به گزارش شهرآرانیوز، قسمت نخست این سریال نشان میدهد مدیری و تیم نویسندگانش تلاش کردهاند ضمن حفظ عناصر آشنای جهان «مرد هزارچهره»، قصه را وارد موقعیتهای تازهای کنند؛ تلاشی که در مقایسه با تجربه اخیر مدیری در «شیشماهه»، امیدوارکنندهتر به نظر میرسد. مسعود شصتچی هنوز همان مسعود است
بازگشت مسعود شصتچی، مهمترین برگ برنده «مرد ۳۰۰۰ چهره» در قسمت نخست است. شخصیتی که مخاطب او را از سالها قبل میشناسد؛ مردی ساده، گرفتار موقعیتهای عجیب و ناخواسته و البته بهشدت آسیبپذیر در برابر مناسبات اجتماعی.
اما اینبار با همان مسعود شصتچی سابق مواجه نیستیم. او ازدواج کرده و حالا بخش مهمی از دغدغهاش به خانواده و تصویری که دیگران از او دارند، بازمیگردد. شصتچی میخواهد برای پدر و مادرش و همسرش مایه افتخار باشد؛ اما گذشتهای که پشت سر گذاشته، همچنان مثل سایهای سنگین او را دنبال میکند.
همین گذشته میتواند یکی از مهمترین موتورهای درام در ادامه سریال باشد. شصتچی سابقه زندان دارد و همین سابقه باعث شده همچنان در معرض نگاه قضاوتگر جامعه قرار بگیرد؛ گویی او حتی پس از بازگشت به زندگی عادی نیز کاملاً از گذشته خود رها نشده است. مهران مدیری؛ اینبار دوباره در قامت بازیگر
یکی از نقاط قوت قسمت اول، بازی مهران مدیری است. مدیری در «مرد ۳۰۰۰ چهره» بار دیگر به همان جنس بازیای نزدیک شده که مخاطبان از او انتظار دارند؛ واکنشهای سریع، میمیکهای شناختهشده، مکثها و البته آن «بهبه» گفتنهای معروف که بخشی از هویت بازیگری او در چنین نقشهایی شده است.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که بازی مدیری در «شیشماهه» چندان موفق نبود و نتوانست همان کیفیتی را که از او انتظار میرفت، ارائه کند. در «مرد ۳۰۰۰ چهره»، اما به نظر میرسد او با شناخت دقیقتری از شخصیت و فضای اثر مقابل دوربین قرار گرفته است.
مدیری در قسمت اول هنوز همان بازیگر آشنای آثار کمدی خودش است، اما این بار شخصیت شصتچی را صرفاً به یک تیپ کمدی تقلیل نمیدهد. در واکنشهای او، علاوه بر ظرفیت طنز، نوعی سردرگمی و فشار اجتماعی نیز دیده میشود که میتواند در قسمتهای بعدی پررنگتر شود. نویسندگان جدید و تلاشی برای فرار از تکرار …












