
آرمان امروز- وحید استرون: پس از هر جنگ یا اتفاقی مانند زلزله، سیل و… در بازسازی یک شهر آسیبدیده، معمولاً نخستین چیزهایی که به چشم میآیند، ساختمانها، خیابانها، پلها و زیرساختهایی هستند که باید دوباره ساخته شوند. اما در میان این خرابیهای قابل مشاهده، خسارتهایی هم وجود دارند که نه در آمار ساختوساز دیده میشوند و نه در تصاویر خرابهها؛ آسیبهایی که در ذهن و روان آدمها باقی میمانند. جامعهای که جنگ، بلایای طبیعی، ۳ سال سخت درگیر با کرونا و مرگ هزاران نفر از هموطنانانمان، فشار اقتصادی و تنشها را تجربه کرده است، فقط به بازسازی خانهها و زیرساختها نیاز ندارد. بخشی از آن جامعه نیز ممکن است در درون خود فرسوده شده باشد؛ فرسودگیای که گاهی در قالب خستگی، بیحوصلگی، عصبانیت، بیاعتمادی، کاهش امید و میل کمتر به مشارکت اجتماعی خود را نشان میدهد. غلامرضا ظریفیان، معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات، با اشاره به نتایج یک پیمایش افکار عمومی، بر همین مسئله تأکید دارد. او معتقد است «نباید نتایج پیمایشها را مطلق و قطعی تلقی کرد، اما این دادهها میتوانند بخشی از واقعیت جامعه را نشان دهند. یکی از مهمترین پیامهای این نتایج، قرار گرفتن جامعه در وضعیت «فرسایش روانی» است؛ وضعیتی که در جریان جنگها و بحرانهای بزرگ کمتر مورد توجه قرار میگیرد، زیرا معمولاً نگاهها به سمت بازسازی مادی و زیرساختی میرود، در حالی که جامعه به همان اندازه و حتی شاید بیش از آن، به ترمیم روحی و روانی نیاز دارد. این گزاره، وقتی در کنار تجربه چند دهه اخیر جامعه ایران قرار میگیرد، معنای جدیتری پیدا میکند.
پنج دهه فشار و انباشت بحران
جامعه ایران در نزدیک به پنج دهه گذشته، دورهای طولانی از تغییر و بحران را پشت سر گذاشته است. انقلاب، تنشهای پس از انقلاب، جنگ ایران و عراق، فشارهای اقتصادی و اجتماعی، تحولات سیاسی و بحرانهای سالهای اخیر و اعتراضات و در پایان ۳ جنگ همه جانبه بر علیه کشور و مردم ایران که هرکدام به نوعی بر تجربه جمعی ایرانیان اثر گذاشتهاند. انقلاب یک تحول بزرگ سیاسی و اجتماعی بود و مانند هر تحول بنیادین، با تغییر، تعارض و اصطکاک همراه شد. گروههای مختلف جامعه در آن دوره با مطالبات و تصورات متفاوتی از آینده مواجه بودند و همین تفاوتها زمینهساز تنشهایی شد که آثار آن تنها …









![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)


