
به گزارش نبض بازار-بر اساس چشمانداز آژانس بینالمللی انرژی، تقاضا برای مواد معدنی حیاتی تا سال ۲۰۴۰ تقریباً دو برابر خواهد شد. در این میان، مس به دلیل کاربرد گسترده در انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای نوین، در صدر این تقاضا قرار دارد. پیشبینی میشود مصرف جهانی مس تا سال ۲۰۴۰ حدود هفت میلیون تن افزایش یابد و احتمالاً تا سال ۲۰۳۵، شکافی ۲۵ درصدی میان عرضه و نیاز جهانی ایجاد شود.
برای دههها، نگاه به صنعت معدن در ایران با یک جمله خلاصه میشد: «ما روی ذخایر عظیم نشستهایم.»، اما این نگاه، نه تنها ما را به جایگاه واقعیمان در زنجیره ارزش جهانی نرساند، بلکه باعث شد از تحولات بزرگ این صنعت عقب بمانیم. پرسش این است: آیا ایران میتواند به جای «معدندار»، به «فرآورنده» تبدیل شود؟ پاسخ، با نگاهی به واقعیتهای اقتصادی کشور، مثبت به نظر میرسد.
۱. نگاه سنتی؛ اسارت در «خامفروشی»
متأسفانه ساختار اقتصادی ایران طوری طراحی شده که فروش ماده خام، همواره سادهترین و در دسترسترین مسیر بوده است. اما این مسیر، سه آسیب بزرگ داشته است:
ارزشافزودهی ناچیز: سهم ایران از زنجیره جهانی معدن، تنها به حلقهی اول (استخراج) محدود شده.
وابستگی به نوسانات قیمت جهانی: هر تلاطمی در بازارهای جهانی، مستقیماً به بودجه کشور ضربه میزند.
تخریب سرمایههای ملی: تمامشدنی بودن ذخایر، با این رویکرد، به معنای پایانِ دورانِ رونق است.
۲. چرا فرآوری؟ مزیتهای پنهان اقتصادی
دلیل اصلی برای حرکت به سمت فرآوری، نه یک شعار آرمانگرایانه، بلکه محاسبهی دقیق اقتصادی است:
نخست؛ هزینههای نسبی نیروی کار:
در اقتصاد ایران، دستمزد نیروی متخصص و مهندس، وقتی با دلار محاسبه میشود، کسری از دستمزد مشابه در اروپا یا آمریکاست. این تفاوت قیمت، در پروژههای فرآوری که نیروی انسانی ماهر نقش کلیدی دارد، یک مزیت رقابتی بزرگ محسوب میشود.
دوم؛ دانش فنی انباشتهشده:
دههها تحریم و محدودیت، اگرچه آسیبهای جدی داشته، اما یک دستاورد بزرگ هم به همراه آورده: توانمندیِ اجباری در مهندسی معکوس، ساخت داخل و تعمیرات تخصصی. امروز بسیاری از تجهیزات خطوط فرآوری در داخل ساخته یا تعمیر میشوند و این یعنی هزینههای تعمیر و نگهداری و تأمین قطعات، به طرز …












