث تخریب گسترده ساختمان حوزه شده بود. خواهرم، در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ به درجه رفیع شهادت نائل آمد و مزد سال‌ها خدمت خالصانه خود را گرفت. 

وقتی پدر، مادر و برادرم به بیمارستان رسیدند، از حال و چهره من همه‌چیز را فهمیدند. در آن لحظه، سخت‌ترین و تلخ‌ترین وظیفه زندگی‌ام بر دوش من افتاد، اینکه خبر شهادت آبجی را به خانواده‌ام بدهم. 

بعد از آن، همراه برادرم بار دیگر پیکر خواهر شهیدمان را دیدیم. هنوز باورم نمی‌شد و مدام با گریه می‌گفتم: «باورم نمی‌شود... این پیکر خواهر من باشد....»

پدرم بی‌تاب شده بود، مادرم در حیاط بیمارستان با صدای بلند گریه و شیون می‌کرد و برادرم در بهتی سنگین فرو رفته بود. پدرم با اصرار می‌گفت: «بگذارید برای آخرین بار دست و صورت دخترم را ببوسم.» در نهایت، پدر و مادر را با سختی و به اصرار به داخل بردند تا پیکرش را ببینند و آن صحنه بی‌تابی‌شان را چند برابر کرد. 

در آن لحظات، تنها چیزی که توانستم به پدرم بگویم این بود که «بابا، ببین عمو چطور پسر شهیدش را با صلابت بدرقه کرد. ملیحه اگر شما را اینطور ببیند، ناراحت می‌شود...» و همین جمله، تنها تکیه‌گاه ما در آن مصیبت بزرگ بود. 

تقریباً حوالی ساعت ۱۳:۳۰ بعدازظهر بود که کم‌کم خبر حادثه به همه اعضای خانواده رسید. فضای خانه و بیمارستان پر از اندوه شده بود. با اصرار پدرم، روز قبل از مراسم تشییع، در معراج شهدا فرصتی فراهم شد تا برای آخرین بار با خواهرمان وداع کنیم. با اینکه خودم پیکرش را شناسایی کرده بودم، اما تا آن لحظه هنوز در دلم امیدی بود و باورش برایم سخت بود. وقتی برای آخرین بار صورت خواهرم را بوسیدم، همان بوسه آخر مثل سیلی محکمی بود که حقیقت را در دلم نشاند، اینکه خواهرم واقعاً از میان ما رفته است. 

مراسم تشییع پیکر مطهر شهیده ملیحه قرهی در روز چهارشنبه، ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ برگزار شد. در آن روز، خانواده، اقوام، دوستان، آشنایان و جمع زیادی از مردم با احترام و تکریم فراوان در این مراسم حضور یافتند. پیکر مطهر خواهر عزیزم پس از بدرقه‌ای باشکوه و در میان اشک و دلتنگی حاضران، در قطعه ۴۲، ردیف ۴۰، شماره ۲۷ به خاک سپرده شد؛ یاد و راهش برای همیشه در دل ما زنده خواهد ماند. 

دلتنگش می‌شویم

امروز بیش از هر چیز، دلتنگ آغوش خواهرم هستم، دلتنگ بغل کردنش، گرفتن دستانش و آن گرما و آرامشی که همیشه در وجودش بود. دیدن جای خالی آبجی برای همه ما سنگین است، اما برای پدرم این داغ سنگین‌تر. او به شدت از نبود خواهرم غمگین است و مدام با حسرت می‌گوید: «آن روز من خودم او را به حوزه رساندم... آرزوی عروس کردنش به دلم ماند...» هر گوشه خانه، هر خاطره، یادآوری هر غذایی که دوست داشت یا دوست نداشت، هر جمله و هر تکیه‌کلامش، دوباره این غم را در دل ما زنده می‌کند، اما مطمئن هستیم که خون شهدا هیچ‌گاه بی‌اثر نمی‌ماند. به باور ما، اثر خون شهدا در جامعه بسیار عمیق و ماندگار است؛ خون شهدا موجب انسجام مردم، تقویت وحدت ملت و روشنگری و بیداری در جامعه می‌شود. این ایثار‌ها به مردم یادآوری می‌کند که برای حفظ کشور و وطن‌مان و نیز برپایی امنیت باید پای ارزش‌ها و آرمان‌ها ایستاد. ان‌شاءالله اگر خداوند توفیق بدهد ما نیز ادامه‌دهنده راه این شهیدان خواهیم بود. 

