
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سمانه ناظریان-پژوهشگر حوزه حکمرانی و مدرس دانشگاه: طرح موضوع شرایط احراز سمت شهردار و تأکید بر برخی رشتههای تحصیلی مشخص برای تصدی این مسئولیت، در ماههای اخیر بار دیگر یک پرسش مهم را پیشروی نظام حکمرانی قرار داد: آیا اداره شهرهای پیچیده امروز، بیش از هر چیز به تخصص رشتهای نیاز دارد یا به شایستگی حکمرانی؟ این پرسش البته به شهرداری محدود نمیشود؛ شهردار فقط یکی از مصادیق مسئلهای بزرگتر است. مدیران ارشد عمومی در ایران بر چه اساسی باید انتخاب و منصوب شوند؟ براساس مدرک تحصیلی و عنوان سمتهای پیشین یا بر مبنای مجموعهای از شایستگیها و کارنامهای که توانایی واقعی آنان را در حل مسئله و خلق نتیجه نشان میدهد؟
مسئله فقط ساخت پل و بزرگراه نیست
تأکید بر رشتههایی مانند عمران، شهرسازی، معماری، حقوق و مدیریت، در نگاه نخست میتواند اقدامی منطقی برای تضمین حداقل دانش تخصصی مورد نیاز مدیریت شهری باشد، اما مسئله از جایی آغاز میشود که تخصص رشتهای، بهجای آنکه یکی از مؤلفههای شایستگی باشد، به معیار اصلی یا حتی تعیینکننده انتخاب مدیر تبدیل شود. شهرداری، بهویژه در کلانشهری مانند تهران، صرفا سازمانی برای ساخت پل، بزرگراه، بوستان یا اجرای پروژههای عمرانی نیست. مدیریت شهری امروز با مجموعهای از مسائل درهمتنیده مواجه است؛ از آلودگی هوا، ترافیک و فرسودگی زیرساختها گرفته تا مسکن، محیط زیست، آسیبهای اجتماعی، اقتصاد شهری، فرهنگ و سرمایه اجتماعی. در چنین محیطی، مدیر ارشد نه میتواند شخصا متخصص همه این حوزهها باشد و نه قرار است همه پاسخها را در ذهن خود داشته باشد. وظیفه اصلی او، هدایت یک سیستم پیچیده، ساختن تیم حرفهای، ایجاد هماهنگی میان بازیگران و تبدیل دانش تخصصی به تصمیم و نتیجه است.
از «شهردار تکنوکرات» تا «راهبر حکمرانی»
در ادبیات معاصر حکمرانی شهری، شهر بیش از آنکه مجموعهای از پروژهها و سازمانهای منفرد باشد، یک سیستم پیچیده از بازیگران عمومی، خصوصی و مدنی است. در چنین سیستمی، نقش مدیر …












