
خیانت بهعنوان محکمترین انگیزه در دعاوی خانواده، همیشه با یک قرار پنهانی آغاز نمیشود. گاهی با یک پیام ساده شروع میشود؛ با یک «سلام» که کمکم صمیمیتر میشوند، با گفتوگویی که از ساعات معمول فراتر میرود یا با رابطهای که فرد ترجیح میدهد همسرش از آن بیخبر بماند. در چنین وضعیتی، مسئله فقط محتوای پیامها نیست؛ مسئله، پنهانکاری، جابهجایی عاطفه و شکلگیری دنیایی مجازی بین دو زن و مرد است که شریک زندگی در آن جایی ندارد.
فضای مجازی امکان ارتباط با دیگران را آسان، سریع و بیهزینه کرده است. به برکت شکوفایی علم، این روزها، دسترسیها افزایش یافته، ارتباطات سریع و آسان شده و آنچه در واقعیت مذموم بود، در بستر فضای مجازی، کاملاً مجاز تلقی میشود. اگرچه این روزها ما از لحاظ تکنولوژی و هوش مصنوعی توانگریم ولی از لحاظ تحلیل و مقاصد حرکت زندگی عاجزیم، این است که نتیجه تکنولوژی را در راهروهای دادگاه خانواده شاهدیم. تکنولوژی با تمام زرق و برق باشکوهش، با پنبه سر میبرد. مثل آنکه خودرویی لوکس و فوقمدرن به فردی بدهند، اما طریقه استفاده از آن را در بزرگراهها و پیچها نداند. انسان میتواند در چند ثانیه به کسی نزدیک شود، تصویری تازه از خود بسازد و بدون آنکه با پیامدهای رابطه در جهان واقعی روبهرو شود، احساس دیدهشدن و خواستنیبودن را تجربه کند. همین ویژگی، مرز میان کنجکاوی، دوستی، صمیمیت و خیانت را مبهم کرده و انسان کنونی را در تلاطم دادههای متنوع کدنویسیشده، بدون شناخت منزلگاه نجات، غرق نموده است.
«خیانت خاموش» از آن جهت خاموش است که اغلب بدون صدا و نشانهای آشکار رخ میدهد. نه لزوماً دعوایی در میگیرد و نه همیشه اثری فیزیکی باقی میماند. اما اعتماد، آرامآرام فرسوده میشود. رابطهای که زمانی بر گفتوگو و حضور متقابل بنا شده بود، در سکوت صفحههای پنهان تلفن همراه ترک برمیدارد.
راهروهای دادگاه خانواده، مملو از خانمهایی است که وقتی ما وکلا از آنها میپرسیم چه شده است در یک کلمه میگویند: خیانت!، یعنی آن مرگ عاطفی و خاموش که مسبب آن فضای مجازی است، رفته رفته و آهسته آهسته، ریشه دوانده و به عالم واقعیت رخنه کرده و زمینهساز یک خیانت تمامعیار را ایفا نموده است، دقیقاً مثل اعتیاد!
اعتیاد فقط وابستگی به افیون نیست، میتواند اعتیاد به اینترنت …