یکی از مواردی که بعد‌ها حکمتش را فهمیدم، مربوط به روز‌های قبل از شهادت خواهرم است. او برای ماه مبارک رمضان، فهرستی از غذا‌های ویژه افطار و سحر آماده کرده بود و برنامه را دقیقاً تا سحر روز دهم ماه مبارک نوشته بود، اما ادامه روز‌های ماه را ننوشته بود. من به شوخی به او گفتم: «پس بعد از سحر دهم چی بخوریم؟» و او خیلی ساده جواب داد: «همین‌ها را تکرار می‌کنیم.» آن زمان این پاسخش برایم عادی بود، اما بعد‌ها حس کردم انگار نشانه‌ای در آن نهفته بود، گویی تاریخ رفتنش به او الهام شده بود. هنوز هم آن لیست افطار و سحر تا روز دهم روی دیوار آشپزخانه باقی مانده و برای ما یادگاری تلخ و پرمعناست.



 دکتر ادیبان: ایده ی «روزنامه‌نگاری ایرانی» و «روزنامه‌نگاری ملی»، ایده ای درست و به‌جا است/ در تاریخ روزنامه‌نگاری در کشور بارها شاهد درخشش عناصر و مؤلفه‌های روزنامه‌نگاری ملی بوده‌ایم/ روزنامه‌نگاری ایرانی می‌تواند پشتوانه‌ای قاطع برای راهبردها، سیاست‌ها و قوانین رسانه ای باشد/ بهره‌گیری از ادبیات غنی ایرانی می‌تواند در تقویت روزنامه‌نگاری ایرانی و بومی مؤثر باشد




یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - 23 August 2026
نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم
خبرگزاری مهر

نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم

تعداد نوارهای دامن زنان گیلانی فقط جنبه زیبایی نداشته؛ این جزئیات می‌توانست سن، وضعیت تأهل و جایگاه اجتماعی زنان را نشان دهد و پوششی رنگارنگ را به زبانی برای بیان هویت تبدیل کند.
سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند
خبرگزاری مهر

سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند

نیل، پترا، بغداد... منطقه خاورمیانه برخی از مهم‌ترین محیط‌ها را برای شکل‌گیری آثار ملکه جنایت فراهم کرد. قتل‌ها شاید تخیلی بودند، اما سفرهای او واقعی بودند.
آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟
خبرگزاری ایسنا

آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟

رمان «سکوت خود را به تو تقدیم می‌کنم» (I Give You My Silence) آخرین نوشته ماریو وارگاس یوسا - برنده جایزه نوبل ادبی - در سال ۲۰۲۳ به زبان اسپانیایی منتشر شد. نویسنده‌اش به‌درستی پیش‌بینی کرده بود که این آخرین رمان او خواهد بود، زیرا سال گذشته در ۸۹ سالگی درگذشت.
خبرگزاری ایرنا

فیلم| گذری بر کاروانسرای شاه عباسی یزد

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟
خبرگزاری ایرنا

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟

روایتِ رسانه‌ای از وضعیت قیمت بلیت تئاتر، این روزها اغلب با تمرکز بر بالاترین نرخ‌هایِ یک سالنِ خاص، تصویرِ یک فضایِ غیرقابلِ دسترسی را به جامعه مخابره می‌کند. اما با نگاه به تنوعِ بیش از ۹۰ اجرایِ هم‌زمان در پایتخت و تفاوتِ ساختاریِ سالن‌های دولتی و خصوصی، مشخص می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نه …
ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
سایت خبرآنلاین

ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از هنرمندی مستقل، منضبط و بی‌محابا را رقم زد.
سایت عصرایران

«استخر» دومین فیلم ۱۰۰ میلیاردی سال 405 شد

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌
روزنامه هفت صبح

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌

طراحی شخصیت‌ها، لباس‌ها و فضاسازی فیلم بیش از حد به نمونه‌های خارجی نزدیک شده و جهان اثر را کم‌رنگ کرده است
سایت فرارو

