
جوان آنلاین: کتاب «کافه جلبک» روایتی مستند و ملموس از پیوند بیوتکنولوژی با معیشت مردم یک روستا در استان بوشهر است. این اثر فراتر از یک گزارش علمی یا شرکتی، زیست اجتماعی، فرهنگ کار جمعی و همراهی اهالی روستا با یک نخبه فناوری را به تصویر میکشد؛ مسیری که نقطهعطف آن افتتاح رسمی مجموعه در سال ۱۴۰۱ ازسوی شهید آیتالله رئیسی بود. با پژمان عرب که تحقیق این کتاب را بر عهده داشته، گفتوگو کردیم.
درباره رویکرد روایی کتاب و عبور از گزارشهای پیچیده بیوتکنولوژی توضیح دهید. شما در این کتاب، در واقع، بیشتر روایتی از زندگی سوژه در تلاش برای رسیدن به اهدافش ارائه دادهاید.
ما از ابتدا هم قصد نداشتیم یک کتاب علمی یا فناورانه بنویسیم. این کتاب، روایت زندگی و تجربههای آقای جاوید اسفندیاری در مسیری است که طی کردهاند تا بتوانند این مجموعه را شکل بدهند و به نتیجه برسانند. در واقع، موضوع اصلی کتاب، چگونگی کار و روایت فراز و فرودهای این مسیر است، نه آموزش فناوری. از همان ابتدا هم تصمیم نداشتیم وارد جزئیات علمی شویم؛ مثلاً توضیح بدهیم جلبک چگونه پرورش داده میشود، فرایند تولید پودر جلبک چیست، یا از مرحله آزمایشگاه تا رسیدن به مزرعه و تولید صنعتی چه اتفاقاتی رخ میدهد. آنچه برای ما اهمیت داشت، قصه آدمها و روایت شکلگیری این مجموعه بود؛ اینکه آقای اسفندیاری چگونه با همراهی و مشارکت مردم محلی توانستند این تعاونی را راهاندازی کنند، با چه موانع و چالشهایی روبهرو شدند و چگونه آنها را پشت سر گذاشتند. بنابراین، اگرچه بستر داستان یک فعالیت دانشبنیان و فناورانه است، اما آنچه مخاطب با آن همراه میشود، روایت انسانها، تصمیمها، تلاشها و تجربههای واقعی است؛ روایتی که برای هر مخاطبی، حتی بدون داشتن پیشزمینه علمی، قابلفهم و جذاب خواهد بود.
خوب است درباره چگونگی مواجهه با قهرمان داستان و پرهیز از ساختن یک چهره بینقص توضیح دهید. شکستهایی که یک قهرمان واقعی را میسازند.
تصور من درباره آقای اسفندیاری این نیست که بخواهیم ایشان را صرفاً در قالب یک تیپ از مدیران موفق و نخبه قرار دهیم. ایشان بیش از آنکه یک تیپ باشند، یک شخصیت واقعیاند؛ جوان نخبه و فناور، بسیار صمیمی و دلسوز که ابعاد مختلف زندگیاش را بدون تعارف و پنهانکاری برای ما روایت کردند. اگر صفحات …











