
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ؛ فرزندان پدران مبتلا به افسردگی، ۴۲ درصد بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند. افسردگی پدر و مادر از مسیرهای متفاوتی میتواند بر فرزندان اثر بگذارد. سازوکارهای اپیژنتیک، میکروبیوم روده و محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال (HPA) در این فرایند نقش دارند. سلامت روان پدر در مراقبتهای خانوادگی، بهطور مزمن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. آنچه با خود حمل میکنیم، گاهی پیش از آنکه حتی بدانیم آن را با خود داریم، به نسل بعد منتقل میکنیم. فرض رایج
وقتی درباره تأثیر سلامت روان والدین بر فرزند صحبت میکنیم، معمولاً چیزی رفتاری را تصور میکنیم. برای مثال، ممکن است پدری را تصور کنیم که از دیگران فاصله میگیرد، برای حضور و همراهی با خانواده مشکل دارد یا الگوی خاصی از برخورد با غم، ناراحتی یا اضطراب را به نمایش میگذارد؛ الگویی که فرزندان او در طول سالها مشاهده و بهتدریج جذب میکنند.
اما یک بررسی پژوهشی که این ماه در مجله Neurobiology of Disease منتشر شده است، نشان میدهد این تصور کامل نیست (Ren و همکاران، ۲۰۲۶).
سازوکارهایی که از طریق آنها افسردگی پدر میتواند به فرزندان او برسد، فقط رفتاری نیستند؛ بلکه جنبههای زیستی نیز دارند و بعضی از این مسیرها ممکن است حتی پیش از تولد کودک فعال باشند. دستکم یکی از این سازوکارها میتواند حتی پیش از لقاح آغاز شود. تفاوت افسردگی پدر و افسردگی مادر
پژوهش درباره نحوه انتقال آثار افسردگی والدین به فرزندان، تقریباً همیشه بر مادران متمرکز بوده است.
این تمرکز قابل درک است؛ زیرا افسردگی مادر میتواند مستقیماً از طریق بارداری بر جنین اثر بگذارد. این تأثیر از راه جفت و همچنین از طریق محیطهای هورمونی صورت میگیرد؛ محیطهایی که در زمان رشد جنین، بهطور مستقیم و همزمان با رشد او شکلگیری بدن و مغزش را تحت تأثیر قرار میدهند. این مسیرها نسبتاً بهخوبی شناخته و بررسی شدهاند.
اما افسردگی پدر متفاوت است؛ در دوران بارداری، هیچ مسیر زیستی مستقیم و آشکاری میان وضعیت روانی پدر و جنین وجود ندارد. با این حال، فرزندان پدران مبتلا به افسردگی، ۴۲ درصد بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند. این رقم از شواهد فراتحلیلی به دست آمده که بیش از ۷ میلیون زوج پدر ـ …






![[الهه نشاطی] تست تصادف در غیاب ارابههای مرگ!](/news/u/2026-08-24/ettelaat-0cbu8.jpg)