علیرضا قربانی درباره ایرج چه گفت؟

سایت عصرایران

توقیف برنامه درجام در نماوا؛ واکنش سجاد شاه‌حاتمی به توقف پخش

سایت عصرایران

روزی که رشت برای مسیح گیلان گریست؛ آرسن میناسیان (+صدا)

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد
خبرگزاری جام جم

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد

در سال‌های اخیر زیست‌بوم سینمای ایران شاهد پدیده‌ای بوده که از آن با عنوان «سینمای زیرزمینی» یاد می‌شود؛ آثاری که به دلایل مختلف امکان نمایش رسمی پیدا نکرده‌...
سایت رویداد‌ ۲۴

تصادف شدید علیرضا افتخاری + عکس

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد
سایت رویداد‌ ۲۴

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد

تاریخ نشان داده است که انسان گاهی نه از سر نفرت، بلکه برای فرار از پوچی، به دنبال رخدادهایی می‌رود که زندگی را دوباره معنادار جلوه دهد.
وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر
روزنامه هفت صبح

وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر

تعطیلی کتاب‌فروشی‌های دنیای کتاب، شعبه جماران چشمه، پاپیروس و سیبوک، زنگ خطر جدی برای اقتصاد نشر و آینده فضاهای فرهنگی شهرهاست
وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی
خبرگزاری برنا

وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی

برنا- گروه فرهنگ و هنر: کنسرت‌نمایش «آرش» هنوز روی صحنه نرفته، اما قیمت بلیت‌هایش دوباره یک پرسش قدیمی را زنده کرده است؛ تئاتر امروز برای مردم اجرا می‌شود یا...
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ زوال یک یادگار؛ مسجد حاج رجبعلی در آستانه فروپاشی

سایت تابناک

تصاویر دیده‌نشده از حسن جوهرچی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی
سایت روزنامه سازندگی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی

کنسرت‌های ایستاده و تغییر ذائقه مخاطب
«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟
خبرگزاری مهر

«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟

در شرایط سخت اقتصادی این روزها قیمت بلیت نزدیک به ۵ میلیون تومانی یک اثر نمایشی، عملا تماشای تئاتر را برای بسیاری از مخاطبان بالقوه به یک انتخاب لوکس تبدیل کرده است.
خبرگزاری ایرنا

چهارمین جایزه خالقی افتتاح شد/ اهدای نشان به حسین علیزاده

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵ میلیون تومان بلیت تئاتر نوید محمدزاده و طناز طباطبایی! | ببینید

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس
خبرگزاری ایسنا

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس

مس‌گری ازجمله صنایع‌دستی و هنرهای سنتی مردم خراسان شمالی از گذشته بوده که اکنون نیز افرادی در این حرفه مشغول به فعالیت هستند، فنون و مهارت‌های مس‌گری و سفیدکاری آن به شماره ۱۶۸۴ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است.
خبرگزاری ایرنا

برای «فارس» حساسیم؛ برای «فارسی» چطور؟

سایت سلام سینما

لو رفتن عجیب فیلم تازه جیسون استاتهام؛ آمازون Mutiny را به اشتباه زودتر از موعد منتشر کرد

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟
سایت فرارو

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟

ونسان ون‌گوگ برخلاف بسیاری از نقاشان هم‌دوره‌، تنها نام کوچک خود، «ونسان»، را روی برخی از آثارش می‌نوشت و جالب‌تر اینکه تنها بخش کوچکی از نقاشی‌هایش را امضا کرده است!
         
وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد
روزنامه هفت صبح

وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد

‌حسین تکبعلی‌زاده؛ از مکانیکی تا دزدی و خرده‌فروشی مواد
هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود
روزنامه هفت صبح

هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود

‌براین اصل ایده قابل دفاع است. اما درعین حال جای نگرانی هم وجود دارد. چون ناگهان قرار است «نظام آموزش‌های فرهنگی و هنری» با انبوهی از استاندارد، گواهینامه، رتبه‌بندی، سامانه، چارت سازمانی و ارزیابی شکل بگیرد و بعد نام این مجموعه «تحول آموزش هنر» گذاشته شود
کاربافی اردکان میراثی در  تار و پودِ زندگی
روزنامه اعتماد

کاربافی اردکان میراثی در تار و پودِ زندگی

بیست ویکم مرداد ماه، روز حمایت از صنایع کوچک، می تواند فرصتی برای بازاندیشی در معنای کوچک در نظام تولید فرهنگی و اقتصادی ایران باشد. آنچه در مقیاس اقتصادی کوچک به نظر می رسد، لزوما در مقیاس فرهنگی و تاریخی کم اهمیت نیست. بسیاری از مهارت ها و فنون دستی که طی نسل ها در شهرها و روستاهای ایران شکل گرفته …
    
سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران
روزنامه هفت صبح

سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران

او اهل نوازش نام‌های بزرگ نبود. بسیاری از چهره‌های تثبیت‌شده فرهنگ ایران را با همان زبان تند خودش نقد می‌کرد‌
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

خبر جدید از جراحی مهران مدیری! | بازی با عطاران متوقف شد

مشت خاکی که تمام وطن بود
روزنامه اعتماد

مشت خاکی که تمام وطن بود

یک غریبه، دور از خانه، تنها یک خواسته دارد؛ چیزی کوچک به اندازه یک مشت خاک، اما به وسعت تمام خاطرات. همین تصویر کوتاه در یکی از شعرهای مهدی سهیلی، جهان شاعرانه او را آشکار می کند؛ جهانی که در آن وطن از دل دلتنگی انسان پدیدار می شود و یک ذره خاک، ارزش تمام یک سرزمین را پیدا می کند. برای شاعری چون سهیلی، …
    
جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.
نقدی بر یک جرم انگاری هنری
روزنامه آرمان امروز

نقدی بر یک جرم انگاری هنری

آرمان امروز سعید دلفانی : هنر مصون از قانون نیست و اگر نفوذ سازمان‌یافته و تمام عناصر جرم اثبات شود، برخورد کیفری ضروری است.امنیت را نباید با ابهام کیفری تأمین کرد. اگر هدف ماده ۱۴ مقابله با نفوذ است، باید عناصر مادی و روانی آن دقیق تعریف شود. ماده ۱۴ «طرح مقابله با [ ]
وقتی کوری به دیدن می‌رسد
روزنامه شرق

وقتی کوری به دیدن می‌رسد

سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده که هر جمعه از فیلم‌نت پخش می‌شود، از آن دست مجموعه‌هایی است که عنوانش را می‌توان فراتر از یک نام، به‌مثابه کلیدواژه‌ای برای خواندن جهان داستان در نظر گرفت. کوری در اینجا فقط به معنای ازدست‌دادن بینایی نیست؛ می‌تواند استعاره‌ای از ندیدن، نخواستن دیدن و حتی عادت‌کردن …
    
نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم
روزنامه شرق

نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم

«دایی وانیا» برای حسن معجونی فقط بازخوانی و اجرای یکی از شناخته‌شده‌ترین متن‌های چخوف نیست؛ مواجهه‌ای دوباره با آدم‌هایی است که در میانه ملال، ناکامی، عشق‌های نافرجام و رؤیاهای ازدست‌رفته، همچنان به زندگی چنگ می‌زنند. معجونی که سال‌هاست نامش با تئاتر و تجربه‌های متفاوت اجرائی گره خورده، این‌ بار به سراغ …
ردپای آن‌چه سهیل بیرقی با «بی‌داد» کرد، دست کم به آذر ۱۳۸۸ برمی‌گردد
سایت خبرآنلاین

ردپای آن‌چه سهیل بیرقی با «بی‌داد» کرد، دست کم به آذر ۱۳۸۸ برمی‌گردد

رد پای انتشار یک فیلم سینمایی بر روی پلتفرم‌های انتشار محتوا به دست کارگردانش بی‌آن‌که احساس کند ناگزیر است هم‌چنان در انتظار صدور پروانه نمایش معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان امور سینمایی و سمعی‌بصری بماند؛ مانند آن‌چه سهیل بیرقی با تازه‌ترین اثر خود، «بی‌داد» کرد، دست کم به سال ۱۳۸۸ برمی‌گردد.
سایت تابناک

آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی

روزنامه شرق

گزارش وزیر میراث فرهنگی به مردم

تمام دغدغه‌های یک هنرمند / «ما داریم زندگی می‌کنیم»
خبرگزاری ایسنا

تمام دغدغه‌های یک هنرمند / «ما داریم زندگی می‌کنیم»

«در این شرایط سخت اقتصادی، وقتی کسی تئاتر را در سبد هزینه‌های ماهیانه‌اش قرار می‌دهد، دنبال حس ما داریم زندگی می‌کنیم است. دنبال دو ساعتی که از فشار روزمره بیرون بیاید، به دنیاهای جدید پرواز کند. این یک تراپی است.»
«هزار و یک شب»؛ جاه‌طلبی پرزرق‌وبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستاره‌ها
سایت مشرق

«هزار و یک شب»؛ جاه‌طلبی پرزرق‌وبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستاره‌ها

رابرت دنیرو، بازیگر سرشناس هالیوود، با انتقاد شدید از دونالد ترامپ، او را «یک ظالم نژادپرست، زن‌ستیز و بیگانه‌هراس» توصیف کرد و گفت آمریکای ترامپ را دوست ندارد.
سایت خبرآنلاین

اتهام‌های کودک‌آزاری در «مایکل ۲» از زاویه دید جکسون روایت می‌شوند

از لقب تا نام خانوادگی؛ ایرانیان چگونه صاحب «فامیلی» شدند؟
سایت خبرآنلاین

از لقب تا نام خانوادگی؛ ایرانیان چگونه صاحب «فامیلی» شدند؟

ورود نام خانوادگی به زندگی عمومی ایرانیان حاصل یک تصمیم ناگهانی نبود. این اتفاق طی چند مرحله، از اواخر دوره قاجار تا سال‌های نخست حکومت پهلوی، شکل گرفت و سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به الزام عمومی رسید.
داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!
خبرگزاری ایسنا

داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!

سال‌هاست از کریستینا شربک با لقب «محبوب‌ترین جاسوس چرچیل» یاد می‌شود اما آیا چرچیل واقعا چنین جمله‌ای گفته بود؟ زندگی این مامور مخفی آن‌قدر پرماجراست که حتی بدون افسانه‌ها هم شبیه یک رمان جاسوسی به نظر می‌رسد.
آوتیس سلطان‌زاده؛ معمار حزب کمونیست ایران
سایت رویداد‌ ۲۴

آوتیس سلطان‌زاده؛ معمار حزب کمونیست ایران

«آوتیس میکائیلیان»، ملقب به «آوتیس سلطان‌زاده»، یکی از مهمترین فعالان و نظریه‌پردازان تاریخ چپ در ایران است. سلطان‌زاده حیاتی پربار، و سرنوشتی عمیقا تراژیک داشت. متن زیر از خلال اسناد، متون و مقالاتی نوشته شده که اولا جملگی در سال‌های اخیر از طبقه‌بندی دولتی خارج شده‌اند و دوما دسترسی به آنها نیز دشوار …
    
چطور به شیعیان گفتند امام زمان(عج) هست اما دیده نمی‌شود؟
خبرگزاری ایسنا

چطور به شیعیان گفتند امام زمان(عج) هست اما دیده نمی‌شود؟

تولد پنهان، وکلای سری، ۴۰ عقیقه و یک عمه‌ی شاهد؛ این موارد راه‌حل‌های امام عسکری (ع) برای گفتن یک حقیقت بزرگ بود: امام هست ولی دیده نمی‌شود.
خبرگزاری ایسنا

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

سایت عصرایران

یکی از مشهورترین سکانس‌های ضدجنگ تاریخ سینما (تماشا کنید)

خبرگزاری ایسنا

فیلم / «سینمای ایران واقعیت تا آینده»

حصاری بر حصارهای ارتباطات بین‌المللی هنرمندان/ هم «صادرکننده مجوز» و هم «مولف» مجازات می‌شوند
سایت خبرآنلاین

حصاری بر حصارهای ارتباطات بین‌المللی هنرمندان/ هم «صادرکننده مجوز» و هم «مولف» مجازات می‌شوند

