
زمانی که من به عنوان یک افسر دونپایه در دریا مستقر بودم، از نقاط عطف برای ردیابی گذر زمان استفاده میکردم. هر روز اهمیت داشت: یک توقف در بندر، زمانی که فرصت استراحتی در خشکی از یکنواختی دریا داشتید؛ «مراسم عبور از خط» هنگام عبور کشتی از استوا (که متأسفانه در آخرین لحظه برای کشتی من لغو شد)؛ و در نهایت، تاریخی که میدانستم بدون توجه به هر چیزی، به خانه بازخواهم گشت. حتی در بدترین روزها، آن نقطه پایان به من کمک میکرد تا بر مأموریت تمرکز کنم و دلیلی برای امیدوار بودن داشته باشم.
ناو یواساس آبراهام لینکلن در ماه نوامبر بندر اصلی خود، سندیگو، را ترک کرد و قرار بود در ماه مه به خانه بازگردد. این اتفاق رخ نداد. در اواسط این ماه، این ناو از ۲۴۰ روز استقرار مداوم در دریا فراتر رفت؛ یکی از طولانیترین دورههای استقرار ثبتشده؛ و تنها یک توقف کاری کوتاه در بندر در اوایل ماه گذشته داشت، جایی که به نظر میرسد ملوانان اجازه پیادهشدن نداشتند و با دیدن خشکی، همچنان در دریا ماندند. ۵۰۰۰ ملوان و تفنگدار دریایی مستقر در این ناو در حال انجام عملیاتهای جنگی مداوم بودهاند و با تمدید پیدرپی مأموریت و دسترسی غیرقابلاطمینان به غذا، لوازم بهداشتی اولیه و پست مواجه بودهاند.
این کشتی نام رئیسجمهوری را بر خود دارد که در دومین سخنرانی تحلیف خود قول داد از کسانی که «نبرد را متحمل شدهاند» و خانوادههایشان مراقبت کند. رفتار با افراد حاضر در این ناو آن قول را زیر پا میگذارد؛ و این محدود به همین یک کشتی در این استقرار بسیار طولانی نیست. بلکه بحران لینکلن الگویی از بیاعتنایی و بیرحمی نسبت به پرسنل نظامی را روشن کرده است، افرادی که سوگند یاد کردهاند از قانون اساسی ایالات متحده آمریکا حمایت و دفاع کنند. آنها متعهد شدهاند که در مسیر خطر قدم بگذارند، اما نه اینکه مورد غفلت قرار گیرند یا با بیاحترامی از سوی بالاترین سطوح زنجیره فرماندهی مواجه شوند.
ارتش سابقاً درک میکرد که رفاه نیروها برای توانایی انجام وظیفه آنها مرکزی است؛ و بهبود کیفیت زندگی برای افراد در نیروهای مسلح نه فقط یک امر مطلوب، بلکه یک ضرورت است. از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳، من به عنوان مدیر موقت تابآوری نیرو در وزارت نیروی دریایی خدمت کردم، جایی که به عنوان بخشی از تلاشی برای حمایت از سلامت روان ملوانان و تفنگداران …












