
در گرمای ذوبکننده عصر هفتم مردادماه، سالن مؤسسه رحمان از افراد علاقهمند پر شده است. شاید به نظر برسد در این روزها که مشکلات دیگری مانند نابرابری، گرانی و جنگ جامعه را گرفتار خود کرده، بحث درباره روشنفکران چندان مورد اقبال افراد قرار نگیرد. اما استقبال از نشست «آسیبشناسی فضای روشنفکری» روی دیگری از جامعه را نشان میدهد. روشنفکر برای اندیشیدن زندگی میکند
«سعید مدنی»، جامعهشناس، حرفهایش را با تاریخ روشنفکری در جهان آغاز کرد: «روشنفکری و روشنفکر پدیدهای مربوط به دوران روشنگری است. از همان زمان، روشنفکران به دو گروه تقسیم شدهاند؛ یکی از آن گروهها مدافع وضع موجود و دیگری ناقد این وضع است. اما نقطه اشتراک آنها در میان تمامی طیفها، مهارت فکری است. روشنفکر برای اندیشیدن زندگی میکند و تفکر را ایدئولوژی خود میداند.»
او سپس به زمان آغاز روشنفکری در ایران پرداخت: «اغلب صاحبنظران، تاریخ شروع روشنفکری را زمان عباسمیرزا و حقارت ناشی از شکست در جنگ با روسیه میدانند که منجر به جدا شدن بخشهایی از ایران شد. آن احساس حقارت، مبنایی برای فکر کردن درباره مسئله ایران شد. در واقع، درماندگی و ضعف در مقابل روسها باعث شد عباسمیرزا به چیستی مسئله ایران فکر کند و برای حل آن تلاش کند.»
مدنی تعریف «علی شریعتی» از روشنفکر را به نظر خود نزدیک میداند: «روشنفکر نه فیلسوف است، نه دانشمند، نه هنرمند و نه نویسنده؛ بلکه او فرد خودآگاهی است که نیاز روز جامعه خود را حس میکند، منتقد وضع موجود است و جامعه را بهسمت وضع مطلوب هدایت میکند. البته به این تعریف انتقاداتی وارد است، چون در آن روشنفکر تقریباً مانند کنشگر سیاسی، اجتماعی و مدنی تعریف شده است، در حالی که مزیت اصلی روشنفکرها کنشگری نیست.»
او در ادامه نقلقولی از «کارل مانهایم» آورد و ارتباط آن با مسئله امروز ما را توضیح داد: «مانهایم معتقد بود اگر کسی فهم جامعهشناختی از دنیا و کشور خود نداشته باشد، هرگز نمیتواند به خودفهمی از وضعیت خود برسد. برای همین، زمانی که فیلسوف از اوضاع جامعه خود خبر نداشته باشد، نمیتواند درک درستی از مسائل روز خود داشته باشد و به بیراهه میرود.»
مدنی با این مقدمه به جایگاه اجتماعی روشنفکران پرداخت و گفت روشنفکران را نمیتوان یک طبقه اجتماعی دانست؛ هرچند خاستگاه بسیاری از …












