
سمیه افشینفر؛ گروه گزارش / در مقابل، کم نیستند نویسندگان، استادان دانشگاه، هنرمندان برجسته و اندیشمندانی که دههها برای فرهنگ و هنر این سرزمین زحمت کشیدهاند، اما در سکوت و با حضور افرادی اندک بدرقه شدهاند. آیا جامعه ارزشهای خود را تغییر داده است؟ آیا تخصص دیگر اهمیتی ندارد؟
واقعیت این است که مسأله نه این یوتیوبر جوان است، نه مرتضی پاشایی و نه هیچ چهره مشهور دیگری. مصطفی آبروشن، جامعهشناس و استاد دانشگاه درباره این اتفاق به «ایران» میگوید:«امروز شهرت با سرعتی بسیار بیشتر از اعتبار تولید میشود و شبکههای اجتماعی، کارخانههای شبانهروزی تولید چهرههای مرجع شدهاند. در چنین فضایی، دیگر مدرک دانشگاهی، سالها تجربه یا جایگاه حرفهای، تضمینکننده اثرگذاری نیست؛ آنچه تعیینکننده است، توانایی جلب توجه است. ما وارد عصر اقتصاد توجه شدهایم؛ عصری که در آن، هر کس بتواند نگاههای بیشتری را به خود معطوف کند، قدرت اجتماعی بیشتری نیز به دست میآورد، حتی اگر از نظر علمی یا تخصصی جایگاه برجستهای نداشته باشد.»
مرز باریک مشهور بودن و صاحبنظر بودن
بسیاری از خانوادهها حتی با نام این افراد هم آشنایی ندارند و حتی نمیدانند که این افراد چه محتوایی را به نوجوانان ارائه میدهند. اینکه چرا نوجوانان بیش از هر گروه دیگری جذب این چهرهها میشوند، سؤالی است که آبروشن در مورد آن میگوید:«پاسخ را باید در نیازهای نسلی جستوجو کرد که بیش از هر زمان دیگری با بحران هویت، تنهایی، اضطراب و نیاز به دیده شدن روبهرو است.» این جامعهشناس معتقد است نوجوان امروز کمتر به دنبال استاد سخن میرود و بیشتر به دنبال کسی است که احساس کند او را میفهمد. آبروشن بیان میکند:«اینفلوئنسرها با زبان ساده، شوخی، هیجان، روایت زندگی روزمره و حضور دائمی در تلفن همراه مخاطب، رابطهای عاطفی میسازند؛ رابطهای که بسیاری از نهادها از ایجاد آن ناتوان ماندهاند. نوجوان برای این چهرهها، صرفاً طرفدار نیست؛ احساس …













