
۱۸۰ شب حضور مردم در خیابانهای ایران، برای دشمن فقط یک تصویر اجتماعی نیست؛ یک شکست راهبردی است. ملتی که شش ماه پس از آغاز جنگ، خیابان را به میدان وحدت تبدیل کرده، برای ائتلافی که قرار بود با جنگ، محاصره و فشار اقتصادی ایران را به زانو درآورد، یک پیام روشن دارد؛ جنگ را نمیتوان با موشک به پایان رساند، اما دشمن پیام را گرفته است. وقتی میدان نظامی، فشار اقتصادی و جنگ روایت به نتیجه مطلوب نرسیده است، سراغ نقطهای میرود که بتواند هزینه پیروزی را برای ایران از درون افزایش دهد؛ گسلهای اجتماعی.
اکنون سه گسل بیش از همه در معرض این قمارند: معیشت، فرهنگ و هویت. گسل چهارم در حاشیه مرزهای شرقی و غربی، یعنی تحرکات تجزیهطلبانه، میتواند به این زنجیره متصل شود. اگر این سه گسل به یکدیگر پیوند بخورند، مسئله از «نارضایتی» به «بحران» تغییر ماهیت میدهد. یادمان نرود که فتنه بنزینی آبان ۹۸ یک درس روشن داشت. یک تصمیم اقتصادی شتابزده، وقتی با ضعف اطلاعرسانی و انباشت نارضایتی همراه شد، به فرصتی برای دشمن تبدیل شد. امروز نیز تجربه گذشته پیش روی ماست؛ با این تفاوت که دشمن با تجربه شش ماهه جنگ ترکیبی، ابزارهای بیشتری در اختیار دارد؛ شبکههای اجتماعی، عملیات روانی، روایتسازی، حسابهای جعلی، شایعه، نفوذ، تحریکات قومی و فعالسازی شبکههای معارض.
صف بنزین را ببینید! در متن جنگ، وقتی مردم ساعتها در برابر جایگاهها منتظر میمانند و محدودیت عرضه سوخت به یک تصویر روزمره تبدیل میشود، دیگر بیش از مسئله مدیریت، یک مسئله و موضوع رسانهای و امنیتی است. وقتی گزارش صفهای طولانی بنزین، تعطیلی برخی جایگاهها و محدودیت عرضه در شماری از مناطق کشور در دنیای خبر (به ویژه فضای رها شده مجازی) برجسته میشود، در چنین شرایطی لازم نیست دشمن دروغ بسازد، کافی است یک واقعیت تلخ را از قاب خودش بیرون بکشد و در قاب مورد نظر خود قرار دهد: «محدودیت سوخت» را به «فروپاشی» تبدیل میکند؛ «خطای مدیریتی» را «ناتوانی نظام» مینامد و «نارضایتی معیشتی» را به «نارضایتی از اصل نظام» ترجمه میکند و این همان نقطهای است که جنگ روایت به جنگ خیابان تبدیل میشود. بنابراین نسخه مقابله، امنیتی کردن جامعه نیست؛ بستن منافذی است که دشمن از آنها وارد جامعه میشود. دولت باید هر تصمیم حساس اقتصادی را پیش از اجرا، …












