
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، شانزدهمین جلسه از سلسله کارگاههای داستاننویسی خاتم (ص)، عصر شنبه ۲۴ مرداد (۱۴۰۵) با تدریس علی ارسنجانی در سرای اهل قلم برگزار شد. در این جلسه داستان «راز دریاچه نامرئی» نوشته علیرضا بختیاریفر که رتبه دوم هشتمین دوره جشنواره خاتم (ص) در بخش کودک و نوجوان را به دست آورده است، نقد و بررسی شد.
ارسنجانی پس از خوانش کامل داستان «راز دریاچه نامرئی» برای حاضران، بر اهمیت پایانبندی تاکید کرد: ما داستان مینویسیم که توضیح ندهیم. مهمتر از آن، داستان میخوانیم که توضیح نشنویم. وقتی همهچیز را مستقیم در داستان بگوییم، دیگر خواننده چه چیزی برای کشف دارد؟
وی درباره مفهوم راز در ادبیات افزود: راز یعنی بروی و چیزی را ببینی و درک کنی، اما نتوانی آن را به کسی بگویی. اینطور راه کشف برای دیگران همیشه باز میماند. در هفتپیکر، همه سیاهپوشاند و هیچکس نمیگوید چرا. راوی خودش میرود و سیاهپوش میشود و او هم دیگر به کسی نمیگوید. سعدی هم میگوید «این گمشدگان در طلبش بیخبرانند/ کان را که خبر شد خبری باز نیامد». راز باید در دل داستان بماند.
ارسنجانی سپس به ضرورت روشنبودن منطق جهان داستان پرداخت: وقتی واقعیت و خیال با هم ترکیب میشوند، داستان باید تکلیفش را روشن کند. یا جهان کاملاً رئال است، یا همهچیز فانتزی است. اگر قرار است فانتزی باشد، شخصیتها هم باید وارد فضای فانتزی شوند. ما نباید پدیدهای را طوری مطرح کنیم که نوجوان فکر کند واقعی است و در فضای وب یا واقعیت دنبالش بگردد. اگر جهان خیالی درست ساخته شود، دیگر کسی سرچ نمیکند که ببیند واقعی است یا خیر؟
او با اشاره به نمونههای موفق جهانسازی در ادبیات کودک و نوجوان گفت: بچهها میدانند هری پاتر واقعی نیست؛ اما جهانش را باور میکنند؛ دوستش دارند و از آن دفاع میکنند. در داستانهایی که واقعیت و خیال را با هم ترکیب میشوند، بهتر است سه بخش داشته باشیم: ابتدا شخصیتها به قصد دیدن یک چیز خیالی راه میافتند؛ در میانه وارد فضای سوررئال میشوند و در پایان از آن جهان بیرون میآیند.
مدرس کارگاه داستاننویسی خاتم (ص) درباره زاویه دید داستان، اشاره کرد: زاویه دید داستان «راز دریاچه نامرئی» کاملاً دوربینی و از نگاه یک کودک است. او خیلی چیزها را نمیداند، اما میبیند و روایت …



![[حامد خزایی] عصر مصرف فوری](/news/u/2026-08-22/ettelaat-cyogu.jpg)









