
از آن روز که شعار «تابآوری از فرد تا فرهنگ» را بر تارک مأموریت ملی تابآوری فرهنگی هویتمحور نشاندیم و بر آن مهر تصویب زدیم، باوری در جان ما ریشه دوانده است که هیچ طوفانی آن را نلرزانده و هیچ گردشی آن را از یاد نبرده است: تابآوری، واژهای نیست که در حاشیهی هیچ دانشنامهای خلاصه شود؛ حقیقتی است زنده، فراگیر و چندچهره که از جانِ فرد سر برمیآورد و تا سرنوشت خانواده، جامعه، فرهنگ، اقتصاد و فردای یک ملت امتداد مییابد.
نه در دفتر روانشناسی محبوس میماند و نه در قفس جامعهشناسی زندانی؛ تابآوری، نامِ گشودهی پیوند انسان با جهان است.
ما هرگز تابآوری را در یک رشته، یک نهاد یا یک قلمرو زندانی نکردهایم. باور قلبی ما این بوده و هست که فهم این حقیقت، جز از راه مشارکت و پیمایش در فضاهای بینرشتهای میسر نیست؛ آنجا که روانشناسی با اقتصاد دست میدهد، جامعهشناسی با ادبیات همسخن میشود، معماری با آیین پیوند میخورد، رسانه با دانشگاه همنوا میگردد و هویت با معیشت در یک آینه رخ مینماید. هیچیک از اینها بهتنهایی تابآوری را نمیسازد؛ اما همه با هم، بافت زندهای میبافند که ملتی را در برابر گردش روزگار استوار نگاه میدارد. از فرد تا فرهنگ؛ از جان تا تمدن
تابآوری، اگرچه از فرد آغاز میشود، اما در فرد متوقف نمیماند؛ زیرا فرد، حلقهی زنجیرهای است بزرگ. فرد تابآور، خانواده را استوار میپرورد؛ خانوادهی تابآور، محله و اجتماع را پابرجا میدارد؛ اجتماع تابآور، فرهنگ را از گسست و فراموشی نگاه میدارد؛ و فرهنگ تابآور، به اقتصاد جهت میدهد، به سیاست معنا میبخشد و چراغ آیندهی یک ایران را روشن نگاه میدارد.
پس «از فرد تا فرهنگ» نه یک عبارت آراسته و نه عنوانی تبلیغاتی، که نقشهی راهی است برای فهم پیوستگی انسان، از فرد تا فرهنگ همچنان ترانه تاب آوری ماست که از دبیرخانه ماموریت ملی دانشگاه حکیم سبزواری ، از خانه تاب آوری و این روزها از عصر اقتصاد شنیده میشود.
«از فرد تا فرهنگ» جامعه و سرزمین؛ نقشهای که بر آن نوشتهایم: «هیچ عرصهای از زندگی ایرانی را نمیتوان جدا از عرصههای دیگر فهمید.»
امروز، به مهر پروردگار، با همراهی و همافزایی رسانهی وزین عصر اقتصاد ، گامی دیگر در همین راه برداشتهایم؛ گامی که خود بهترین گواه بر درهمتنیدگی و چندوجهیبودن …












