
محبوبه که به خاطر عشق شدیدش به رحیم نجار و انتخاب پسری که خانوادهاش او را بیاصلونسب میدانند، مقابل خانواده قرار گرفته و حتی در خانه حبس میشود، همچنان تلاش میکند مسیر رسیدن به رحیم را ادامه دهد. در این میان، منصور؛ پسرعموی عاشق او، کسی است که بارها تلاش میکند همراه و پشتیبان محبوبه باشد.
اما محبوبه به جای دیدن ویژگیهای مثبت منصور، او را پس میزند و حتی لقب «عزرائیل» را برایش انتخاب میکند؛ لقبی که بیشتر از آنکه درباره شخصیت واقعی منصور باشد، نشاندهنده نگاه احساسی و تصمیمهای عجولانه محبوبه در آن مقطع است.
منصور پسری با ریشه خانوادگی، تحصیلکرده، متین و دارای شخصیت قابل اتکاست. او برخلاف رحیم، عشق را فقط در هیجان و احساس لحظهای نمیبیند؛ بلکه مفهوم احترام، مسئولیت و همراهی را درک میکند.
شاید همین تضاد میان رحیم و منصور یکی از مهمترین نکات داستان باشد؛ جایی که محبوبه جذب عشقی پرخطر میشود و شخصیتی را نادیده میگیرد که میتوانست برای او امنیت، آرامش و آیندهای متفاوت بسازد. خلاصه داستان بامداد خمار
فصل دوم سریال «بامداد …












