
به گزارش گروه رسانهای شرق،
فردین مصطفایی: در شهرستانهای سقز (شمال استان کردستان) و بوکان (جنوب استان آذربایجان غربی) و اطراف، فعالیت و رنج تابستانی برای گروهی از زنان پیش از طلوع آفتاب آغاز میشود. آنها ساعت چهار، پنج صبح راهی مزارع میشوند و تا عصر به کار ادامه میدهند. پس از بازگشت به خانه نیز شیفت دوم کار آغاز میشود؛ این بار بدون دستمزد. پشت محصولی که از مزارع نخود و دیگر محصولات کشاورزی منطقه به بازار میرسد، نیروی کاری قرار دارد که کمتر دیده میشود؛ زنانی که برای تأمین هزینههای زندگی، بدن خود را در سختترین شرایط به کار میگیرند، اما از بسیاری از حمایتهای رسمی بازار کار بیبهرهاند. اگرچه آمار دقیق و تفکیکشدهای از نرخ بیکاری و مشارکت اقتصادی زنان در شهرستانهای سقز و بوکان در دسترس نیست، اما شاخصهای اقتصادی در سطح استانی، تصویری از فشار معیشتی موجود ارائه میکنند. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران در بهار ۱۴۰۵، استان کردستان با شاخص فلاکت بیش از ۱۱۱ درصد و آذربایجان غربی با شاخصی حدود ۱۰۴ درصد، در میان استانهای دارای بالاترین میزان شاخص فلاکت قرار داشتهاند. این شاخص که ترکیبی از نرخ تورم و بیکاری است، نشاندهنده فشار همزمان افزایش قیمتها و محدودیت فرصتهای شغلی بر خانوارهاست. البته شاخص فلاکت بهتنهایی وضعیت اقتصادی زنان را اندازهگیری نمیکند و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که فقر یا بیکاری زنان در این استانها الزاما بیشتر از مردان است. با این حال، قرارگرفتن این دو استان در میان مناطق با شاخص فلاکت بالا، زمینه اقتصادی مهمی برای فهم گسترش مشاغل فصلی و ناپایدار از جمله اشتغال زنان در بخش کشاورزی را فراهم میکند. در اقتصاد خانوارهای کمدرآمد، زمانی که درآمد دیگر پاسخگوی هزینههای زندگی نیست، «انتخاب شغل» بهتدریج جای خود را به «ناچاری برای کارکردن» میدهد. از این منظر، افزایش حضور زنان در مشاغل فصلی را نمیتوان صرفا نشانهای از افزایش مشارکت اقتصادی آنها دانست؛ این پدیده در بسیاری از موارد، بازتابی از تورم، کاهش قدرت خرید، کمبود فرصتهای …