سعید رجبی‌فروتن، عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینما و از مدیران باسابقه این حوزه، معتقد است ماده ۲۷ طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» و تبصره‌های ۱ و ۲ و ۳ آن، با چنان عبارات کلی تقریر شده است که راه را بر هر گونه تفسیر موسع می‌گشاید و می‌تواند پیشاپیش گریبان هر هنرمندی …
شبکه کتاب تعطیل شد ؛ شعار کتابخوانی بدون پشتوانه عملی
سایت عصرایران

شبکه کتاب تعطیل شد ؛ شعار کتابخوانی بدون پشتوانه عملی

شبکه کتاب که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکو...
ماجرای توهم توطئه داریوش چیست؟
سایت عصرایران

ماجرای توهم توطئه داریوش چیست؟

شاید بتوان جنجال توهم توطئه» را نه فقط اختلاف بر سر یک آهنگ بلکه اختلاف بر سر یک سؤال قدیمی دانست در توضیح وضعیت امروز ایران سهم «قدرت» بیشتر است یا سهم فرهن...
درس‌گفتارهایی حکمت‌آمیز در جهانی معناباخته!
روزنامه توسعه ایرانی

درس‌گفتارهایی حکمت‌آمیز در جهانی معناباخته!

محمدحسن خدایی علی شمس در نمایشنامه آبجی ها و آقاجان به خانواده ای می پردازد که کمابیش آشنا به نظر می آید اما چیزی که در
جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟

اما اهمیت «ادیسه» نولان در این نیست که بالاخره یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان را با امکانات عظیم سینمای معاصر به تصویر کشیده است. اهمیت واقعی فیلم در پرسشی است که زیر تمام این شکوه و هیاهو جریان دارد:آیا انسان واقعاً می‌تواند به خانه بازگردد؟
دو اسطوره سینما که رابطه خوبی با هم نداشتند | ژان پیر ملویل علیه لینو ونتورا
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

دو اسطوره سینما که رابطه خوبی با هم نداشتند | ژان پیر ملویل علیه لینو ونتورا

اگر دلون برای ملویل «شیک و رام» بود، ونتورا یک «صخره سرکش» بود که ملویل باید با تیشه‌زدن‌های روانی و ایجاد اصطکاک، فرم دلخواهش را از دل آن تراش می‌داد.
بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیب‌ها تا توضیحات سایت فروش بلیت
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیب‌ها تا توضیحات سایت فروش بلیت

بازار سیاه بلیت، این روزها به یکی از پرتکرارترین موضوعات تئاتر تبدیل شده است. در شرایطی که شمار زیادی از تماشاگران امکان مالی خرید بلیت‌های رسمی‌۵۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومانی بعضی نمایش‌ها را ندارند، بازار سیاه این بلیت‌ها با چند برابر قیمت اصلی ظاهرا پررونق است.
سایت خبرفوری

سفر در زمان؛ آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار

باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟
خبرگزاری ایسنا

باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟

باستان‌شناسان در هفتمین فصل کاوش غار قلعه کرد، احتمال می‌دهند به سنگواره‌های بیشتری از انسان‌تباران دوره پلیستوسن، از جمله بقایای احتمالی نئاندرتال‌ها، انسان هوشمند کهن، انسان هایدلبرگ و دیگر گونه‌ها یا جمعیت‌های انسانی این دوره، دست یابند. قلعه کرد، غاری است که پیش‌تر در آن یک دندان شیری متعلق به کودکی …
سایت خبرفوری

هجوم گردشگران به خاطر شیرینی

شاهکار درخشان دوره صفوی + عکس
خبرگزاری ایسنا

شاهکار درخشان دوره صفوی + عکس

ابریشم، نخ‌های فلزی و نقش‌هایی که گاه روایت‌هایی از شکار، ادبیات و طبیعت را در خود جای داده‌اند، زربُفت ایرانی را به یکی از درخشان‌ترین جلوه‌های هنر نساجی ایران تبدیل کرده‌اند؛ هنری که در دوره صفوی به اوج رسید و نمونه‌هایی از شاهکارهای آن امروز در موزه‌های ایران و جهان دیده می‌شود.