
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در شرایطی که شبکه نمایش خانگی بیش از هر زمان دیگری نیازمند انضباط قانونی و صیانت از حافظه تاریخی جامعه است، کلید خوردن پروژه «ماهدخت» به عنوان سومین گانه تینا پاکروان، پرده از یک روند خطرناک و سازمانیافته از قانونگریزی، فریب افکار عمومی و عادیسازی تولیدات زیرزمینی برداشته است.
این جریان که پیشتر با حواشی مسموم سریال «تاسیان» و چالشهای فرسایشی با نهاد تنظیمگر (ساترا) مرزهای قانونمداری را جابهجا کرده بود، اکنون با انتشار اخبار کذب درباره اخذ مجوز و لجبازی آشکار با ساختارهای حاکمیتی، زنگ خطری جدی برای متولیان امر به صدا درآورده است؛ روندی که در آن تحریف تاریخ معاصر و تطهیر چهره پهلوی با ساختارشکنی در ملأ عام پیوند خورده است.
بحران نظارت یا تداوم ولنگاری رسانهای؟
عادیسازی تولیدات زیرزمینی و ساختارشکنیهای زنجیرهای در بستر نمایش خانگی، دیگر یک مسئله موردی یا خطای ساده رسانهای نیست؛ بلکه به یک رویه جریانساز تبدیل شده است که امنیت روانی و حافظه تاریخی جامعه را هدف قرار میدهد.
پرونده فعالیتهای اخیر تینا پاکروان و حواشی پرشمار پیرامون آثار او، ابعاد تازهای از ناکارآمدی سازوکارهای نظارتی و گستاخی در برابر قانون را عیان ساخته است.
انتشار شایعات اخیر درباره اخذ مجوز ساخت سریال «ماهدخت» — که پیگیریهای رسمی آن را کاملاً کذب اعلام کرد — نشان داد که حامیان این جریان نهتنها تن به پذیرش قانون نمیدهند، بلکه با ابزار فریب افکار عمومی به دنبال مشروعیتبخشی به فعالیتهای غیرقانونی خود هستند.
از «خاتون» تا «تاسیان»؛ تحریف تاریخ و گمراهی مخاطب
نگاهی به کارنامه سازنده آثار موسوم به سهگانه «روزی روزگاری ایران»، گویای رویکردی منقطع از واقعیتهای اجتماعی است. سریال «تاسیان» به عنوان بخش دوم این پازل، با فضایی فانتزی و منقطع از واقعیتهای تاریخی دهه چهل و پنجاه خورشیدی، نقشی تخریبی در بازنمایی تاریخ ایفا کرد.
منتقدان بارها متذکر شدند که این اثر با ترسیم ساختاری مدرن، نظم اجتماعی و امنیتی مطلوب از دوران پهلوی، و تقلیل رخدادهای کلان سیاسی به روابط فردی و مثلثهای عشقی، به نوعی به سفیدسازی چهره آن حکومت پرداخته است. در این فضا:
- مأموران ساواک به جای چهرههای خشن …












