
بهمن اكبري
تصميم ترامپ براي كاهش چشمگير سطح مانورهاي نظامي مشترك امريكا و كره جنوبي، در ظاهر اقدامي نظامي و هزينهمحور است؛ اما در عمق خود حامل پيامي است ژئوپليتيكي كه نميتوان آن را از تحولات شبهجزيره كره، تجربه نخستين دوره رياستجمهوري ترامپ و حتي رويكرد او به پرونده هستهاي ايران جدا كرد. اهميت ماجرا نيز دقيقاً در همين نقطه است: آنچه امروز در سئول و واشنگتن رخ ميدهد، بخشي است از بازتعريف مناسبات امنيتي امريكا در شرق آسيا و نشانهاي است از تغيير محاسبه واشنگتن درباره هزينههاي حضور نظامي در خارج از مرزهاي خود. ترامپ در شبكه اجتماعي «تروث سوشال» اعلام كرده است كه روابط «بسيار خوب» او با كيم جونگ اون، رهبر كره شمالي، در تصميمش براي كاهش مانورها نقش داشته است. او اين رزمايشها را «پرهزينه» و حامل «پيامي خصمانه» دانسته و بار ديگر بر اين نكته تأكيد كرده كه بخش عمده هزينههاي امنيتي متحدان امريكا را واشنگتن پرداخت ميكند. اما اين موضع، براي كساني كه تاريخ سياست ترامپ در قبال كره شمالي را دنبال كردهاند، چندان غافلگيركننده نيست. ترامپ در نخستين دوره رياستجمهوري خود نيز مانورهاي مشترك امريكا و كره جنوبي را «پرهزينه» توصيف كرد و در مقطعي با توقف يا كاهش آنها موافقت كرد؛ اقدامي كه در آن زمان با استقبال پيونگيانگ روبهرو شد و همزمان نگرانيهايي را در سئول درباره اعتبار تعهد امنيتي امريكا برانگيخت. رزمايش سالانه «سپر آزادي اولچي» اساساً براي افزايش آمادگي نيروهاي امريكا و كره جنوبي در برابر احتمال حمله كره شمالي برگزار ميشود. از نگاه سئول، اين مانورها تنها نمايش قدرت نيست، بلكه بخشي از «معماري بازدارندگي» در برابر همسايه شمالي بهشمار ميرود. ازاينرو كاهش سطح آنها ميتواند، حتي در كوتاهمدت تنش را كاهش دهد و در بلندمدت پرسشهايي درباره توازن ميان «ديپلماسي» و «بازدارندگي» ايجاد كند.
نكته قابل تأملتر، پيوندي است كه ترامپ ميان اين تصميم و پرونده هستهاي ايران برقرار كرده است. او از امتناع كره جنوبي از مشاركت در گفتوگوهاي مرتبط با برنامه هستهاي ايران و تلاشهاي امريكا براي از بين بردن تأسيسات هستهاي ايران سخن گفته است. اين اشاره نشان ميدهد كه در ذهن ترامپ، پروندههاي امنيتي شرق آسيا و خاورميانه الزاماً موضوعاتي مستقل نيست؛ بلكه در چارچوبي واحد از «تقسيم …











