
به گزارش شهرآرانیوز؛ آلن-فابین، که در ماههای پایانی زندگی در کنار پدرش بود، میگوید از اینکه احساس میکند یاد پدرش آنطور که باید گرامی داشته نمیشود، ناراحت است.
میخواهم کلیسای دوشی را به روی مردم باز کنم
آلن-فابین دلون میگوید: میخواهم این کلیسا را به روی مردم باز کنم. از ابتدا هم قرار بود چنین باشد. مادرم برایم توضیح داده بود که مسیر دسترسی به کلیسا از زمان ساخت آن طراحی شده بود. پدرم آنجا دفن شده است. دوشی خانه اوست و هنوز هم خانه اوست. ضمن اینکه احساس میکنم کمکم او دارد فراموش میشود و شایسته چنین چیزی نیست. هنوز بعضیها جلوی دروازه گل یا یادداشت میگذارند. میخواهم به آنها بگویم: «بیایید و به او ادای احترام کنید.»
با برادر و خواهرتان درباره این موضوع صحبت کردهاید؟
دوست دارم صحبت کنم، اما دیگر با من حرف نمیزنند! باید درباره تعداد روزهایی که کلیسا باز باشد به توافق برسیم، اما آنها نمیتوانند مخالفت کنند؛ اول به این دلیل که این خواست پدرم بوده و من میتوانم آن را ثابت کنم، و دوم اینکه قانون هم همین را میگوید.
آلن-فابین درباره مراسم خاکسپاری پدرش میگوید: «فکر میکنم هنگام خاکسپاری کمی بد عمل کردیم. البته طبیعی بود، چون عزادار بودیم، اما افرادی را دعوت کردیم که به نظر من نباید آنجا میبودند؛ مثل والری پکرس و پاتریشیا کاس. پاتریشیا دوست پدرم بود، اما مربوط به ۲۰ سال قبل بود. دوست داشتم هیرو می رولن آنجا باشد. اخیراً از او خواستم برای ادای احترام به اینجا بیاید، اما پاسخی نگرفتم.
برای من، هیرو می همسر پدرم بود. کاملاً روشن است؛ او شریک زندگیاش بود. پدرم از گفتن این موضوع به دخترش میترسید. فکر میکنم واقعاً احمقانه رفتار کردیم. گفتنش چه چیزی از ما کم میکرد؟ اگر قبول میکردیم که او شریک زندگی پدرم بوده، شاید اصلاً با آن پرونده مالیاتی و اتهام اشتغال پنهان مواجه نمیشدیم. وقتی پدرم به هیرو می پول میداد، به این دلیل نبود که او کارمندش بود؛ چون شریک زندگیاش بود.»
…











