دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

نگاهی به نمایش کانال کمیل ساخته کورش زارعی


نگاهی به نمایش کانال کمیل ساخته کورش زارعی
«گردان کمیل انتخاب شده تا برای پاکسازی تا پاسگاه رشیدیه عراق برود، دو کانال را پاکسازی کردند و همانجا زمین گیر شدند. یک گروهان جلو رفته بود تا سنگرها را پاکسازی کند، هنوز عراقی ها و سودانی ها در آن منطقه بودند، یکی از کانال ها، ذوذنقه ای شکل و کار فرانسوی ها بود. تانک ها و دوشکاها، مستقیم جاده را می زدند و می دانستند رزمندگان ایرانی راه دیگری ندارند. روز سوم عملیات، ارتباط گردان کمیل به مقر قطع شد. حاج همت اصرار دارد که تماس برقرار شود اما همه می دانند که شهادت نزدیک است. منطقه رملی است و دشت باز و رسیدن نیروی کمکی غیرممکن. بچه ها به حاج همت رساندند که به امام بگوید «ما عاشورایی جنگیدیم، بچه ها سلام شما را رساندند.»
«آب و غذا تمام شده و فقط مانده یک قمقمه آب برای ۱۲ نفر و برای تر کردن لب ها. مهمات هم تمام شد. عراقی ها وارد کانال شدند. اکثر بچه ها شهید شده اند. بقیه هم تیر خلاص می خورند. آه از مظلومیت بچه های گردان کمیل.»
اینگونه بود که نمایشنامه «کانال کمیل» به همت «سید حسن فدایی حسین» شکل گرفت. ۱۲ سال پیش در تالار مولوی به روی صحنه رفت، نمایشنامه اش ۹ سال پیش منتشر شد و اینک با تجربه ای جدید دوباره روی صحنه تالار اصلی تئاتر شهر است.
«کانال کمیل» کاری از گروه تئاتر آیین است. کورش زارعی که از سال ۱۳۶۴ بازیگری حرفه ای خود را در نمایش های مختلف آغاز کرد، این بار با تجربه ای فراوان «کانال کمیل» را روی صحنه برده است، نمایشی خوب و البته تاثیرگذار.
اگر پاشنه آشیل تئاتر دفاع مقدس را همچنان بحث «نمایشنامه» بدانیم که همین طور هم هست، اما «کانال کمیل» با نمایشنامه ای حساب شده و کارگردانی خوب کورش زارعی توانسته است مخاطب خود را به تامل وادار کند. چه بسیارند آثار نمایشی که با پایان یافتن نمایش، در ذهن مخاطب و تماشاگر هم پایان می یابد، اما «کانال کمیل» این ویژگی را دارد که مخاطب را حتی در لحظه ترک سالن در فکر فرو ببرد و او را رها نکند، شاید به همین دلیل است که پس از پایان ظاهری نمایش و در لحظه ترک کردن سالن توسط تماشاگران، همچنان موسیقی تامل برانگیز اثر شنیده می شود و آنان را در فکر فرو می برد.
«کانال کمیل» به خوبی از همه صحنه عریض خود برای برقراری ارتباط با مخاطب بهره می گیرد اگر چه می توان گفت تالا ر اصلی تئاتر شهر شاید برای این اثر کمی بزرگ است و «کانال کمیل» می توانست در تالا ری مثل «تالا ر چهارسو» اکران بهتری را تجربه کند اما به هر حال نباید و نمی توان از امکانات خوب و گنجایش مناسب تالا ر اصلی چشم پوشید.
«کانال کمیل» در تعویض صحنه ها و حرکت بین گذشته و حال بسیار موفق عمل می کند که خود حاصل نمایشنامه و کارگردانی قابل قبول اثر است. شاید در جای جای اثر می توان به یاد «هیوا» رسول ملا قی پور افتاد که آن هم فیلم قابل توجهی بود اما نمی توان از این نکته هم گذشت که «کانال کمیل» در تداوم رتیم دچار مشکل است و شاید اگر این اثر ۷۰دقیقه ای به نمایش ۵۵دقیقه ای می رسد، ارتباط بهتر مخاطب را شاهد می بود. در «کانال کمیل» استفاده از افکت های صوتی مانند صدای گلوله و خمپاره کمی بیش از اندازه است که می توان تبدیل به استفاده از دیگر امکانات برای تداعی بهتر صحنه شود. همچنین اگر در طراحی پوستر و بروشور اثر، از همان فرازهای دعای کمیل که در نمایش هم شنیده می شود، استفاده می شد، شاهد خروجی بهتری می بودیم.
نکته اساسی دیگر درباره «کانال کمیل» حکمی است که فیلم درباره بحث «تفحص» صادر می کند یعنی نمایشنامه نویس این امکان را دارد که به جای تذکر و مطرح کردن نکته ای درباب بحث «تفحص» شهدا، از طرف همان شهدا سخن بگوید و بخواهد که شهدا در همان محل شهادت خود بمانند و به جای دیگری مثل دانشگاه و نوک قله و... منتقل نشوند. به هر حال در این مورد، اختلا ف نظرهایی وجود دارد و به زعم نگارنده تفاوتی ندارد که جسم شهدا کجا دفن باشد، مهم این است که در این جابه جایی به نوعی «تذکر» و «یادآوری» هم وجود دارد که از آن نمی توان گذشت.
در «کانال کمیل» بازی های خوبی دیده می شود که علی سرابی در این نمایش هم حرف اول را می زند همچنین از زحمات قاسم مرادی به عنوان مدیر هماهنگی اثر و یار دردآشنای تئاتر نمی توان بی تفاوت گذشت. علیرضا زارعی و مسعود منصوری هم تلا ش خوبی در کنار سایر دست اندرکاران «کانال کمیل» داشته اند.
«کانال کمیل» همچنین می توانست یادآور شهادت سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی هم باشد که نزدیک همین کانال و در منطقه عملیاتی فکه زمانی که داخل معبر در حرکت بود، با انفجار مین به دیدار معبود شتافت.
با همه این اوصاف، «کانال کمیل» از بسیاری از تولیدات تئاتر در چند سال اخیر، جلوتر است و یادآور این بیت شعر زیبا است:
«ما زنده از آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.»



نویسنده : حسن حائری
منبع : روزنامه کارگزاران